پوستر فیلم سکس کن، ازدواج کن، بکش

کمدی-اسلشری که در نیامد

سکس کن، ازدواج کن، بکش
F*** Marry Kill
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در بازی «سکس کن، ازدواج کن، بکش» باید نام سه سلبریتی، دوست یا هر آن فردی که جمع می‌شناسند بر زبان بیاوری و سپس به هر کدام یکی از این افعال را نسبت دهی. خانم «لورا مورفی» در اثر جدید خود سعی دارد از طریق درون‌مایه‌ی قاتل سریالی درون یک شهر کوچک و دسته‌ی دوستی دختران مخاطب را به درون این بازی ببرد. داستان او با زندگی از هم پاشیده‌ی «اوا» آغاز می‌شود که دوست‌پسر ده ساله‌اش به‌یک‌باره او را ترک کرده است. اطرافیان او دائم سعی دارند اوا را وادار به شروع مجدد زندگی کنند، اما همچنان قصد رهایی از مسیر ده ساله را ندارد. خانم مورفی قبل از ورود به داستان اوا مخاطب را با یکی از صحنه‌های قتلی مواجه می‌کند که توسط قاتل سریالی مشهور این شهر رقم خورده است؛‌ یکی از هشت قتل. او در نماهایی از این افتتاحیه مخاطب را با کفش قاتل مواجه می‌کند و تأکید زیادی دارد که این نما نباید فراموش شود.

اوا در نهایت تصمیم می‌گیرد یک اپلیکیشن دوست‌یابی روی گوشی همراه خود نصب و از این طریق افراد مختلفی را برای آشنایی انتخاب کند. همان‌طور که از نام فیلم و بازی مشهوری که از همان ابتدا کارگردان به هر طریقی سعی دارد روایت را به آن ربط دهد مشخص است، اوا در نهایت بین ۳ گزینه باید انتخاب کند؛ میچ، نورمن، کایل. هر کدام از این سه گزینه تحت تأثیر اتفاقات اخیر شهر و در نهایت پادکست جنایی معروف این شهر قرار می‌گیرند و اوا با تلقین‌های خواهر همیشه مراقب خود در نهایت به هر سه شک می‌کند. همین شک روایت را در پرده‌ی دوم پیش می‌برد و باعث می‌شود مخاطب برای مدتی درگیر روابط اوا شود و از بحث قاتل سریالی شهر دور بماند.

داستان خانم مورفی جذابیتی ذاتی دارد؛ آن هم به‌سبب درون‌مایه و پیش‌قضاوت مثبت مخاطب در باب ترکیب دلهره و هیجان‌انگیز. اما هر چه پیش می‌رویم گویی با یکی از همان روایت‌هایی مواجه هستیم که تلاشی برای نگاه داشتن مخاطب ندارد. کاراکترهای این فیلم پرداختی ندارند که قادر باشند مخاطب را از کالبد بازیگران جدا کنند و یک زندگی داستانی و تخیلی را برای او بسازند. کاراکتر او به‌عنوان شخصیت اول فیلم گویی عروسکی است که اتفاقات تعیین شده را پیش می‌برد. یکی از عمده تفاوت‌های بین یک اثر خوب و حتی متوسط با اثری ضعیف در این است که مخاطب در آن آثار دنیای خلق‌شده توسط کارگردان را درک می‌کند و گاهی حتی به عمد در آن گم می‌شود تا لذت بیشتری ببرد. اما داستان خانم مورفی توانایی این غوطه‌وری را ندارد. مخاطب تا قبل از پرده‌ی اول به‌راحتی حربه‌ی کارگردان را تشخیص می‌دهد و همچون فرنچایز «جیغ» قاتل سریالی را از میان اطرافیان اوا کشف می‌کند. شخصیت‌پردازی‌های ضعیف کارگردان نیز علت دیگری‌ست که باعث می‌شود مخاطب حتی اگر نخواهد، باز هم شخصیت مورد نظر را کشف کند و در نهایت به‌سبب روزمرگی کسالت‌بار روایت در تلفیق کمدی و هیجان پیش از پایان از اثر جدا شود. خانم مورفی درون‌مایه‌ی خوب و حتی مسیرهای کلیشه‌ای جذابی را برای داستان خود انتخاب کرده است، اما در این فیلم مشکل فرم بصری و روایی دارد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟