پوستر فیلم پدرو پارامو

اقتباس از پدر رئالیسم جادویی

پدرو پارامو
Pedro Páramo
محصول ۲۰۲۴ – مکزیک
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

بعید است «مارکز» و «فوئنتس» را خوانده باشیم، اما سری به پدر رئالیسم جادویی، «خوآن رولفو» نزده باشیم. رمان زیبای «پدرو پارامو» را شروع رئالیسم جادویی در ادبیات می‌دانند؛ جایی که بین رئالیسم و سوررئالیسم نوعی موازنه پدید آمد و از طریق فرهنگ آمریکای لاتین مخاطب درگیر این توازن می‌شد. آقای «رودریگو پریتو» را نیز همه می‌شناسیم؛‌اما شاید نه با چهره، بلکه از طریق قاب‌هایی که برای ایناریتو، اسکورسیزی، اولیور استون، آلمادوار و دیگران بسته است. حال او در اولین تجربه‌ی فیلمسازی خود در قامت کارگردان به‌سراغ شاه‌ماهی رئالیسم جادویی رفته است.

داستان خوآن رولفو را اگر مطالعه کرده باشید لاجرم بارها و بارها در بین بخش‌های‌اش شما را وادار به عقبگردی لذت‌بخش کرده تا بتوانید روی روایت تسلط بیشتری داشته باشید. روایت او از طریق جوانی با نام «خوآن» آغاز می‌شود که طبق وصیت مادرش عازم شهری کوچک با نام «کومالا» می‌شود تا با پدرش، پدرو پارامو، ملاقات کند. هنگام ورود او به درون این شهر است که گویی مخاطب به‌همراه کاراکتر خوآن در میان گذشته و حال شهر گم می‌شود و گویی در مرز میان واقعیت، کابوس، دنیای زندگان و دنیای مردگان، دوزخ و بهشت گم می‌شود. خوآن گویی تبدیل به ابزاری می‌شود تا مردمان گذشته‌ی این شهر را تبدیل به راویانی میان یک روایت غیرخطی کند تا از تکه‌تکه‌های این پازل شخصیت پدرو پارامو پرداخت شود.

اقتباس آقای پریتو وفادارانه سعی دارد نسخه‌ای سینمایی و در عین حال آبرومندانه از این رمان قدرتمند ارائه دهد. اما گویی دست‌و‌پای لرزان ذهن کارگردان باعث شده تا روایت نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. مخاطبی که رمان را مطالعه کرده باشد دوست دارد و شاید عاشقانه منتظر این است که درون اثر سینمایی نیز گم شود. اما فیلم آقای پریتو این حس را در او پدید نمی‌آورد و عملاً شاهد یک روایت خطی ساده هستیم. آقای پریتو دائم در روایت خود سعی دارد قاب‌هایی خاطره‌انگیز را ببندد که همین قاب‌ها نیز تا حدی قابل اتکا هستند. آنچه در رمان مهم است نگاه فرهنگ آمریکای لاتین به دنیای مردمانی است که دائم در حال مرور زندگی و رنج‌های‌اشان هستند، دنیای پدرو است که در وفادارانه‌ترین شکل ممکن به شخصیت خود سعی دارد انتقامی انتزاعی را از همه‌ی مردمان بگیرد و در نهایت بخشی از انقلاب مکزیک در ابتدای قرن بیستم نیز درون رمان جای دارد. فیلم آقای پریتو این سرگشتگی میان کاراکترها را در مسیری متوسط به مخاطب نشان می‌دهد و همین باعث کم شدن حظ بصری از این اقتباس است.

فیلم «پدرو پارامو» برای مخاطبی که رمان را نخواند تبدیل به اثری در هم پیچیده و گاه بدون اتکا به کاراکترهای اصلی‌اش می‌شود. اما از آن‌سو برای مخاطبی که رمان آقای خوان رولفو را مطالعه کرده صرفاً ادای دینی ساده و خطی به روایتی تودرتو و غیرخطی محسوب می‌شود. تک‌تک کاراکترهایی که در بخشی از روایت تبدیل به راوی می‌شوند همان نقطه‌اتکای اصلی رمان هستند و آقای پریتو تمام تلاش خود را برای قوت‌بخشیدن به این کاراکترها می‌کند، اما گویی تناسبی بین راویان، میزانسن، طراحی صحنه‌ی متفاوت بین گذشته و حال و در نهایت بیدار شدن حس مالیخولیایی در کاراکتر خوآن ایجاد نمی‌شود و هر کدام از این رشته‌ها همچون جزیره‌هایی دور از هم کار خود را می‌کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟