پوستر فیلم سال ۲۰۲۰

روایت‌های بیرون از قاب

سال ۲۰۲۰
MMXX
محصول ۲۰۲۳ – رومانی، فرانسه
ژانر درام، کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در باب غنای سینمای «کریستی پویو» در مرور فیلم «خانه‌ی اربابی» به تفصیل نوشتیم. آقای پویو در سینمای خود مخاطب را گاه درگیر قاب‌هایی ثابت می‌کند و اجازه می‌دهد از میان سطور دیالوگ‌ها مکاشفه‌ای از جنس سینما شکل بگیرد. او در آثار خود ذهن مخاطب را به بازی دو سر بردی دعوت می‌کند که در آن هر رخدادی امکان‌پذیر است؛ گویی در دنیای سوررئالی سیر می‌کنیم که پایه‌ی آن همین واقعیت لخت و محض با دوربین ثابت در برابر کاراکترهاست. آقای پویو در جدیدترین اثر خود مانند دیگر بزرگان سینمای معاصر تعامل خود با دوران همه‌گیری کووید-۱۹ را به تصویر کشیده است. 

فیلم جدید آقای پویو هم شبیه آثار دیگر اوست و هم کاملاً متفاوت است. آقای پویو روایت خود را در ۴ اپیزود مقابل چشم مخاطب قرار می‌دهد. ایپزود اول و سوم با دوربین ثابتی که امضای کار اوست دیالوگ‌های رد و بدل‌شده بین دو کاراکتر اصلی را تبدیل به زمین حاصلخیزی برای انتزاع ذهنی مخاطب در باب رخدادهایی می‌کند که کاراکترها ایجاد می‌کنند. ایپزودهای دوم و سوم اما گویی به‌یک‌باره دوربین ناآرامی را شاهد هستیم که در یک موقعیت کاراکترها را دنبال می‌کند و از طریق همهمه‌ی میان دیالوگ‌ها دچار پیشروی می‌شود. در میان این اپیزودها نیز دچار بند ترجیعی می‌شویم که دوربین وسایل از هم پاشیده‌ی یک خانه را در زمین پوشیده از گیاه تصویر می‌کند.

اما باید قبول کنیم که این اپیزود اول است که باعث می‌شود این روایت دچار انسجام شود. در این اپیزود دوربین کاراکتر «اوآنا» را تصویر می‌کند که برعکس و با پاهای بازشده روی مبل تکی خود دراز کشیده و در حال اسکرول کردن صفحه‌ی تلفن همراه است. او تراپیست است و حال با صدای زنگ خانه از مریض خود استقبال می‌کند و پرسش‌نامه‌ای که روح روایت و رخدادها در آن نهفته شده موضوع دیالوگ بین این دو می‌شود. در این اپیزود با لانگ‌تیکی نزدیک به ۳۰ دقیقه مواجه هستیم که در بیشتر مواقع دوربین ثابت روی دیالوگ بین این دو متمرکز است. پیشروی روایت در این اپیزود گویی همگام با سوالات و پاسخ‌ها و توضیحات «لوآنا» دچار روندی سینوسی می‌شود. ۱۲ سوال در این پرسشنامه وجود دارد و از طریق پاسخ‌های لوآنا شاهد بروز شخصیت خودشیفته‌ی او می‌شویم. آقای پویو از طریق همین پرسش‌ها به‌آنی مخاطب را درگیر خاطراتی از دوران همه‌گیری و قرنطینه می‌کند؛ مانند رضایت از زندگی، ناامیدی، میل به ادامه‌ی زندگی، تعامل با دیگران، درک دنیا و موضوعاتی از این دست. آقای پویو پس از سوال ششم کاراکتر «میهای» را وارد روایت می‌کند و باعث می‌شود ادامه‌ی این دیالوگ دچار افتی محسوس شود که در ادامه حتی کاراکتر لوآنا نیز از حلاوت ابتدایی می‌کاهد و منطقی‌تر پرسش‌ها را می‌نگرد. 

ایپزود دوم با دوربین بیقراری مواجه هستیم که در همان خانه، اما با شکل و شمایلی شلوغ‌تر سیر می‌کند. در این اپیزود حتماً میزانسن شما را درگیر خود می‌کند؛‌ میزانسنی شلوغ که باعث آشفتگی ذهنی مخاطب، کاراکترها و حتی حرکت دوربین می‌شود. گویی پا در خانه‌ای گذاشته‌ایم که اعضای آن خود را برای یک آخرالزمان آماده کرده‌اند. در این اپیزود اوآنا و میهای به‌همراه همسر آرام و بی‌دغدغه‌ی اوآنا حضور دارند و از طریق مکالمه‌های تلفنی دائم اوآنا برای پیگیری حال دوست صمیمی‌اش که حامله است و به کرونا مبتلا شده ضربآهنگ بالا و بالاتر می‌رود. قاب‌هایی که در این اپیزود شاهد هستیم قرار را از مخاطب می‌گیرند و همین نکته‌ی پنهان درون این اپیزود است که باعث می‌شود آقای پویو به هدف خود برسد. 

اما در اپیزود سوم از بین همه‌ی کاراکترهای دو اپیزود قبل این همسر اوآناست که به‌عنوان یک مددیار بخش اورژانس در کنار راننده‌ی اورژانس در اتاق استراحت به سر می‌برند. در این اپیزود هم که در بالا اشاره شد دوربین روی این دو کاراکتر ثابت می‌ماند و از طریق راننده‌ی اورژانس ما را به درون خاطره‌ای ابزورد و در عین حال کمدی می‌برد؛ خاطره‌ای از همخوابگی این مرد با زنی که شبیه مریلین مونرو بوده، اما معشوقه‌ی یکی از مافیاهای خطرناک مولدوای از کار در آمده است. روح طنز در این اپیزود گویی قوامی بیشتر به خود می‌گیرد و باعث می‌شود مخاطب با اختیار کامل این انتزاع را بپذیرد.

در اپیزود چهارم و پایانی دوربین به بیرون از فضای بسته و منطقه‌ای روستایی می‌رود و از طریق یک بازرس بخش جنایی مخاطب را بار دیگر درگیر همهمه‌ی مد نظر فیلمساز می‌کند. در این همهمه‌ها که میان یک مجلس ترحیم است گویی با انواع واکنش‌های کاراکترهای مختلف به مقوله‌ی همه‌گیری، حفظ فاصله‌ی اجتماعی مناسب، زدن ماسک و رعایت بهداشت فردی مواجه می‌شویم. در این اپیزود با آغاز و پایانی مواجه هستیم که همانند سه اپیزود قبلی روایت‌گریز نیست و همین باعث می‌شود مخاطب در بین سطور این اپیزود انتظار رخداد حادثه‌ای را داشته باشد، اما تنها یک بند از یک شعر – بدرود، خواهیم مرد – مغز روایت است. 

سینمای آقای پویو حتی در تجربی‌ترین حالت خود باز هم چشم را به خود خیره می‌کند و این اعجاز این سینماگر موج نوی سینمای رومانی است. در روایت‌های آقای پویو گویی واژه‌ها با قدرت پر می‌کشند و به اعماق ذهن مخاطب می‌روند. در این فیلم نیز واژه‌ها نقشی بی‌بدیل در ساختار هر اپیزود دارند و از طریق آن‌هاست که مخاطب در هر اپیزود زندگی و روایتی را بیرون از قاب دوربین متصور می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟