پوستر فیلم مردان خوش‌تیپ

بازسازی کره‌ای ترسو بود

مردان خوش‌تیپ
Handsome Guys
محصول ۲۰۲۴ – کره‌ی جنوبی
ژانر دلهره، کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

آقای «الی کریگ» در سال ۲۰۱۰ در اولین تجربه‌ی بلند داستانی خود به‌سراغ روایتی با نام «تاکر و دیل در برابر شیطان» رفت. او در این دلهره-کمدی هم ادای دینی به اسلشرها و اسپلترهای دهه‌ی ۱۹۸۰ کرده بوده و هم سعی در شکستن کلیشه‌هایی داشت که مخاطب بر اساس آن‌ها داستان را در ذهن مرور می‌کرد. حال در سینمای کره‌ی جنوبی آقای «نام دونگ-هیوب» سعی دارد آن روایت را بازسازی کند.
کل روایت در باب دو برادر است که با قیمتی ارزان خانه‌ای را میان جنگل خریداری کرده‌اند. این خانه در میان اهالی به خانه‌ی شیطان معروف شده و همین باعث شده مدت‌ها خالی از سکنه باشد. داستانی که در فیلم کانادایی شاهد هستیم هم‌زمانی نقل مکان این دو برادر تا حدی ساده‌لوح با عده‌ای جوان است که همین هم‌زمانی سیر رخدادهای درون روایت را ایجاد می‌کند؛ رخدادهایی که همه‌اشان بر اساس همان اصطلاح معروف «بدترین کار در بدترین زمان ممکن» موقعیت‌های کمدی و خون‌افشانی را تشکیل می‌دهند. داستان کره‌ای هر قدر سعی دارد روایت را واقعاً در ساختار جغرافیای کره غربال کند موفق نمی‌شود. داستان آقای نام هیاهوی فراوان دارد اما نفس ندارد.

در فیلم کانادایی شاهد بودیم که سیر این رخدادهای تصادفی به‌گونه‌ای بود که هم مخاطب را شوکه می‌کرد و هم او را نسبت به این حماقت‌ها به خنده وامی‌داشت. در داستان کره‌ای گویی کارگردان از خون‌افشانی‌ها می‌ترسد و همین باعث ایجاد برش‌هایی در روایت می‌شود که آن را تبدیل به یک کمدی فکاهی و در برخی موارد پارودی بی‌مزه می‌کند. کارگردان کره‌ای یک نکته‌ی بسیار مهم را فراموش کرده و آن هم این است که در دلهره‌های دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ کاراکتر زن اغواگر سینمای نوآر به دختران بلوندی تقلیل یافته بود که یا زن قهرمان پایانی می‌شدند یا طعمه‌های اغواگر پرده‌ی اول بودند که برای عمق خون‌افشانی‌ها از آن‌ها استفاده می‌شد. در روایت کانادایی آقای کریگ به‌خوبی این مسئله را در برابر چشم مخاطب قرار می‌دهد و همین باعث می‌شود داستان او در میان دالان‌های ژانری بر ضد کلیشه‌های رایج روایی عمل کند. اما در روایت کره‌ای این زن اغواگر، قهرمان و در نهایت طعمه عملاً رنگ باخته است. در نتیجه روایتی که شاهد هستیم داستان معتدل‌شده‌ای در خون‌افشانی و چشم‌چرانی‌های منجر به اسپلتر است و همین باعث می‌شود کمیت‌اش در ساختار ژانری لنگ بزند. زمانی که در این پیچ شاهد لنگیدن روایت کره‌ای باشیم و کارگردان هیچ برنامه‌ای برای پر کردن این خلأ نداشته باشد گویی با گسستی قابل مشاهده مواجه می‌شویم. آقای نام در این خلأ دیگر نمی‌تواند همانند روایت کانادایی مخاطب را درگیر شکستن کلیشه‌ها کند. او حتی در کاربرد جلوه‌های ویژه نیز شکست خورده است و پرده‌ی سوم داستان آبکی و باسمه‌ای است.

این فیلم ستاره‌ای همچون «لی سونگ-مین» را داراست که کارگردان حتی از او هم بازی خوبی نگرفته است. آقای نام اگر به‌جای بازسازی روی ساختار کمدی-دلهره‌های کره‌ای پیش می‌رفت می‌توانست اثر خود را تبدیل به اقتباسی آزاد یا الهام‌گرفته از روایت آقای کریگ کند. این کارگردان نوپا شاید هنوز آن‌قدری جسارت ندارد که یک اثر سینمایی را با گرفتن نقطه‌های قابل اتکایی در آن مال خود کند. بازسازی آقای نام اثری شیک و رنگی‌ست اما دلهره-کمدی نیست.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟