داستان نیمبند
«یو یئونگ-سئون» در نگارش فیلمنامهی «دیوا» در سال ۲۰۲۰ گویی به همان دنیا وابسته باقی مانده است و حال در اثر جدید خود روی دیگری از تشنگی کاراکترهای اصلیاش را برای شهرت به تصویر میکشد. او در روایت جدید سعی دارد داستان را بین دو کاراکتر اصلی و گذشتهی یکی از آنها بهصورت رفت و برگشتی گسترش دهد. اما باید گفت که این نویسنده-کارگردان در روایت جدید خود گم میشود.
داستان این فیلم در باب بازیگری با نام «لی سو – یئون» است که در حال بازسازی چهرهی خود میان مردم و استودیوهای فیلمسازی است. اما کارگردان بهیکباره وارد داستان او نمیشود. او افتتاحیه را به دو بخش تقسیم میکند؛ ابتدا دختری دبیرستانی را شاهد هستیم که با هراس از میان راهی جنگلی در حال فرار است. در بخش دوم افتتاحیه آخرین نمای فیلم را از سو یئون شاهد هستیم که با دستانی خونآلود به آب دریاچه خیره شده است. همهی آنچه که پس از این شاهد هستیم سیر اتفاقات ۲۱ ساعت گذشته تا رسیدن به این نماست. اما کارگردان سعی دارد از طریق کاراکتری دیگر با نام «جیمین» مخاطب را دچار نوعی سردرگمی کند. این سردرگمی زمانی دچار معنا میشود که مخاطب به درکی درست از اکنون جیمین برسد. اما کارگردان در یک نما چهرهای از او را در تقابل با کاراکتر اصلی تصویر میکند. این تکنما بههیچ عنوان کافی نیست و حتی برای لحظهای مخاطب را در پردهی سوم دچار شگفتی نمیکند. آقای یو در طول روایت سعی دارد سو یئون را تبدیل به الگویی ناموفق در زندگی دو نوجوان در گذشته کند و از این طریق او را به گذشته و حال آن دو نوجوان گره بزند. این تقاطع روایی زمانی کارآمد میشد که پلان بازتری از زندگی جیمین در اختیار مخاطب قرار میگرفت و حتی استاکر بودن او نیز در داستان جا باز میکرد. اینکه مخاطب باز هم در یک نما و با یک بستهی پستی از سوی یک پیک متوجه استاکر بودن این کاراکتر شود، انتظاری بس بیهوده از سوی کارگردان است.
آقای یو در روایت جدید خود دائم سعی دارد مخاطب را دچار غافلگیری کند و باید گفت در این مسیر ناموفق است. کاراکتر اصلی او در این روایت پرداخت نشده است. مخاطب در هیچ نقطهای از روایت دائمالخمری سو یئون را نمیپذیرد. از سویی دیگر کارگردان سعی دارد برای باز گذاشتن تفاسیر دیگر نیز نیمنگاهی به جایگاه بازیگران زن در ساختار تجاری سینمای کرهی جنوبی داشته باشد که در این راه ناموفق است و به چند دیالوگ شعاری و بازیهای تصنعی بازیگر خود بسنده کرده است. این فیلم شاید در برخی صحنهها مخاطب را به شکلگیری داستانی پیچیده و تودرتو امیدوار کند، اما به آنی در مسیر ناهموار و بیمنطق خود قرار میگیرد. آقای یو اگر میتوانست همان ساختار سادهی روایت فیلم «دیوا» را در موقعیتی نو گسترش دهد، حداقل اکنون با داستانی از سوی کارگردانی مواجه بودیم که انتظار میرفت در آثار بعدی روی مسیری مشخص در سینمای هیجانانگیز قرار بگیرد. باید دید این کارگردان-نویسندهی نوپای کرهای در مسیر پیش روی خود قادر خواهد بود مخاطب سینمای سرگرمی را وادار به تجربهی هیجان و در عین حال تقابل با برخی احساسات پنهانی انسان کند یا خیر.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.