داستانی ناقص در باب سارق جوانمرد
با دنیای کارگردانی خانم «ملانی لوران» از طریق مرور فیلمهای «مجلس زنان دیوانه» و «زنان همدست» آشنا شدهایم. این بازیگر-کارگردان فرانسوی در اثر جدید خود، برخلاف دو اثر قبلی، سعی دارد وارد زندگی مردی شود که در دههی ۱۹۸۰ تبدیل به سارق جوانمرد فرانسه شد؛ «برونو سولاک». این مرد طی همهی سرقتهایی که از سوپرمارکتهای زنجیرهای و جواهرفروشیها کرد، هیچ خونریزیای به راه نینداخت و در بین رسانهها او را آرسن لوپن رابینهود میشناختند. خانم لوران از همان ابتدای روایت خود عنوان میکند که این فیلمی از کاراکتری حقیقی است که تحت تأثیر قریحهی نویسندگان عناصر داستان به آن اضافه شده است. حال این قریحهی نویسندگی چیست؟ بله! حذف همسر آقای لوران و اضافه کردن معشوقهای با نام «انی» تا خانم لوران بهتر قادر باشد کاراکتر برونو سولاک را به حاشیه ببرد.
آنچه در روایت میبینیم تلاش کارگردان برای برقراری نوعی مثلث عشقی بین برونو، انی و سرقت است. انی عاشق برنو و او عاشق انی و سرقت است. در این میان گویی خانم لوران سعی دارد انی را دختری ساده و بدون حاشیه تصویر کند که فقط بهخاطر عشقی که به برونو دارد وارد مهلکهی سرقت شده است. اما آن چیزی که مخاطب در طول این اثر شاهد است نه بریدهای از زندگی پر فراز و نشیب برونوست و نه حتی رابطهای که او مد نظر دارد بین برونو، سرقت و انی برقرار میشود. در این فیلم هر آن چیزی که میبینیم بازی کودکانهی یک کارگردان بیهدف با زندگی یک کاراکتر حقیقی است.
یکی از مورد بحثترین رخدادها در طول زندگی برونو سولاک تلاش او برای فرار از زندان است که طی چند دستگیری او رخ داده است. در پردهی دوم روایت شاهد این فراز و فرودها از طریق سرقتهای مختلف برونو هستیم. اما خانم لوران فقط بریدههایی ناقص از نقشهی سرقتها، دستگیریهای برونو، بازیهای زیرکانهی او با ژرژ و در نهایت فرارهایاش نشان میدهد. مخاطب در اصل چیزی جز این پارههای ناقص نمیبیند. کارگردان در روایت خود روی هیچکدام از این اکتهای کاراکتر برونو تمرکز ندارد و صرفاً مخاطب را با قابهایی مواجه میکند که اشباع رنگی بیش از حد دارند.
خانم لوران در این فیلم هم نشان میدهد که کارگردان خوبی نیست و حتی دیگر نمیتواند روایتی را روی مسیر متوسط بودن هدایت کند. اینکه در چنین روایتی تمرکز او روی کاراکتری خیالی با نام انی است و نه کاراکتری حقیقی با نام برونو جای تعجب دارد. خانم لوران عملاً پیشبرد روایت خود را بر اساس زندگی انی که خودش خلق کرده و زندگی برونویی که کاملاً حقیقی وجود داشته طراحی میکند. اما در کمال تعجب انی در این پیشبرد روایت نقش بیشتری دارد و نه آن کاراکتر حقیقی. باید گفت که او حتی در تصویرگری انی هم ناقص است. روایت خانم لوران صرفاً همان بازی کودکانهی اشارهشده در بالاست که نمیتوان از آن انتظار داشت که شخصیت سارقی را که میان جامعهی فرانسوی به سارق جوانمرد شهرت داشت پرداخت کند. خانم لوران صرفاً ویرانهای روایی را به قابهای دچار اشباع رنگیاش و چهرهپردازیهای خوب تیم گریم بزک کرده است!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.