پوستر فیلم منِ سن‌بالا

آیا خانم پارک طرح اولیه‌اش را پرداخت کرده بود؟

منِ سن‌بالا
My Old Ass
محصول ۲۰۲۴ – کانادا
ژانر کمدی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

در سال ۲۰۲۲ اولین فیلم داستانی خانم «مگان پارک»‌ را در قامت کارگردان مرور کردیم؛ فیلم «عواقب». حال این کارگردان کانادایی سعی دارد از طریق یک کمدی به میان منطقه‌ای روستایی در کانادا برود. کاراکتر اصلی روایت او دختری ۱۸ ساله با نام «الیوت» است. لحظه‌ی ورود مخاطب به روایت حاکی از این است که الیوت نزدیک به بیست روز دیگر خانه‌ی کشاورزی، مادر و پدر، برادران و دوستان‌اش را ترک و برای تحصیلات دانشجویی به تورنتو سفر خواهد کرد. از همان ابتدا مشخص است که خانم پارک سعی دارد روایت خود را حول وابستگی به خانواده، تجربه‌ی عشق جدید و در نهایت پذیرش برخی واقعیت‌ها و گاه مزه کردن تجربه‌ها پیش ببرد. اما باید گفت طرح ذهنی او هیچ‌گاه تبدیل به فیلمنامه‌ی سینمایی نشده است و آن چیزی که شاهد هستیم جز پاره‌هایی از همین طرح ذهنی نیست.

اینکه در این روایت انتظار شخصیت‌پردازی داشته باشیم، انتظاری بس عبث و بیهوده است. خانم کارگردان حتی در شخصیت‌پردازی کاراکتر اصلی خود نیز ناقص عمل کرده است و دائم تأکید دارد که او بخش از نوجوان‌هایی است که تقسیم‌بندی کلاسیک جنس مرد و زن اعتقادی ندارد، اما در نهایت می‌پذیرد که عشق نیز می‌تواند وجود داشته باشد. این سردرگمی و پیمودن مسیر از طریق مواجهه‌ی او با ۳۹ سالگی‌اش شکل می‌گیرد. خانم پارک در این بخش که عطف روایت‌اش محسوب می‌شود سعی دارد وارد دنیای علمی-تخیلی‌ها و کمدی‌های فکاهی نشود. در عوض سعی دارد با کمترین بهره از این مواجهه، همه‌چیز را به انتخاب‌های کاراکتر اصلی خود بسپارد. اما این رفت‌و‌برگشت‌ها در توالی ضعیفی از سکانس‌ها رخ می‌دهد.

روایت خانم پارک شرحه‌شرحه است و نمی‌توان تکه‌های آن را از روی زمین جمع کرد. او به آنی دوستان صمیمی الیوت را از روایت حذف می‌کند، اما برای نشان دادن دوباره‌ی آن‌ها با یک خط دیالوگ از الیوت سعی دارد مخاطب را دچار منطق روایی اثر کند؛ «این هفته خیلی سرگرم مزرعه بودم و سرم شلوغ بود.» اما خانم پارک این شلوغ بودن را نشان نمی‌دهد و در عوض این کاراکتر را در برش‌های ناهمگونی که دارد دائم در حال حرص خوردن در اتاق خواب، شنا در دریاچه، عشوه برای چاد و در نهایت گلف با برادر نشان می‌دهد. گویی روایت خانم پارک یک چیز مهم کم دارد و آن هم داستان است. آن چیزی که در این فیلم بسیار عذاب‌آور است عدم تسلط کارگردان روی کاراکترهایی است که خلق کرده و در نهایت فرم روایی اثر است. شخصیت‌های این روایت همانند کاراکترهای موجود در یک صحنه از بازی‌های کامپیوتری هستند. آن‌ها هیچ حرکتی ندارند و صرفاً سر یا دست تکان می‌دهند و اگر بازی مد نظر در دنیای باز باشد و کاراکتر اصلی داستان به‌سمت آن‌ها رود، با تصنعی‌ترین شکل ممکن وارد دیالوگی از پیش تعیین شده می‌شود. حال و روز کاراکترهای فرعی روایت خانم پارک نیز همین است. به‌طور مثال چاد هر زمان در قاب باشد شروع به تیک‌های پالس‌دار می‌کند و به‌یک‌باره ۱۵ دقیقه از روایت حذف می‌شود و دوباره شروع به دلبری کردن از الیوت می‌کند. اینکه وابستگی این دو به یکدیگر چگونه شکل می‌گیرد و تعریف هر دوی آن‌ها و تعلیق موجود در ذهن الیوتی که تصور می‌کند همجنسگراست در کدام بخش از روایت باید پرداخت شود، حفره‌های عمیق و بی‌انتهای این روایت محسوب می‌شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟