ایدهای که در ژانر دلهره همچنان منزوی است
بگذارید ابتدا در باب عنوان فیلم بنویسیم. «گناهخوار» را باید تلفیقی از فرهنگ عامه و تأثیر کلیسا میان مردمان اروپا و بهخصوص فرهنگ ولز نامید. در روستاها پس از مرگ هر نفر، عدهای را با نام گناهخوار به کار میگرفتند و خوردنیهای مختلفی روی جنازهی متوفی قرار داده میشد تا آن شخص یا اشخاص همهی آن را تناول کنند. با این کار فرد متوفی بدون سنگینی بار گناهان به جهان دیگر میرفت و همهی آن خطاها را به گردن فرد گناهخوار میانداخت. در مذاهب مختلف نیز بهصورت مستقیم یا غیر مستقیم چنین رسومی برقرار است. در سینما اما گناهخوار یکی از آن درونمایههایی است که بسیار منزوی بهنظر میرسد و حتی در انبوهی از دلهرههای فولکلور نیز نمیتوان خطی پررنگ از این درونمایه را یافت. در طی دهههای گذشته چند اثر بلند و کوتاه با این درونمایه ساخته شده است، اما اثری که بتواند ذهن مخاطب تاریخ سینما را درگیر کند عملاً وجود ندارد. حال آقای «جاستین دنتن» در اولین اثر بلند داستانی خود سعی دارد رئالیسم شهری و خاکستری آمریکایی را با ژانر دلهره به درون این درونمایه ببرد.
کاراکتر اصلی فیلم پسری جوان با نام «ریک» است که عملاً هیچ چیزی در دنیا ندارد و حتی برای امرار معاش روزانهی خود نیز با مشکل روبهروست. او کارگر روزمزدی است که هر صبح سر چهارراه منتظر میایستد تا برای کارهای ساختوساز استخدام ساعتی یا روزانه شود. کارگردان ابتدا پارهای از گذشتهی او و مادرش را تصویر میکند و نشان میدهد که این گذشته چه تأثیری بهلحاظ روحی روی ریک گذاشته است. در ادامه او در اولین مواجههی مخاطب با روتین زندگیاش برای کار در یک عمارت استخدام میشود. مخاطب میداند که این همان بزنگاهی است که قرار است او و ریک را وارد مسیر اصلی روایت کند.
فیلم آقای دنتن فقط ایده دارد و این یعنی او در پرداخت این ایده مشکل دارد. این کارگردان از یکسو سعی دارد آن عریانی رئالیسم مد نظرش را در زندگی شخصی ریک تصویر کند و از سویی دیگر در بازی با ایدهی گناهخوار تمام تلاش خود را میکند تا مخاطب را درگیر یک دلهرهی تازه کند. آقای دنتن در توازن این دو کفه با مشکل روبهروست و همین باعث میشود روایت او در چشم بر هم زدنی و بدون اینکه قرار باشد در آن کاراکترها به درون مالیخولیای یک نفرین بروند خاموش شود. داستان ریک و رهایی او از نفرین فقر و به دام نفرین انتزاعی دیگر افتادن مسیری بود که در این روایت کمرنگ ماند تا محو شود. آقای دنتن در طول پردهی دوم نیز روایت را دچار سرگردانی میکند و اجازهی لذت و عذاب را به کاراکتر خود نمیدهد. حتی آن عمارت نیز تا انتها برای مخاطب صرفاً یک بنا باقی میماند و نه مکانی که قرار است تبدیل به ورودی جهنم گناهان شود. در نهایت باید گفت درونمایهی فولکلور گناهخوار همچنان در سینما منتظر فیلمسازانی است که هم در سینمای مستقل و هم در سینمای تجاری بتوانند آثاری ساختارمندتر را در باب آن روی پرده ببرند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.