فیلم با ورود دختری جوان به داخل یک خانه آغاز میشود. بهمحض وارد شدن با پولهایی که با رنگ قرمز روی آنها چیزی نوشته شده مواجه میشود. دختر رد خونها را میگیرد و به اتاقی میرسد که مرد میانسالی روی صندلی بسته شده است. مرد سعی میکند به دختر چیزی بگوید، اما دختر متوجه نمیشود. ناگهان مردی با یک ماسک پاندا از پشت سر به دختر حمله کرده و با چاقو به او ضربه میزند. دختر نقش زمین میشود. سپس مرد نیز کشته میشود. این مرد که یکی از مدیران شرکت بزرگ حقوقی بوده است قرار بود به رسم هر ماه به همراه دیگر مدیران، شبی را در محل شرکت به عیشونوش بپردازد اما مرگاش توسط مردی نقابدار اتفاقات عجیبی را به دنبال دارد، زمانی که این مرد وارد مهمانی شبانهی مدیران دیگر نیز میشود.
فیلم «جنون پاندایی» یک فیلم کمدی-ترسناک است. پس باید خط ظریف بین این دو ژانر را رعایت کند؛ اینکه طنز ماجرا نتواند قسمت ترسناک فیلم را تحت تأثیر قرار دهد. اما این فیلم نه ترسناک است و نه طنز. از سوی دیگر فیلمی که در آن قاتل در حال کشتار عدهی زیادی انسان است هم باید ظرافتهای خاص خود را داشته باشد.
این فیلم اسپینآف فیلم «خانهی اسلشر» است که در سال ۲۰۱۲ قسمت اول آن و در سال ۲۰۱۶ قسمت دوم آن ساخته شد. در این فیلم دختر جوانی در یک خانه محبوس میشود و باید خود را از دست قاتل وحشیای نجات دهد. در فیلم «جنون پاندایی» نیز عدهای در یک ساختمان گرفتار شدهاند و باید خودشان را نجات دهند. قاتل نقابزده هر کسی که در برابرش باشد را بهطرزی وحشیانه میکشد و فیلم هم ابایی از نشان دادن صحنه ها ندارد. -اگرچه بینندهی این ژانر بدتر از این سکانسها را هم دیده است.
این قاتل با ورود به شرکت در شب مهمانی و دنبال کردن افراد دلهره را به بیننده القا میکند. اما طنز ماجرا کجاست؟ قرار بوده اشخاصی که در آن ساختمان هستند با رفتارهای تمسخرآمیز خود فیلم را کمدی کنند. این رفتارها اما آنچنان وجه خندهداری ندارند. شاید وجه خندهدار ماجرا آنجا باشد که این افراد حتی با دیدن فردی که نقابزده و با چاقو روبهرویشان ایستاده است هم تعجب نمیکنند. آنها به کارهای خود ادامه میدهند و قاتل بهراحتی میتواند آنها را قتلعام کند. موتیفهای کلامی و بدنی بازیگران هم برای ایجاد طنز هم بیش از اندازه اغراق شده است. این موتیفها در زمانی که آنها ننوشیدهاند و حالت عادی دارند با زمانی که آنها مست هستند هیچ تفاوتی ندارد و در هر دو صورت رفتارهای دیوانهواری دارند. این رفتارهای دیوانهوار برای مدیران یک شرکت حقوقی بزرگ کمی غیرقابلباور است، حتی اگر فیلم طنز باشد. از آنجا که این نوع فیلمها مخاطبان خاص خود را دارند شاید این مخاطبان از دیدن این فیلم لذت ببرند اما در نهایت فیلم همان است که هست. شما در همان زمان که روبهروی فیلم نشستهاید یا از آن خوشتان میآید یا از ادامهی فیلم منصرف میشوید.
تهیه کنندهی فیلم هم «مایکو» همان گروهی است که فیلمها و موزیک ویدئوهای ترسناکِ سرگرمکننده را برای مخاطبان خاص خود میسازد و شاید نباید انتظار بیشتری از این نوع فیلمها جز سرگرمشدن داشته باشیم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.