پوستر فیلم به سلامتی تو و ما

بازنمایی متوسط دوران سیاه

به سلامتی تو و ما
Here's to You and Us!
محصول ۲۰۲۳ – روسیه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

همه‌ی دیکتاتورها و تمامیت‌خواهان قرن بیستم گویی هر نفسی که می‌کشیدند برابر بود با گرفتن جان انسان‌ها. استالین یکی از رهبرانی است که فقط کافی بود بمیرد تا بوی فاضلابی که سال‌ها روی آن نشسته بود همه‌ی جهان را بگیرد. استالین سال‌ها زنده بود و متفکران قرن بیستمی اروپای غربی و دانشجویان آن‌ها با پرچم‌های قرمز داس و چکش نوید پایان پذیرفتن غرب سرمایه‌داری و حلول عدالت و برابری کمونیستی را سر می‌دادند. اما پس از سال ۱۹۵۳ و با جهانی شدن خبرهای مربوط به حذف و تبعید مخالفان، دانشمندان و متفکران گویی همه‌چیز زیر و رو شد. در اوج شکل‌گیری جنگ سرد حال دیگر با شوروی‌ای مواجه بودیم که آرمان‌شهر نبود، بلکه زمین سوخته‌ای بود که لقمه‌ی دهان مردمان‌اش در حال سرازیر شدن به باک سوخت موشک‌ها و فضاپیماها بود. آقای «آندری اسمیرنوف» در جدیدترین اثر خود به روزهای پایانی سال ۱۹۵۲ و روزهای آغازین سال ۱۹۵۳ و درست چند ماه مانده به مرگ استالین رفته است. او در اثر خود قرار است یکی دیگر از نقاط سیاه حکمرانی شوروی سابق را مقابل چشم مخاطب قرار دهد؛ توطئه‌ی پزشکان. در این پاکسازی بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۳ گروهی از پزشکان یهودی به بهانه‌های واهی توطئه علیه مقامات حزب کمونیست تبعید یا کشته شدند.

داستان به درون خانواده‌‌ی یک استاد فلسفه و محقق پدیدارشناسی که در دهه‌ی ۱۹۱۰ شاگرد «هوسرل» بوده است می‌رود؛ ‌آقای «پاول بتکوویچ» . او به اتفاق همسر، دخترش دینا و داماد نوه‌اش در این آپارتمان زندگی می‌کنند. آقای اسمیرنوف از همان ابتدا سعی دارد مخاطب را در معرض کلیتی قرار دهد که از طریق آشپزخانه و حمام اشتراکی همه‌ی ساکنان را تعریف می‌کند. دوربین کم‌کم خود را از دیگران جدا می‌کند و صرفاً به درون این خانواده می‌رود تا درون‌مایه‌ی خود را بهتر و دقیق‌تر تصویر کند. اما این درون‌مایه در نهایت جز شعارهایی به هم دوخته شده نیست. آقای اسمیرنوف هر چقدر سعی دارد قاب‌ها را دچار سکونی از جنس سینمای روسیه کند و از درون آن‌ها رنج را بیرون بکشد، اما باز هم روایت او خیلی شیک‌تر از آن است که بتواند در قیاس با آثاری چون «سروان ولکوونوگوف فرار کرد» قرار بگیرد. در فیلم مورد اشاره شاهد یکی دیگر از پاکسازی‌های خصمانه‌ی استالین در دهه‌‌ی ۱۹۳۰ هستیم. اما کارگردان آن روایت از طریق تلفیق ژانرهای هیجان‌انگیز و درام با سوررئالیسمی نرم مخاطب را به درون این آشفتگی می‌برد. روایت آقای اسمیرنوف اما هیچ نشانی از این قدرت روایی ندارد.

دوربین کارگردان در این اثر صرفاً قرار است کاراکترها را تعقیب کند و در نهایت دوباره به کاراکتری دیگر بازگردد و انبوهی از شعارهای ضد نظام تمامیت‌خواهی را فریاد بزند. در این فیلم گویی قرار نیست این پاکسازی و رنج آن را مشاهده کنیم. کارگردان دائم سعی دارد صف‌های طولانی کوپن و ملاقات زندان را به‌عنوان حاصل این رنج نشان دهد، اما این تصویرسازی‌ها لایه‌ای نازک روی روایتی هستند که شکل نگرفته است. آقای اسمیرنوف طی دو ساعت و نیم فقط تلاش کرده بخشی از دوران سیاه استالین را تصویر کند، اما این تلاش در همان تلاش باقی مانده و حاصلی ندارد. شاید اگر او بیشتر و بهتر مخاطب را با مردمانی مواجه می‌کرد که رفته‌رفته دچار بی‌اعتمادی به یکدیگر می‌شوند و انزوایی خودخواسته را میان صف‌های فشرده‌ی مواد غذایی تحمل می‌کنند، اکنون با داستانی مواجه بودیم که پلان‌به‌پلان‌اش ذهن را درگیر بازنمایی یک واقعیت تلخ می‌کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟