شخصیتپردازی در اوج، روایت در کف؛ این بار با طعم زهر بیاثر دموکراتها
عنوان این مرور آخرین جملهی مرور قبلی در باب فیلم «نیترام» آقای «جاستین کرزل» است. گویی او کپی برابر اصلی را از اثر قبلی مقابل چشم مخاطب قرار داده است. این کپی برابر اصل همان بازیگردانی، شخصیتپردازی کاراکترها و در نهایت انتخاب خوب بازیگران است. در اثر جدید هم گویی روایت در اولویتهای بعدی قرار دارد و کارگردان سعی دارد گذری تحت تأثیر انتخابات ایالات متحده روی یک واقعیت تاریخی در دههی ۱۹۸۰ داشته باشد.
داستان فیلم در دو سال ۱۹۸۳ و ۸۴ میگذرد. گروهی نئونازی با نام «فرمان» در حال شکل گرفتن است. آنها انشعابی از یک کلیسای خصوصی و تندرو هستند که سعی دارند کاملاً عملگرا علیه جنبشهای ضد سفیدپوستی و نسل آرایی عمل کنند. آنها برای تأمین هزینههای خود دست به سرقت از بانک میزنند و تکرار در این امر باعث ورود یک مأمور افبیآی به این منطقه میشود. «تری هاسک» به این شهر آمده تا بهصورت اختصاصی در باب رخدادهای پیشآمده تحقیق کند. کارگردان از همان ابتدا سعی دارد روی دیگری از تری را در برابر چشم مخاطب قرار دهد و آن خانوادهی این مأمور است. اینکه همسر و و دو دختر این مرد او را ترک کردهاند یا خیر، همان گره روایی است که تری پنهان میکند. او دائم و به هر بهانهای از خانوادهاش میگوید و همین تکرارهای گاهوبیگاه است که باعث شک بیشتر مخاطب میشود.
از سوی دیگر شاهد شخصیتپردازی ذرهذرهی کاراکتر «باب متیوز» هستیم که بهعنوان سرکردهی گروه «فرمان» قرار است آشوبهای بزرگتری را برپا کند. باید گفت که کارگردان در ترسیم دو سوی ماجرا کاملاً خوب عمل کرده است. این زیبایی شخصیتپردازی تری و باب تا جایی پیش میرود که اولین برخورد آنها پس از سرقت از ماشین حمل پول را شاهد هستیم. بازی بینقص «جود لا» در این صحنه و انتقال حس فردی که گویی با ترحم دشمن از مرگ گریخته مخاطب را نیز شوکه میکند. اما داستان از زمانی دچار سراشیبی سقوط میشود که کارگردان همچون آقای عباسی در فیلم «کارآموز» به دام بازیهای انتخاباتی و آخرین زهرهای دموکراتها میافتد. او از زمانی که «حمله به کنگره» را بهعنوان هدف اصلی این گروه ترسیم میکند، گویی دائم به مخاطب این تلقین را میکند که «ببینید چگونه بازماندههای این تفکر پس از انتخابات ۲۰۲۰ تن آمریکا را به لرزه انداختند!»
متأسفانه بازی بودار و احمقانهی سینمایی دموکراتها دیگر جواب نمیدهد. آنها چه بخواهند و چه نخواهند دیگر باید بپذیرند دانلد ترامپ رییسجمهور جدید کشورشان است. اما ظاهراً پذیرش این موضوع در هالیوود همچنان سخت است و باید دید باز هم قرار است چنین طعنههای نیشداری به طرفداران ترامپ بزنند و آنها را نئونازیهای بهدنبال آشوب معرفی کنند؟ آنچه در بخش دوم این اثر شاهد هستیم جز این بازی شعاری و مضحک نیست. آقای کرزل همانند اثر اول در جایجای روایت مخاطب را از شخصیتپردازیها و بازیگردانی و انتخاب بازیگران و حتی رجوع به انتزاع ذهنی کاراکترها دچار لذت میکند. اما این جزیرههای جدا افتاده قرار نیست از طریق روایت به یکدیگر وصل شوند و در نتیجه همهچیز دمبریده و ناقص باقی میماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.