پوستر فیلم بار قابل حمل

سه‌گانه‌ی ابتذال آقای سرا تکمیل شد

بار قابل حمل
Carry-On
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور دو اثر «گشت‌و‌گذار در جنگل» و «بلک آدام» در باب دنیای سینمایی رو به افول آقای «ژاومه کلوت سرا» نوشتیم. حال او در جدیدترین اثر خود در ژانر هیجان‌انگیز پس از سال ۲۰۲۰ سه‌گانه‌ی ابتذال خود را تکمیل کرده است. داستان این فیلم از آن دست روایت‌هایی است که قرار است در یک لوکیشن مخاطب را درگیر هیجان و تصمیمات لحظه‌آخری کند. «ایثن» مأمور امنیت پرواز در فرودگاه لس‌آنجلس است و صبح را با همراهی دوست‌دختر حامله‌ی خود آغاز می‌کند. او تا کنون امید داشته که در نیروی پلیس استخدام شود، اما به‌سبب رد شدن در آزمون دروغ‌سنجی مدتی‌ست راه‌اش به فرودگاه و تیم امنیتی آن باز شده است. او به‌سبب اینکه خود را به‌نوعی بالاتر از این شغل می‌دانسته، هیچ‌گاه نتوانسته رابطه‌ای از جنس تعهد را با این شغل برقرار کند. کارگردان در شروع روایت و شخصیت‌پردازی ایثن دائم سعی دارد این موضوع را پررنگ کند تا مخاطب ناخودآگاه درگیر کلیشه‌های هیجان انگیز «قهرمانی که از کار روتین خود خسته شده بود» شود. اما محرک روایی برای حلول این قهرمان جدید چیست؟

گروهی از سربازان سابق افراطی قرار است از طریق یک بمب شیمیایی روسی درس عبرتی به کنگره‌ی ایالات متحده بدهند. افتتاحیه‌ی روایت نیز مربوط به همین موضوع است و فردی که ما نمی‌بینیم و قرار است مجری این عملیات باشد با چهره‌ای سایه‌دار این بمب را به دست می‌آورد تا از این طریق وارد دوگانه‌ی ایثن و او شویم. اما روایت آقای سرا اصلاً قرار نیست همان هیجان نیم‌بند را هم به روایت اضافه کند. او در این روایت حاضر است منطق را زیر پا بگذارد، اما از هیجان القایی کم نکند.

آقای سرا در این فیلم فقط سعی کرده کمی پرده‌ی دوم و اتفاقات آن را دچار ساختارشکنی تجاری کند؛ بدین صورت که با ارائه‌ی پوششی خاکستری روی چهره‌ی کاراکتر اصلی صرفاً قرار است از او کلیشه‌زدایی و در نهایت زایشی مجدد به‌شیوه‌ی خود داشته باشد. اما همین کلیشه‌زدایی خود اسیر کلیشه‌هاست و آقای سرا هیچ نوآوری خلاقانه‌ای در پیشبرد روایت ارائه نمی‌دهد. داستان او از همان دست کلیشه‌های خودجداپنداری است که مخاطب را به‌سبب نبودن منطق روایی چفت‌و‌بست‌دار به خنده می‌اندازد. «نورا»، دوست‌دختر ایثن، در کمال تعجب دچار این ساختارشکنی و کلیشه‌زدایی سطحی آقای سرا نشده است و همان  کاراکتر زیبا با لب‌های براقی است که به صلاحدید کارگردان در چند نما ظاهر می‌شود؛ ابتدا برای پارتنر خود آرزوی سلامتی می‌کند، در میانه‌ی مسیر نگران او می‌شود و سپس شک می‌کند، در انتها باز هم با نگرانی منتظر موفقیت پارتنر قهرمان خود می‌ماند و در نهایت در کنار آمبولانس او را در آغوش می‌گیرد.

داستان این فیلم حتی برای لحظه‌ای قرار نیست هیجانی نو را حتی در قالب یک کلیشه‌ی هیجان‌انگیز به مخاطب القاء کند؛ شخصیت‌پردازی، برش‌های برآمده از دکوپاژ و در نهایت ضربآهنگ اثر. آقای سرا به‌نظر باید به همان دنیای قبل از ۲۰۲۰ خود بازگردد و در میان جهان دلهره و آثار جنایی غوطه‌رو شود. این سه اثر را هم می‌توان تجربه‌هایی ضعیف در دنیای تقریباً متوسط و استاندارد این کارگردان در نظر گرفت.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟