پوستر فیلم شب را ببلع

سه دنیای در هم تنیده

شب را ببلع
Eat the Night
محصول ۲۰۲۴ – فرانسه
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

گاهی برخی فیلمسازان به‌سبب خشونت بیش از حد ایده‌ی روایت‌اشان سعی می‌کنند انتزاع را از طریقی دیگر به مخاطب ارائه دهند. این انتزاع می‌تواند حال لحظه‌ای کاراکترها یا موقعیت‌هایی باشد که فیلمساز قصد حذف کردن آن‌ها را از روایت ندارد. «کارولین پوگی» و «جاناتان وینی» در دومین اثر بلند داستانی خود سعی دارند از طریق «آپو» و برادرش، «پابلو»، وارد چنین انتزاعی در دل رئالیسم خشک یک جامعه‌ی فرانسوی‌زبان شوند.

روایت از همان ابتدا مخاطب را با راوی خود، آپو، به درون یک بازی کامپیوتری با نام «دارک‌نون» می‌برد که فضایی شبیه بازی‌هایی چون «دوتا» دارد و آپو در طول افتتاحیه مخاطب را از طریق کاراکتر خود به درون فضای خشن این بازی می‌برد. مانیفستی که آپو ارائه می‌دهد همان چیزی است که انتظارش را داریم؛ دنیایی انتزاعی که جوان امروزی برای فرار از واقعیت تلخ دنیای بیرونی به آن پناه می‌برد و به‌نوعی همه‌ی احساسات خود را آنجا بروز می‌دهد. آپو و پابلو ۹ سال است که در این بازی زندگی می‌کنند و حال مخاطب زمانی وارد زندگی آن‌ها می‌شود که اخطاری از سوی بازی اعلام می‌کند که فقط ۶۰ روز تا پایان همیشگی آن باقی مانده. پس از این اخطار وارد زندگی روزمره‌ی این دو و به‌خصوص پابلو می‌شویم که به تولید و توزیع شخصی قرص‌های اکستازی مشغول است و هزینه‌ی زندگی خود و خواهرش را از این طریق تأمین می‌کند.

گویا در این روایت پدری هم وجود دارد که دو فیلمساز به دلیل فشردگی زندگی کاراکترهای‌اشان او را در ایجازگونه‌ترین قاب‌ها تصویر می‌کنند و سعی دارند از طریق همین سکانس‌ها عنوان کنند که بود و نبود او فرقی ندارد. ورود کاراکتری با نام «نایت» به زندگی پابلو باعث می‌شود تا بخش اول روایت تبدیل به عاشقانه‌ی این دو شود و تا حدی آپو به حاشیه برود. مشکلی که در این روایت پیش می‌آید همین نگاه خودسرانه‌ی دو فیلمساز جوان است که سعی دارند سوبژکتیو عمل کنند و نه اینکه روایت را به حال خود و درون رئالیسم خشک دنیای بیرونی رها کنند. مخاطب از طریق هرس‌های این دو کارگردان باید هم خشونت موجود در فضای بیرون از خانه را درک کند و هم رهاشدگی کاراکترها در فضای درونی خانه را به راحتی بپذیرد. اما باید گفت که دو فیلمساز نه قادر هستند فضای بیرونی را آنگونه که در ذهن داشته‌اند تصویر کنند و نه مخاطب را با فضای درونی خانه اخت می‌کنند؛‌ خانه‌ای که هر بار قبل از ورود به درون دیوارهای آن با نمایی باز آن را از بیرون مشاهده می‌کنیم. این خلاصه‌گویی‌های ناقص کل روایت را در بخش اول تحت تأثیر خود قرار داده است و روایت را تا حد  فروپاشی پیش می‌برد. اما تعادل زمانی به روایت باز می‌گردد که نایت و آپو در دو سوی ماجرا از طریق فضای درونی بازی با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند. در این یک‌سوم میانی روایت است که کم‌کم همه‌ی آن فشردگی برای لحظاتی دچار نوعی سکون می‌شود تا مخاطب به خوبی کاراکترها را در آغوش بگیرد.

این فیلم از آن دست آثاری است که اگر فیلمسازان جوان آن کمی دچار جسارتی فرانسوی بودند، به‌راحتی می‌توانست بازنمایی زیبایی از زندگی جوان امروزی لقب بگیرد. اما نحیف بودن داستان در پرداخت کاراکترهای فرعی روایت و ناتوانی فیلمسازان در ایجاد تعادل بین مثلث شخصیتی باعث شده با اثری مواجه شویم که مخاطب را به‌یاد سلف‌سرویسی مملو از غذاهای خوشمزه مقابل فردی گرسنه می‌اندازد. او بدون اینکه بتواند لذت ببرد از هر کدام از این غذاها لقمه‌ای را در دهان می‌گذارد؛ همان حالی که دو فیلمساز جوان این فیلم درگیرش هستند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟