پوستر فیلم وحشی شب‌گرد (این اصطلاح استعاره از زنی است که بین مادرانگی و زنانگی دچار کشمکش شده و برون‌داد آن مسخ‌شدن در کالبد یک سگ است)

همه‌چی آرومه

وحشی شب‌گرد (این اصطلاح استعاره از زنی است که بین مادرانگی و زنانگی دچار کشمکش شده و برون‌داد آن مسخ‌شدن در کالبد یک سگ است)
Nightbitch
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر دلهره، کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

شما کافی‌ست تجاری‌ساز یا تجاری‌نویس آمریکایی باشید تا همه‌ی مفاهیم را به ابتذال بکشانید. هفته‌ی پیش در باب فیلم «تنبیه» صحبت کردیم و شاهد بودیم که کارگردان شیلیایی چگونه توانست مخاطب را درگیر برهه‌ای از زندگی زن کند؛ برهه‌ای که در آن اوست که باید انتخاب کند مادر باشد یا نباشد و این تصمیم نباید تحت تأثیر هیچ عامل بیرونی‌ای قرار بگیرد. کارگردان طی ۸۷ دقیقه و بدون هیچ اضافاتی مخاطب را درگیر این کشمکش پس از سال‌ها تجربه‌ی مادری کاراکتر اصلی داستان می‌کند. حال خانم «ماریل هلر» در چهارمین تجربه‌ی فیلم بلند داستانی‌اش به سراغ اقتباسی از رمان «وحشی شب‌گرد» به قلم خانم «ریچل یودر» رفته است. این رمان را همچون یک اثر فمینیستی در قالب رئالیسم جادویی وارد بازار تبلیغات کرده‌اند و درست سه سال پس از نگارش دست به ساخت فیلمی سینمایی ‌از آن زده‌اند. اینکه چنین روندی را چگونه تعبیر می‌کنید، شاید اصلاً به خوشبینی و بدبینی مربوط نباشد و مخاطب را وارد ساز و کارهای تبلیغاتی مشخص برای پررنگ کردن عمدی برخی آثار می‌کند.

در باب گزاره‌ای که این فیلم قرار است مطرح کند هنگام مرور فیلم «تنبیه» موارد اساسی را شرح دادیم. در این اثر با زنی مواجه هستیم که دو سال و اندی‌ از تجربه‌ی مادری‌اش می‌گذرد. حال او به نقطه‌ای از روزمرگی رسیده که گویی تنهاترین انسان روی زمین است و هیچ دسترسی مشخصی به آن زن قبل از حاملگی ندارد. نویسنده و کارگردان سعی دارند این بار سنگین مادری را از ساده‌ترین راه ممکن حل کنند و کمی از جبرشدگی آن بکاهند. نقشه‌ی آن‌ها حضور همسری منفعل است که متناسب با رخدادهایی که مقابل زن داستان قرار می‌گیرد سکوت و بغض کند و او را ببوسد. در این نقطه با یک مشکل مواجه هستیم و آن رویاپردازی احمقانه‌ی فمینیسم افراطی است که همیشه در فتوحات خود مرد اخته بوده و مقاومتی نکرده است. زمانی که این رویاپردازی احمقانه وجود دارد، همه‌ی مصیبت‌های جنس زن نیز وجود دارند، بزرگ‌تر می‌شوند و در نهایت راه‌حلی نهایی برای آن پیدا نخواهد شد. موج‌های جدید این جنبش به‌جای آموزش هم مرد و هم زن، دست به رویافروشی از طریق این رمان‌ها و آثار اقتباسی از آن‌ها با پشتوانه‌ی ابررسانه‌های حامی می‌زنند تا هم صندوق حمایتی‌اشان همچنان پر پول بماند و هم نامی برای خود دست و پا کنند. اما زمانی که پای خود را پس از خواندن و مشاهده‌ی این آثار روی زمین می‌گذاریم با واقعیتی عریان مواجه خواهیم شد.

اینکه اثر خانم هلر قرار است رئالیسم جادویی باشد و خشم زنانه را برای برون‌رفت از این روزمردگی همچون مسخ‌شدگی در کالبد یک سگ نشان دهد در برابر گزاره‌ی اثر او هیچ اهمیتی ندارد. در این داستان مخاطب با رنجی زنانه مواجه نیست و صرفاً از طریق کمدی سیاه زنگ‌زده‌ و کلیشه‌ی هالیوودی که گاه رو به زردی دارد سعی در حرکت از درون دالانی دارد که زن با تیپا زدن به همسر ناسپاس و مردسالار منفعل خود را از رنج این توحش رها کند، به علایق گذشته‌اش برسد و در نهایت تعادلی زیبا را با موفقیت گالری هنری‌اش برقرار کند و در نهایت آن مردسالار منفعل و مسبب همه‌ی مشکلات را به آغوش خانواده بازگرداند؛ همین‌قدر احمقانه و دور از واقعیت. حال اینکه خانم نویسنده و کارگردان از برخی موتیف‌های رئالیسم جادویی بهره برده‌اند و البته در پاره‌ای از موارد از طریق سوررئالیسم آن را به خورد رمان و فیلم داده‌اند نیز دلیلی بر توجه بیشتر به این اثر نمی‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟