آقای زمکیس محترم چرا؟!
اثر زیبای «داستان یک روح» آقای دیوید لاوری را مشاهده کردهاید؟ یا «درخت زندگی» آقای مالیک هنوز در خاطر شما باقی مانده است؟ آقای لاوری در روایت خود از طریق مردی که طی یک تصادف از دنیا رفته مخاطب را به سفری به قدمت تاریخ وارد میکند. او از طریق موسیقی و دوربین ثابت و روحی که گویی در این مکان حبس شده قرار است مرور این گذشتهی دیدهشده و نادیدهی توسط آن مرد جوان را از سر بگذراند. آقای مالیک نیز در فیلم «درخت زندگی» عملاً در یک پارهی مجزا در اثر خود بهیکباره ما را به سفری درون تاریخ ملموس حیات زمین میبرد و اینبار نیز شاهد تلفیق موسیقی و تصویر در بین روایتی مجزا هستیم. حال در کنار این توضیحات قرار است وارد فیلم جدید آقای زمکیس شویم. نام زمکیس را با سینمای میانهی هالیوودی عجین میبینیم. او از آن دست فیلمسازانی است که هالیوود آثارش را در هر مقطعی رنگهای پر زرق و برق میزند و تبلیغات را به نهایت خود میرساند؛ از «فارست گامپ» گرفته تا انواع و اقسام روایتهای هیجانانگیز، درام، ملودرام و ژانرهای دیگر. آقای زمکیس یکی از نبضهای هالیوود است و این را به خوبی در احترام رسانههای هالیوودی به او میتوان شاهد بود. حال آقای زمکیس تلاش دارد از مالیک و آقای لاوری وام بگیرد و اینبار از طریق یک نقطهی ثابت در جایی روی کرهی خاکی مخاطب را به سفری در زمان ببرد.
سفر آقای زمکیس هیچ هویتی ندارد. او احتمالاً داستان یک روح را دیده، از فیلم مالیک هم چیزهایی در ذهن دارد و در نهایت دست به ساخت اثری زده که نه مکاناش و نه کاراکترهای درون آن هویتی از جنس یک روایت واحد دارند؛ روایتی که قرار است مخاطب را به نوعی با بخشی از خود همگام کند. این اتفاق در داستان آقای زمکیس نمیافتد. این کارگردان با گذری مضحک به دنیای دایناسورها و انقراض آنها و عصر یخبندان به دوران حضور بومیان آمریکا میرسد و از طریق زوجی جوان گویی قرار است داستانهایی موازی را نقل کند. پس از آن زوج بومی به دوران بنجامین فرانکلین میرویم و سپس ابتدای قرن بیستم، میانهی آن، و در نهایت انتهای این قرن و رخدادهای نیمهکارهای از هزارهی سوم در برابر ما قرار میگیرند. اینکه آقای زمکیس در ذهن خود چه تصوری از این گذر زمانی داشته نیز بسیار مهم است.
یکی از مشکلات برخی از بزرگان هالیوود مانند آقای زمکیس این است که تکنیسینهای خوبی در تلفیق تکنیکهای سینمایی و روایی هستند و متأسفانه هیچ سنخیتی با روح اثر و فرم آن ندارند. این اثر نیز گویی آقای زمکیس را در حد همان تکنیکهایی که در تلفیق تصاویر و برشها هستند راضی نگه میدارد. این ارضاء شدن زمکیس درون اتاق تدوین باعث نابودی روایتی میشود که گویی از همان ابتدا هم وجود نداشت.
اینکه آقای زمکیس در این اثر حتی شخصیتپردازی هم نکرده و صرفاً چند زوج را به تصویر میکشد هم جای سوال دارد. او از بین این زوجها به مارگارت و ریچارد تکیه میکند، چرا که آنها مدت زمان بیشتری در این خانه زیست کردهاند. اما چرا آقای زمکیس با این همه تغییرات در ساختار ظاهری تام هنکس، تغییری در صدای او نداده است؟ باور کنید در بخشی از فیلم که باید ریچارد ۲۰ ساله را با صدای تام هنکس ۷۰ ساله تحمل کنیم یکی از مضحکترین تجربیات سینمایی محسوب میشود. در هر حال آقای زمکیس بهتر است به جای ورود به این تجربیاتی که نمونههای موفق و شاهکار آن در دنیای سینما وجود دارد به همان ساختارهای روایی متنوع سینمای خودش بازگردد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.