پوستر فیلم اشتیاق

فقدان و سوگ از نگاهی دیگر

اشتیاق
Longing
محصول ۲۰۲۴ – کانادا
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

چند ماه پیش بود که فیلم «گوست‌لایت» را مرور کردیم. در آن فیلم با خانواده‌ای مواجه بودیم که با درد فقدان دست‌به‌گریبان بودند و عملاً زندگی عادی برای‌اشان دیگر رنگ‌و‌بویی نداشت. فیلمسازان در آن اثر سعی کردند از طریق تئاتر کاراکترهای خود را درگیر بوی زندگی کنند. حال آقای «ساوی گابیزون» در اثر جدید خود سعی دارد مواجه‌ی دیگری با سوگ داشته باشد. داستان او با زندگی مردی با نام «دنیل» در نیویورک آغاز می‌شود که در بین جلسات فشرده‌اش فرصتی ۴۵ دقیقه‌ای را به دوست‌دختر ۲۰ سال پیش خود اختصاص داده است. روایت از همین مکالمه‌ی ابتدایی بین دنیل و ریچل وارد مسیر اصلی خود می‌شود و عملاً دیگر در زندگی روزمره‌ی این کاراکتر سرک نمی‌کشد. ریچل در این ملاقات به او می‌گوید که ۲۰ سال پیش هنگام جدا شدن از دنیل حامله بوده و صاحب فرزندی با نام «آلن» شده است. اما آلن دو هفته‌ی پیش طی یک تصادف جان خود را از دست داده است. این شوک ناگهانی به زندگی دنیل باعث می‌شود او به‌یک‌باره خود را در کانادا ببیند و شاهد استشمام فضایی باشد که فرزند هرگز ندیده‌اش در آن زیست می‌کرده است.

کل روایت به سرگردانی‌های دنیل برای فهمیدن زندگی آلن می‌گذرد. اما کارگردان مسیر ساختاری روایت را تغییر داده است و سعی ندارد همچون گوست‌لایت از درون سیاهی سوگ روزنه‌ای از نور را به مخاطب و کاراکترهای خود ارائه دهد. او در عوض کل روایت‌اش را تبدیل به درامی ملو میان سرگردانی دنیل کرده است و همین امر باعث عدم توازن در داستان می‌شود. در این فیلم با مردی مواجه هستیم که ترومای کودکی و نوجوانی‌اش باعث شده بود تا او هیچ‌گاه فرزندی نخواهد، اما حال با موقعیتی روبه‌روست که فرزند ۱۹ ساله و هرگز ندیده‌اش جان خود را از دست داده است و حال او بدون تجربه‌ی حتی یک روز پدری، قرار است برای فرزندی که دیگر نیست پدری کند. او در حین همین سرگردانی با نقاط تاریکی از زندگی آلن مواجه می‌شود. کارگردان اما این نقاط سیاه را صرفاً گزارش می‌کند و سری به زندگی ریچل و همسرش نمی‌زند که چه چیزی باعث شده بود تا آلن سه سال را در کنار خانواده‌ی لیلین سپری کند. آقای گابیزون فقط گزارش می‌دهد که لیلین از آلن باردار است، آلیس شکایت‌نامه‌ای علیه آلن پر کرده بود و در نهایت او از مدرسه اخراج شده است. او دنیل را کاراکتری پیگیر تصویر می‌کند، اما فقط در محدوده‌ای که خودش می‌خواهد. در نتیجه با کاراکتری پیگیر اما دست‌و‌پا بسته مواجه هستیم که گویی مرگ فرزند او را مجاب می‌کند تا چشم روی نقاط سیاه این نوجوان ببندد. این فیلم اثری‌‌ست که صرفاً گزارش یک اتفاق را می‌دهد و وارد چگونگی یک سوگ در غیبت نمی‌شود. بازی «ریچارد گیر» به‌خوبی روی نقش دنیل نشسته است، اما گویی او مانند بسیاری از ملودرام‌هایی که تا کنون بازی کرده، این بار نیز آزادی عمل نداشته است و کاراکترش صرفاً روی خط مستقیمی حرکت می‌کند که مخاطب باید با اعمال فشار بر ذهن‌اش درد فقدانی تجربه‌نشده را از او کسب کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟