جادوی قصهسرایی
در مکانی دورافتاده و در میان اعماق جنگل زندانی وجود دارد که به توصیف راوی داستان یا یکی از نگهبانان آن «تنها زندانی است که توسط یک زندانی اداره میشود»، که از گذشته تا کنون این زندانی را «دانگورو» میخوانند. اما حال «ریش سفید» که دانگوروی کنونی محسوب میشود بیمار و روبهمرگ است. طبق گفتههای گذشتگان او برای عقب راندن مرگ میتواند در شب ماه قرمز خون بریزد و مرگ خود را به تعویق بیندازد. پسری جوان و تازهوارد برای این کار انتخاب میشود، پسری که «رومی» نام نهاده میشود. رومی اما قبل از مرگ باید داستان بگوید، داستانی که اگر تا صبح ادامه پیدا کند او را از مرگ نجات خواهد داد.
نام آقای «فلیپه لاکوت» با فیلم سال ۲۰۱۴ بر سر زبانها افتاد. فیلمی مستقل که توانست توجه بسیاری را به خود جلب کند. او در سال ۲۰۲۰ باز هم در سینمای مستقل فیلم ساخت و این بار نیز فیلماش آنقدر مورد توجه قرار گرفت که برای نامزد فیلم به آکادمی اسکار نیز پیشنهاد شد. اما فیلم «شب پادشاهان» او چه چیز داشت که توانست منتقدان بسیاری را مورد جلب خود کند؟!
درواقع آقای لاکوت با قدرت داستانسرایی خود از ابتدا تا انتها میتواند مخاطب را پای روایتاش بنشاند. روایتی که اگرچه منطق چندانی ندارد و با سادهترین و آسانترین راه ممکن هم تمام میشود اما مسیری دلنشین برای سرگرمشدن را در خود دارد و مخاطب را با خلاقیتاش همراه خود میکند. آقای لاکوت از همان ابتدا مانند افسانههای هزارویک شب پسر جوان شخصیت اصلی روایتاش را وارد دنیایی میکند که در آن همهچیز امکان دارد. رومی داستان خود را از زمان حال و پسری با نام «زاما» آغاز میکند که چگونه توسط مردمان زماناش به کام مرگ میرود. سپس روایتاش را وارد گذشتههای بسیار دور و شاهزادهای که با جادوهای خارقالعاده جنگ میکند، آتش روشن میکند، پرندگان را تبدیل به وسایلی برای جنگ میکند، ادامه میدهد. روایت رومی زمان ندارد و این بیزمانی داستاناش باعث میشود مخاطب نتواند حتی حدسی از آنچه در برابرش قرار گرفته بزند و همین امر جذابیت داستان را برایاش بیشتر هم میکند. بازی زندانیان و حرکات تئاتریای که آنها هنگام بیان داستان رومی انجام میدهند در کنار آوازهایی که میخوانند دلیل دیگری بر زیبایی روایت آقای لاکوت است.
درواقع آقای لاکوت داستانی را که رومی روایت میکند به خوبی سروشکل داده، اما از روایت زندگی خود رومی و کاراکترهای اطرافاش چیزی بیان نمیکند. شخصیتها پرداخت نمیشوند و معنای خاصی ندارند. ریش سفید کیست، چرا در زندان است و چرا او به عنوان رئیس زندانیان محسوب شده است. در سوی دیگر کاراکتر رومی هم پرداخت درستی ندارد و سرنوشتاش مشخص نیست. حتی مردی که در نهایت دست به کشتن دیگر زندانیان میزند هم کاراکتری نامشخص دارد. همین نامشخصی کاراکترها و عدم پرداخت درست آنها باعث میشود مخاطب با این وجه روایت همراه نشده و روایت آقای لاکوت ناقص و حیف شده دیده شود.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.