روایتی غیرقابل تحمل
بعد از اینکه «شلبی» از «روبی» درخواست ازدواج میکند، آنها تصمیم میگیرند مواد را ترک کنند، اما ترک مواد به همین راحتی هم نیست. دلالان فروش مواد مخدر همهجا هستند و مدام این زوج را وسوسه میکنند. تا اینکه این وسوسهها در نهایت منجر به مرگ روبی شده و شلبی برای انتقام گرفتن دست به کار میشود. در سوی دیگر کلانتر چرچ تلاش میکند شلبی را از این کار منصرف کند.
«رندال امت» سالهاست به عنوان تهیهکنندهی فیلمهای اکشن و هیجانانگیز گروه ب فعالیت میکند. فیلمهای متوسط و بیشتر زیر متوسطی که هرگز نه توانستهاند باعث جلب مخاطب سینمابین شوند و نه تلاشی هم برای بهتر شدن در مسیر خود داشتهاند. به همین دلیل هم با توجه به انبوه فیلمهایی که آقای امت در ساخت آنها اثرگذار بوده، میتوان حدس زد قرار است چگونه کارگردانی شود. او در سال ۲۰۲۱ اولین فیلم خود را با نام «نیمهشب در علفزار» ساخت. فیلمی که ما در کانال مرور کردیم و دربارهی نداشتن منطق روایی و بیهوده بودن آن حرف زدیم. آقای امت در سال ۲۰۲۲ بار دیگر هوس کارگردانی فیلمی دیگر کرده بود، فیلمی با نام «رستگاری بیرحمانه» که این فیلم هم علیرغم داشتن بازیگران خوبی چون «رابرت دنیرو» چیزی برای گفتن نداشت.
روایت آقای امت در این فیلم نیز مانند فیلم «نیمهشب در علفزار» به گونهای آغاز میشود که مخاطب احساس میکند قرار است در ابتدا با شخصیتپردازیهایی دقیق و آرام روبهرو شود. او تا دقیقهی 45 در میان شخصیتها از این سو به آن سو میرود و تلاش میکند هر یک از این کاراکترها را برای مخاطب شرح دهد، اما به نظر میرسد خود آقای امت هم نمیداند چه کاری انجام میدهد. شخصیتها پرداخت درستی نمیشوند. نه مشخص است شلبی و روبی چگونه با هم آشنا شدهاند و نه مشخص است چرا دچار اعتیاد شدهاند. مخاطب ناگهان وارد رابطهای میشود که هیچ پیشینهای از آنها ندارد. در ادامه هم فقط سکانسهایی لوس و بیمعنی از به اصطلاح عشق و ترک اعتیاد آنها نشان داده میشود. در سوی دیگر کاراکتر چرچ هم تعریف درستی ندارد. یک کلانتر بیهویت است که فرزندش را با مواد مخدر از دست داده و مشخص نیست چرا تا کنون برای یافتن کسانی که منجر به مرگ فرزندش شدهاند تلاشی نکرده است. خانوادهی روبی هم هیچ هویتی ندارند. خواهری که معلوم نیست چگونه نمیداند با کسانی زندگی میکند که مافیای مواد مخدر هستند. مادری که بیجهت خشمگین است و بهسرعت هم خشماش از بین میرود و مردی که بهاصطلاح مافیای مواد مخدر همان منطقه است و اما خود را انسانی مذهبی جا زده است. در همان اولین سکانسی که مخاطب با پیتر روبهرو میشود بهراحتی میتواند متوجه شود که این کاراکتر همان رئیس مافیا است، بدون اینکه کلامی هم صحبت کند. یعنی روایت آقای امت همانقدر که باریبههرجهت است به هماناندازه هم کلیشه و تکراری است. نوع انتقامی که شلبی از دلالان مواد میگیرد، راحتی یافتن این دلالان در صورتی که مدتهاست پلیس حتی نتوانسته به کسی از آنها شک کند و در نهایت کارهایی که کلانتر به اصطلاح انجام میدهد تا شلبی را از انتقام منصرف کند آنقدر مضحک و مسخره است که بعید است اصلا مخاطب تا انتها بتواند آن را تحمل کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.