پوستر فیلم پسران

۱۷ سال عذاب وجدان

پسران
The Boys
محصول ۲۰۲۳ – کره‌ی جنوبی
ژانر جنایی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

«چونگ جی-یونگ» یکی از فیلمسازان مستقل و در عین حال قابل احترام کره‌ی جنوبی طی چهار دهه‌ی اخیر است. او را با  آثاری چون «پارتیزان کره‌ی شمالی در کره‌ی جنوبی» یا «زندگی و مرگ بچه‌ی هالیوودی» در دهه‌ی ۱۹۹۰ و اثری چون «امنیت ملی» در دهه‌ی ۲۰۱۰ می‌شناسیم. او در اثر جدید خود وارد ژانر جنایی شده و سعی دارد از طریق یک پرونده‌ی مختومه‌ی واقعی روایتی ۱۷ ساله را مقابل چشم مخاطب قرار دهد.

داستان با تکه‌هایی از اخبار سال ۱۹۹۹ که مربوط به دستگیری سه نوجوان پسر است آغاز می‌شود. این سه نوجوان متهم به سرقت از یک سوپرمارکت و سپس قتل پیرزن صاحب آن هستند. پس از این افتتاحیه‌ی کوتاه به ۱۷ سال بعد، سال ۲۰۱۶، می‌رویم. کاراکتر اصلی داستان در برگشت به این شهر مقابل چشم مخاطب قرار می‌گیرد. «هوانگ جون چول» افسر پلیسی است که با عدم ارتقای درجه طی این ۱۷ سال، حال به همین شهر منتقل شده تا سال آخر خدمت خود را از سر بگذراند. داستان آقای هونگ قرار است رابطه‌ی بین این افسر پلیس و پرونده‌ی ذکرشده را باز کند و از این طریق موقعیت‌های روایی‌ را به تصویر بکشد.

داستان همان‌طور که از ساختار آثار جنایی کره‌ای برمی‌آید با نوعی هزارتوی کاراکتری و موقعیتی آغاز می‌شود. این روند تا میانه‌ی پرده‌ی اول ادامه دارد و کم‌کم کاراکترها به‌سبب تکرار موقعیت‌ها و جان گرفتن مسیر روایت پرداخت می‌شوند. در پرده‌ی دوم دیگر عملاً گاه در سال ۱۹۹۹ به سر می‌بریم و گاه در سال ۲۰۱۶ و از این طریق تکه‌های پازل در برابر مخاطب قرار می‌گیرد. آقای هونگ مخاطب را در برابر نوعی فساد ساختاری در پلیس و دادستانی این شهر قرار می‌دهد که برای ارتقای رتبه گوشت‌های قربانی خود را انتخاب کرده‌اند.

آقای هونگ در این اثر مخاطب را به‌خوبی درگیر ماجرایی رازآلود و در عین حال ساده می‌کند. بهره‌ بردن او از بازیگر نام‌آشنایی چون «سول کیونگ-گو» در نقش اصلی باعث قوام یافتن کاراکتر جون چول می‌شود. اما مشکل آنجاست که مخاطب در خلوت با این کاراکتر بیشتر و بهتر روایت را درک می‌کند و به‌محض ورود یکی از کاراکترهای فرعی عملاً خرده‌روایت‌هایی دم‌بریده در کنار یکدیگر جمع می‌شوند و مسیر اصلی روایت را مسدود می‌کنند. کاراکترهای فرعی در این فیلم سم مهلکی هستند که به داستان اصلی خورانده می‌شوند؛ کاراکترهایی که در پرداخت آن‌ها غلوشدگی وجود دارد و عملاً تیپ هستند تا شخصیت. به‌طور مثال به خانواده‌ی جون چول توجه کنید؛ همسر او وجود دارد چون نیاز است دیالوگ‌هایی بین او و دخترشان برقرار شود و مخاطب بیشتر در معرض گذشته‌ و حال این کاراکتر قرار بگیرد. این دیالوگ‌ها نه از زبان یک کاراکتر پرداخت‌شده، بلکه از زبان یک عروسک در میزانسن بیرون می‌آیند که کارگردان تصمیم گرفته بخشی از پیشبرد روایت را به او بسپارد. به‌همین گونه می‌توان به کاراکترهای وکیل، دختر آن پیرزن به قتل رسیده و سه پسر نوجوان، همکاران قدیمی و اکنون جون چول و در نهایت شرورهای داستان اشاره کرد. هیچ‌کدام از این کاراکترها قرار نیست شخصیتی داستانی را در این فیلم نشان دهند و همه‌اشان حضور دارند چون کارگردان نیاز دیده و این باعث ایجاد فاصله‌ای بین مخاطب و رخدادهای فیلم می‌شود. فیلم جدید آقای هونگ صرفاً اثری آخر هفته‌ای است و شاید شباهتی به آثار قبلی این کارگردان ندارد؛ آثاری که هم در سینمای مستقل و هم سینمای تجاری دچار خط معیاری روایی بودند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟