پوستر فیلم دریاچه‌ی کودا

مرور سه نسل

دریاچه‌ی کودا
Caddo Lake
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

زوج کارگردانی «سلین هلد» و «لوگان جورج» را از طریق مرور فیلم «دنیای بالاسر» در کانال می‌شناسیم. این زوج کارگردانی در همان اثر هم نشان دادند که به‌خوبی قادر هستند از عهده‌ی یک درام دارای سکون برآیند و از طریق رابطه‌ی کاراکتر اصلی با خود و دنیای فرزندی که به دنیا آورده موقعیت‌های دراماتیک بسازند. حال آن‌ها در اثر جدید خود با اضافه‌کردن یکی از جذاب‌ترین کلیشه‌های زندگی انسان – شکستن حکمرانی زمان – قرار است مخاطب را به سه نسل از یک خانواده ببرند.

زوج کارگردانی از همان ابتدا روایت را در سه بخش زمانی مد نظرشان پی می‌گیرند؛ در افتتاحیه به تصادفی در سال ۱۹۹۹ می‌رویم که ماشین «پاریس» و مادرش، «آنا»، تصادف می‌کند و در طی این تصادف مادر جان خود را از دست می‌دهد. پس از این افتتاحیه به چند سال بعد می‌رویم که پاریس همچنان در عذاب وجدان از دست دادن مادر است و به‌نوعی زندگی را رها کرده است. آن‌ها در شهری زیست می‌کنند که در میان یک دریاچه و تالاب‌های آن قرار دارد. اما زوج کارگردانی به همین هم بسنده نمی‌کنند و ما را به سال ۲۰۲۲ و زندگی دختری نوجوان با نام «الی» می‌برند که مشکلاتی اساسی با مادر و ناپدری خود دارد. الی رابطه‌ای صمیمانه با خواهر کوچک‌ترش، آنا، دارد و از همین طریق است که هنوز رابطه‌اش با مادر بریده‌ نشده است. این سه خط زمانی به‌اضافه‌ی صداهایی که الی و پاریس در دوره‌ی خود می‌شنوند کم‌کم مخاطب را وارد فضای آثاری چون «تاریک» می‌کند. زوج کارگردانی اما سعی ندارند در همان پرده‌ی اول این هیجان را به مخاطب انتقال دهند.

این اثر از آن دست آثاری است که هر مخاطبی را پای خود مشتاق نگاه می‌دارد؛ چون در باب زمان است. رابطه‌ی بین انسان و زمان صرفاً گذر دقایق و خیره شدن به عقربه‌های ساعت نیست. زمان و انسان همچون ارباب و برده در طول تاریخ گذر کرده‌اند و راه فروکشیدن زمان به زیر جز از طریق تخیل انسانی امکان‌پذیر نبوده است. اینکه انسان در تخیل‌های‌اش تسلطی عمودی روی زمان دارد و دیگر همچون ذره‌ای میان خط مستقیم زمان به‌سوی آینده حرکت نمی‌کند گویی تسلی‌بخش است. این زوج کارگردانی در اثر خود سعی دارند بدون استفاده از آن المان‌هایی که در سریالی چون «تاریک»، محصول ۲۰۲۳ تصویر شده بود، فقط و فقط از طریق نسل‌ها و آن‌هم گذر اتفاقی الی و پاریس و آنا به درون شکافی در منطقه‌ی «فند هرد» دریاچه مخاطب را درگیر درام این خانواده کنند؛ آن هم از سال ۱۹۵۲ تا ۲۰۲۲.

آنچه در این اثر مشخص است تسلط کارگردان‌ها روی درام است و نه هیجانی که باعث شود همچون «بازگشت به آینده» و خیل آثاری همانند آن عملاً از قصه‌ای میان نسل‌ها دور بمانیم. همین ساختارمند بودن ضربآهنگ، دغدغه‌های نسلی و در نهایت تقابل‌هایی که هیچ‌گاه شکل نمی‌گیرند تعلیقی را خلق می‌کنند که مخاطب را وادار به لذت بردن بیشتر از داستان می‌کند.

این زوج کارگردانی در اثر قبلی خود نشان دادند که چقدر خوب می‌توانند از طریق روابط بینافردی و حتی روابط کاراکتر با نهان خود درامی قابل تأمل بسازند. اما در این اثر آن درام در پرده‌ی سوم صرفاً درگیر موازنه‌ای با هیجان و ضربآهنگ بالای حاصل از آن هیجان می‌شود. شاید اگر این موازنه همچنان متعادل باقی می‌ماند، «دریاچه‌ی کودا» هم گذر خطی ارباب زمان را  بار دیگر شکسته بود و هم الی و پاریس را همچون فرزندان زمان خود وارد مهلکه‌های فردی و اجتماعی می‌کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟