«هیتپیگ» یکی از موفقترین و معروفترین کارآگاهانی است که میتواند حیوانات گمشده را به صاحباناشان بازگرداند. او اما نمیخواهد بداند بیشتر حیواناتی که به اصطلاح به خانه بازمیگرداند هرگز دلاشان نمیخواهد به آنجا بازگردانده شوند. این حیوانات درواقع از دست صاحبان ظالم و خودخواه خود فرار کردهاند. هیتپیگ اما بیتوجه به تمام حرفهای این حیوانات کار خود را انجام میدهد و دستمزدش را هم میگیرد. او روزها و ماموریتهای خود را مثل همیشه و بیدردسر میگذراند تا اینکه با فیلی با نام «پیکلز» آشنا میشود و باید او را به صاحباش برگرداند.
انیمیشن «هیتپیگ» توسط دو کارگردان باسابقه و تازهکار ساخته شده است. «دیوید فیس» آمریکایی کارگردان انیمیشنهای سریالی بسیاری است و سابقهای طولانی در دنیای انیمیشنها دارد و «سینزیا آنجلینا» که در میلان ایتالیا بهدنیا آمده و اکنون در لسآنجلس زندگی میکند و پیش از ساخت این انیمیشن تنها یک انیمیشن کوتاه ساخته بود. این دو کارگردان با همکاری هم تلاش کردهاند دنیای طنازانه و جدیدی از حیوانات را در برابر مخاطبان خود قرار دهند و در کنار ایجاد اوقات خوش برای آنها به آنها بیاموزند که حیوانات نیز مانند انسانها نیاز به آرامش و دوست داشتهشدن دارند.
این دو کارگردان روایت خود را به آرامی و آهستگی آغاز میکنند و از همان ابتدا سعی میکنند شخصیتهای داستان خود را به مخاطب بشناسانند. آنها در ابتدا و در ادامه در طول مسیر گذشتهای هر چند کوتاه را از زندگی هیتپیگ نشان میدهند تا مخاطب بتواند به درک درستی از این شخصیت و دلیل کارهایی که انجام میدهد برسد. سپس وارد زندگی اکنون او شده و روند کارهایی که انجام میدهد و تواناییهایی که دارد را به تصویر درمیآورند. مخاطب در همان یک سوم ابتدایی کاملا این شخصیت را درک کرده و میتواند همراهاش شود. در سوی دیگر کاراکتر پیکلز است که در دام مردی خودشیفته و خودخواه و البته متوهم گرفتار آمده است. این کاراکتر هم در سکانسی که از هواپیما به بیرون میآید و آن خوشبینیهای کودکانهای که دارد به خوبی برای مخاطب پذیرفته میشود و بیننده میتواند از آن پس هر کاری را که انجام میدهد، بپذیرد. دیگر کاراکترهای مسیر این دو شخصیت نیز هر یک بهنوعی با اتفاقاتی جسورانه شناخته میشوند؛ راسویی که از آزمایشگاهی هستهای بیرون آمدهاست، خرچنگی که از درون آب جوش نجات پیدا شده است و کوآلایی که از دست صاحبی ظالم فرار کرده است. حی شخصیت ظالم صاحب پیکلز نیز بهخوبی تعریف شده است. دو کارگردان این انیمشین با شناساندن تکتک شخصیتهای روایت خود و ادغام کردن مکالمههای کمدی و اتفاقاتی طنزگونه در مسیر آنها توانستهاند مخاطبان خود را به راحتی به دنبال خود بکشانند.
یکی دیگر از دلایلی که این انیمیشن میتواند به دل تمام مخاطباناش بنشیند صداهایی است که برای کاراکترهای آن انتخاب شده است. صدای «جیسون سودیکیس» آنقدر خوب بر روی کاراکتر هیتپیگ نشسته است که تصور اینکه شخص دیگری هم میتوانست این کاراکتر را تعریف کند کاملا محال است. درواقع صداپیشگان کاراکترهای این انیمیشن در کنار شخصیتپردازی بسیار خوب کارگردانها باعث شدهاند علیرغم بیسروصدا بودن اکران این انیمیشن هم مخاطبان بسیاری برای دیدن آن به سینماها بروند و هم افراد بسیاری در خانه به دیدن آن بنشینند و در زمانی نزدیک به نود دقیقه از آنچه مشاهده میکنند لذت ببرند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.