«فارل ویلیامز» در برابر «مورگان نویل» نشسته و قرار است داستان زندگی خود را از کودکی تا کنون که در برابر این تهیهکننده و کارگردان تلویزیونی نشسته تعریف کند.
مورگان نویل با کارگردانی قسمتهای سریالهای تلویزیونی شناخته میشود. او در این بین آثار سینماییای را هم ساخته است، اما هرگز آن کارگردان و تهیهکنندهای نبوده است که تأثیری عمیق و بهیادماندنی را در ذهن مخاطباش ایجاد کرده باشد. او در متفاوتترین و جدیدترین اثرش تلاش کرده گوشههایی از زندگی خواننده، آهنگساز، تهیهکنندهی موسیقی و رپر مشهور آقای ویلیامز را در ساختار انیمیشن تصویر کند. انیمیشنی که اگرچه پتانسیل و خلاقیت و ابتکار لازم برای دربرگرفتن یک روایت نو را در خود دارد، اما روایت آقای نویل آن توانایی موردنیاز برای ماندگار شدن را در خود ندارد.
روایت آقای نویل را اگر به دو بخش تقسیم کنیم و بخش اول آن را به دوران کودکی، نوجوانی و در کل زمانی که قرار است فارل وارد مسیر شهرت شود، اختصاص دهیم، بخش دوم شامل روزها و سالهای شهرت و زمان اوج او در صنعت موسیقی میشود. در بخش اول آقای نویل روایت خود را در بستر درامی که داستان ارائه میدهد و میتواند مخاطب را با روایت خود بهگونهای سینمایی همراه کند، سرو شکل داده است. مخاطب در بخش اول بهخوبی میتواند فارل را ببیند که چگونه در دبیرستان و در خانه و البته با دوستاناش رفتار میکند و موسیقی چگونه بر او اثر میگذارد. در این بخش قسمت سوال و جوابی که فارل با نویل دارد بسیار کمرنگ دیده شد و حتی مخاطب فراموش میکند که فارل در واقع در حال بیان خاطرات گذشتهی خود است.
بخش دوم اما روایت شکل دیگری به خود میگیرد. در این بخش مخاطب بیشتر با یک مستند گزارشگونه مواجه است که افراد متفاوتی میآیند و میروند و چند خاطرهی کوتاه از فارل و تأثیری را که در مسیر کاری آنها دارد بیان میکنند. درست به مانند اینکه مخاطب در برابر یک گزارش تلویزیونی قرار گرفته و باید سوال و جوابهای گزارششونده را بشنود. به همین دلیل هم تصویری که آقای نویل در این بخش به مخاطب نشان میدهد بهنظر آشفته و نامنظم است. افراد بسیاری در عرصهی موسیقی در برابر صندلی نویل مینشینند و از او و خلاقیتاش در کار حرف میزنند. در این میان آثار آنها نیز پخش میشوند و مخاطب در این بخش بیشتر با گزیدهای از کارهای فارل با دیگر افراد مشهور در عرصهی موسیقی روبهرو است که بهصورت انیمیشن در برابرش قرار گرفته است. کلیپی تبلیغاتی که شامل تمام آهنگهای خوب فارل است. آقای نویل حتی آن بخشی که فارل ناامید شده و دیگر مانند گذشته مورد توجه صنعت موسیقی است را هم بهخوبی نشان نمیدهد و بهسرعت از آن میگذرد تا بار دیگر فارل در اوج دیده شود.
خلاقیت روایت آقای نویل آن هم با درخواست خود فارل در استفاده از لگو برای ساخت زندگینامهی فارل است. لگوها فضایی انتزاعی را تصویر میکنند که میتواند در موقعیتهای مختلف اشکال متفاوتی را به خود بگیرد. مثلاً زمانی که فارل هیجانزده میشود سرش از تن جدا میشود. یا زمانی که کودکاناش را حمام میکند، آبی که بهصورت لگوست از وان خارج میشود. آقای نویل اگر از این توانایی اثر خود توانسته بود بهرهی بیشتری ببرد شاید حالا ما با اثری ماندگارتر روبهرو بودیم که فارل را هم بهتر میتوانست برای مخاطب شرح دهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.