وونگ کار-وای بهراحتی از دل کلیشهها اثر هنری خلق میکند
شما سینمای «وونگ کار-وای» را به چه میشناسید؟ اشباع رنگها، تکنیکهای فرمشده در تدوین، روایت غیرخطی، خردهروایتهای بیارتباط اما کاملکنندهی روایت اصلی، انفصال و اتصال داستان کاراکترها، استپپرینتینگ و اسلوموشنها یا قدرت و لطافت باران و بینوری در تضاد با نورهای نئونی و در نهایت موسیقی؟ سینمای وونگ کار-وای طی سه دههی اخیر همهی این المانها را در خود داشته است و همین باعث شده تا او را یکی از معدود مؤلفهای با نشاط سینمای جهان بنامیم. انتشار فیلم چینی «۱۰۰ یارد» بهانهای شد تا برای ورود به آن اثر ابتدا از گذرگاه سخت وونگ کار-وای و فیلم «استاد بزرگ» او عبور کنیم.
روایت آقای وونگ کار-وای بسیار ساده است؛ مروری بر زندگی «ایپ»، استاد کنگفو و سبک وینگ چون، از سن ۳۰ سالگی تا زمان مرگ. طی یک دههی اخیر با سری فیلمهای ایپ در قالب تجاری سینمای هنگکنگ مواجه شدهاید و از پرطرفدار بودن دو فیلم آن میان مخاطبان سینمای سرگرمی و اکشن هم اطلاع دارید؛ بهخصوص بازی «دانی ین» در نقش ایپ و تسلط او در سبک وینگ چون نیز مزید بر علت میشد تا مخاطب بهدنبال هیجان عملاً این روایتها را از دست ندهد. اما زمانی که ایپ قرار است وارد دنیای وونگ کار-وای شود دیگر خودش تنها نیست. دیگر قرار نیست روایت از یک هیجان ابتدایی آغاز شود، به مونوتون میانی برسد و در نهایت با هیجانی مملو از احساسات به پایان برسد. در سینمای آقای وونگ کار-وای ایپ راوی داستان خود و دیگران است و علاوه بر گذر عمر خود، در حال نظارهی داستان دیگران است. در عین حال او گاهی جای خود را، بدون اینکه خللی در زندگی روزمرهاش ایجاد شود، به کاراکتر اصلی دیگری با نام خانم «ار» میدهد که سبک مبارزهی شمال چین را پس از پدرش هدایت میکند. در میانهی روایت عملاً با در هم تنیدگی این دو داستان و خردهروایتهایی مواجه هستیم که تاریخ را پیش میبرند و مخاطب زمانی که به انتهای فیلم میرسد، نزدیک به سه دهه را از سر گذرانده است.
آقای وونگ کار-وای در افتتاحیهی روایت خود مخاطب را با موتیفهای مخصوص به سینمایاش وارد زندگی ایپ میکند؛ در این افتتاحیه تلفیق رنگهای متضاد، بارش باران، اسلوموشن و در نهایت موسیقی که خود همچون راوی جداگانهای روی تصاویر مینشیند باعث ریشه دواندن روایت در ذهن مخاطب میشود. از همین سکانس ابتدایی شاهد قریحهی زیبای کارگردان در تصویر کردن صحنههای اکشن هستیم که بهجای نماهای باز سعی دارد از مدیومشاتها و نماهای بسته نهایت بهره را ببرد تا مخاطب را درگیر تماس فیزیکی دستها و بدن رقیبان کند.
آقای وونگ کار-وای در این روایت بهجای اتکا به زندگینامهی یک شخصیت حقیقی سعی دارد حول شرافت و احساس گام بردارد. در جایی از روایت خانم «ار» عنوان میکند که شرافت در مبارزه باعث میشود مرگ را نبینیم، اما احساس در مبارزه منجر به مرگ یکی از طرفین میشود. در طول روایت نیز گویی با مکاشفهای از سوی خانم «ار» و آقای ایپ مواجه هستیم که مخاطب را درگیر بلوغی روحانی در ذهن این دو کاراکتر میکند و آنها را به درک خود، درک جهان پیرامون و در نهایت درک موجودات آن جهان وا میدارد. در طول صحنههای اکشن فیلم مدام شاهد این هستیم که فیلمساز سعی دارد نهایت بهره را از اسلوموشن و بازی با سیاهروشنها ببرد تا در کنار استفاده از ضد نور، مخاطب را در سکانس بعدی اکشن با بلوغ کاراکترها مواجه کند.
در این روایت باز شاهد بهره بردن زیبای فیلمساز از برشهای حذفی در پیشبرد زندگی کاراکترها هستیم. این نوع برشهای معمول در آثار آقای وونگ کار-وای ابتدا باعث بیشتر درگیر شدن مخاطب در بطن روایت و زندگی کاراکترها میشود و در مرحلهی بعدی خط زمانی را بدون اینکه کارگردان نیازی به دادن اطلاعات اضافه داشته باشد به پیش میبرد. آقای کار-وای گذر این چند دهه را در داستان خود از طریق سکانسهای مفصلی مستند در تاریخ هنگکنگ تصویر میکند و با زیرکی بهجای اماله کردن حملهی ژاپنیها و بهره بردن احساسی و قهرمانانه از تقابل بین کاراکترها و ژاپنیها، از طریق همان سکانسهای مفصلی و راویگری ایپ مخاطب را در جریان رخدادها قرار میدهد. فیلم «استاد بزرگ» مکاشفهای از جنس سینمای آقای وونگ کار-وای در زندگی دو کاراکتر برای جوانه زدن عشق و بلوغ ذهنی است و سعی دارد تأثیرپذیری متقابل آنها را از شیوهی زیستناشان به تصویر بکشد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.