پوستر فیلم مرد میداس (میداس بنا بر اسطوره‌های یونانی هر چیزی را که لمس می‌کرد تبدیل به طلا می‌کرد)

بریده‌بریده‌هایی که کامل نشدند

مرد میداس (میداس بنا بر اسطوره‌های یونانی هر چیزی را که لمس می‌کرد تبدیل به طلا می‌کرد)
Midas Man
محصول ۲۰۲۴ - بریتانیا
ژانر درام، موسیقی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«برایان ابستین» که در مغازه‌ی مبلمان خانگی پدرش کار می‌کند، آنقدر پر شور و هیجان است و آنقدر به‌خوبی با مشتریان رفتار می‌کند که کسی دست خالی از مغازه‌اشان بیرون نمی‌رود. دیری نمی‌گذرد که در کنار فروش مبلمان و اثاثیه دست به فروش انواع صفحات موسیقی هم می‌زند و در این کار هم بسیار موفق می‌شود. برایان اما مردی نیست که به این چیزهای کوچک قانع باشد، این بار او با دیدن چند جوان پر استعداد تصمیم می‌گیرد صفحه‌ای برای این گروه موسیقی با نام «بیتلز» پر کند.

نام گروه راک انگلیسی «بیتلز» برای کمتر کسی ناآشناست. هر مخاطبی که به موسیقی علاقه‌مند باشد حتماً حداقل یک آهنگ و ترانه را از این گروه بزرگ موسیقی شنیده است. این گروه که در ابتدا چهار جوان لیورپولی بودند که در کلاب‌های شبانه به نواختن آهنگ مشغول بودند، توسط برایان ابستین کشف شدند و سپس با تلاش‌های شبانه‌روزی این مرد جوان ابتدا در بریتانیا و سپس در کل جهان شناخته شدند. کاری که ابستین برای این گروه انجام داد آنقدر بزرگ و اثرگذار بود که او را نفر پنجم گروه بیتلز معرفی می‌کردند. فردی که اگر نبود شاید هرگز این گروه هم این‌چنین دچار پیشرفت و صعود نمی‌شد.

آقای «جو استفنسان» در سال ۲۰۲۴ فیلمی را روانه‌ی پرده‌های سینما کرد که تلاش می‌کرد در ستایش و تعظیم برایان ابستین باشد. کسی که با وجود مشکلات بسیار خانوادگی و شخصی تمام تلاش خود را انجام داد تا چند جوان خام اما پراستعداد بتوانند به عنوان یکی از غول‌های موسیقی شناخته شوند. آقای استفنسان از همان ابتدا روایت خود را با برایانی آغاز می‌کند که با دوربین حرف می‌زند و فردی جذاب و کاملاً پر نشاط دیده می‌شود. در اینجا اولین امتیاز روایت این کارگردان کم‌سابقه انتخاب بازیگری است که نقش برایان را بازی می‌کند. آقای «جیکوب فورچن لوید» آنقدر نرم و گیرا در نقش برایان حاضر می‌شود که مخاطب حتی لحظه‌ای هم نمی‌تواند از این کاراکتر دور شود و هر چه می‌گذرد می‌خواهد بیشتر و بیشتر درباره‌ی این شخصیت بداند. آقای استفنسان تا دقیقه‌ی ۴۶ روایت خود را با آرامش کامل تصویر می‌کند. برایان را نشان می‌دهد که چگونه در تلاش است همواره بهترین خود را نشان دهد، به‌ویژه برای پدر و مادرش. رابطه‌ای که میان برایان و چهار عضو گروه بیتلز شکل می‌گیرد انسجام و گیرایی خود را دارد و می‌تواند با توجه به موسیقی‌ها و ترانه‌های گروه بیتلز مخاطب را با خود همراه کند. از دقیقه‌ی ۴۶، درست زمانی که برایان توسط یک مرد جوان مورد دزدی قرار می‌گیرد، همه‌چیز تغییر می‌کند. روایت آنقدر سریع و آشفته می‌گذرد که مخاطب احساس می‌کند در برابر کتابی قرار گرفته که در میان صفحات‌اش، صفحات بسیاری وجود ندارد و درنتیجه با روایتی کاملاً ناقص و بریده شده مواجه است.

آقای استفنسان روایت خود را از انتهای نیمه اول با برش‌هایی سریع و حتی بی‌دلیل مواجه کرده و انسجام را از آن گرفته است. مخاطب در این برش‌ها هر بار با برایانی متفاوت روبه‌رو می‌شود که اتفاقات برای‌اش بی‌دلیل رخ می‌دهند تا در نهایت او را به ورطه‌ی سقوط بکشانند. در این فیلم هرگز دگرباش بودن برایان به‌درستی تصویر نمی‌شود و حتی اجازه‌ی گفتن این کلام در مسیر داستان داده نشده است. سرنوشت آن اتفاق و آن مرد جوانی که برایان را در خیابان می‌بیند و متوجه دگرباش بودن‌اش می‌شود، هرگز مشخص نمی‌شود. اینکه برایان برای اینکه مجبور نشود به این مرد جوان باج دهد راهی دادگاه شده و اتفاقات سخت و دردناکی برای‌اش رخ داده است. داستان و دلیل قرص‌هایی که برایان مدام استفاده می‌کرده نیز هرگز مشخص نمی‌شود. حتی رابطه‌ی برایان با اعضای خانواده؛ پدر و مادر و برادر و حتی زن‌برادر نیز به درستی تصویر نشده است.

انتخاب بازیگرانی که در نقش اعضای گروه بیتلز ظاهر می‌شوند، مانند بازیگر نقش برایان نقطه قوت این روایت است که باعث می‌شود مخاطب کمتر به کاستی‌های اثر توجه کند. موسیقی شنیده شده بر روی تصاویر هم از آنجا که متعلق به خود گروه بیتلز است، دلیل دیگری بر لذت‌بخش بودن این روایت است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟