پوستر فیلم پخش آنلاین

اسلشر بی‌شخصیت

پخش آنلاین
Stream
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر اسلشر، دلهره
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

برخی آثار از همان سکانس‌های ابتدایی خود را دچار شخصیتی فرمی یا محتوایی می‌کنند و همین باعث جذب بیشتر مخاطب به درون روایت می‌شود. اما اثر جدید آقای «مایکل لوی» فاقد هرگونه شخصیتی در شخصیت‌پردازی‌ها، فرم بصری و در نهایت داستان است. او در اثر جدید خود تلاش می‌کند درون‌مایه‌ای جذاب را برای مخاطب سینمای سرگرمی تصویر کند. در این درون‌مایه عده‌ای از پخش‌کنندگان آنلاین دنیای دارک‌وب به‌طور تصادفی به یک فروشگاه، مجتمع مسکونی یا هتلی دورافتاده می‌روند و طی یک شب همه‌ی ساکنان آن را در معرض قاتلانی که دیگران روی آن‌ها شرط‌بندی‌ کرده‌اند می‌گذارند.

آقای لوی ابتدا مخاطب را وارد زندگی روی و خانواده‌اش می‌کند. روایت او از همین نقطه مخاطب را دلسرد می‌کند. تک‌تک این چهار کاراکتر نه شخصیت‌پردازی شده‌اند و نه حتی بازیگرانی دارند که بتوان آن‌ها را در یک اسلشر خونین تصور کرد. آقای لوی بدون آنکه خود را درگیر این شخصیت‌پردازی کند مسیر روایت را هم ناهموار طرح‌ریزی کرده است. چه اختلافی بین پدر و دختر وجود دارد؟‌ نوارهای هندی کمی که پدر از کودکی فرزندان خود می‌بیند قرار است چه چیزی را در ذهن مخاطب روشن کند و در نهایت ربط این تأمل کارگردان روی چنین اتفاقاتی به کل پرده‌ی دوم و سوم در چیست؟ از سویی دیگر کمئوی خود کارگردان در افتتاحیه‌ی فیلم و مواجهه با پیرزن مسئول هتل مورد نظر صرفاً برای این است که مخاطب در جریان این حمله‌ی تصادفی قرار بگیرد؟ دیالوگ درباره‌ی موش‌خوردگی سیم جاروبرقی هتل و هدایت کردن پیرزن به درون انباری از چه منطقی در روایت بهره می‌برد؟ این‌ها پرسش‌های بی‌پاسخی هستند که داستان ضعیف آقای لوی دائم در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند.

اما در پایان پرده‌ی اول و کل پرده‌ی دوم نیز شاهد اسلشری هستیم که کارگردان گویی حتی استوری‌بورد قبل از شروع فیلمبرداری را تهیه نکرده است، چه برسد به اینکه دکوپاژی برای اثر روی کاغذ آورده باشد. هر چه در پرده‌ی دوم پیش می‌رویم با سرگردانی دوربینی مواجه هستیم که کارگردان نمی‌داند آن را روی کدام کاراکترها متمرکز کند. به‌طور مثال در طول پرده‌ی دوم با برش‌هایی مواجه هستیم که ما را به درون اتاق‌های دارای مسافر می‌برد. اما هیچ‌کدام از این برش‌ها سعی ندارند مخاطب را درگیر کاراکترهایی دارای هویت کنند که مرگ آن‌ها در ادامه دارای ارزش باشد. آقای لوی گویی در دنیای اسلشرهای سینمای گروه ب سیر می‌کرده و این را در ذهن داشته که اثر من صرفاً قرار است دیوانگان دنیای اسلشر را سرگرم کند، اما او هیچ درکی از این دنیا ندارد و صرفاً با استفاده از زاویه‌هایی که بیشتر در آثاری به سبک ویدیوهای پیداشده استفاده می‌شوند و کمی استفاده از نورهاپردازی نئونی تلاش می‌کند صحنه‌های درگیری و خون‌افشانی را زیباتر جلوه دهد. اما گویا زیباشناسی دلهره‌های سینمای گروه ب در نظر این کارگردان هیچ تعریفی ندارد جز خود خون‌افشانی.

درون‌مایه‌ی این اثر تنها نقطه‌قوت آن محسوب می‌شود و بس. این نوع درون‌مایه‌ها در بسیاری از آثار دلهره‌ی انتزاعی به کمال رسیده‌اند و آقای لوی حتی در پرداخت بسیار کودکانه‌ی خود نیز نتوانسته از آن بهره ببرد. اینکه از صفت کودکانه در اینجا استفاده می‌کنیم بدین سبب است که کارگردان از کاراکتری با نام «کوین» بهره می‌برد که ناخودآگاه مخاطب را به‌یاد آن کودک شیرین در سری فیلم‌های کریسمسی «تنها در خانه» می‌اندازد. اما آقای لوی هیچ بهره‌ی سینمایی از این کاراکتر نمی‌برد و روایت خود را در همهمه‌ای مضحک به پایان می‌رساند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟