پوستر فیلم ترساننده ۳

یک نیمه روایت و تکنیک، یک نیمه سس‌خرسی و سرگردانی

ترساننده ۳
Terrifier 3
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر اسلشر، دلهره
رده‌ی سنی ۱۸+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

در فیلم دوم بلند داستانی از سری فیلم‌های «ترساننده» در سال ۲۰۲۲ عنوان کردیم که آقای «دمین لئون» یک دهه از فعالیت هنری خود را صرف بال و پر دادن به دلقکی کرده است که در همان نگاه اول در ذهن مخاطب سینما تبدیل به کاراکتری کالت خواهد شد. این سری‌ فیلم‌ها را دیگر باید فرنچایز خطاب کنیم، چرا که با اتفاقات فیلم سوم عملاً باید شاهد حضور روتین آن در هالووین‌های پیش رو نیز باشیم و چه بسا هالیوود تصمیم بگیرد از این دلقک در آثار تلفیقی دیگری نیز بهره ببرد. در فیلم دوم همه‌چیز حول بازی‌های خون‌افشانی کارگردان و فقر روایت می‌‌گذشت و اگر کاراکتر دلقک نبود عملاً با روایتی بی سرو ته سر و کار داشتیم.

آقای لئون در فیلم سوم مخاطب را به ۵ سال بعد از حوادث فیلم قبلی می‌برد و سعی دارد دو کاراکتر «سیه‌نا» و «جاناتان» را از فیلم قبلی تبدیل به کاراکترهای مرکزی فیلم سوم کند. پس از ۵ سال سیه‌نا از بیمارستان روانی رها می‌شود و به منزل خاله‌ی خود می‌رود. جاناتان هم مشغول تحصیل در دانشگاه و گذران وقت در خوابگاه دانشجویی است. آقای لئون برعکس اثر قبلی در نیمه‌ی ابتدایی این فیلم واقعاً تلفیقی موزون از روایتی داستان‌محور، مملو از تعلیق و در نهایت تکنیکی در ژانر دلهره ارائه می‌دهد که منتج به قاب‌هایی دارای فرم بصری می‌شوند. کاراکتر دلقک معروف در این فیلم پخته‌تر پرداخت شده و عملاً گویی نبض روایت را در دست دارد. از سویی دیگر کارگردان یکی از کاراکترهای اصلی فیلم اول را نیز وارد داستان کرده تا در فیلم سوم عملاً هر سه فیلم را در ذهن مخاطب خود مرور کند. با این تصمیم مخاطبی که دو فیلم اول را مشاهده نکرده مجاب به تماشای اثر اول و دوم می‌شود تا بتواند فیلم سوم و رخدادهای آن را هضم کند.

اما در بخش دوم روایت باز هم شاهد این هستیم که آقای لئون عملاً رو به سوی خون‌افشانی‌های بدون پشتوانه در روایت خود می‌کند تا اسلشر سرگرم‌کننده‌اش را بیشتر و بیشتر درگیر رنگ قرمز خون کند. این تصمیم کل روایت را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مخاطب را در سراشیبی اثری قرار می‌دهد که پس از قدرت‌نمایی تکنیکی و خلاقیت‌های بخش اول خود به‌یک‌باره درگیر برش‌ها و تعلیق‌هایی می‌شود که گویی فقط کارگردان از آن‌ها لذت برده است. آقای لئون در بخش دوم از روایت خود می‌دزدد تا بلکه مخاطب را درگیر تعلیقی بی‌مورد کند. مثال بارز آن خواب سیه‌نا و به‌یک‌باره برخاستن اوست که مخاطب را تا پایان درگیری با دلقک و واسطه‌اش درگیر این تعلیق می‌کند که آیا در حال تماشای کابوسی در ذهن سیه‌ناست یا با واقعیت مقابل چشم او مواجه است. آقای لئون برای رسیدن به این تعلیق چنان برش‌هایی را می‌زند که گویی روایت را تبدیل به میوه‌ای کل می‌کند.

در هر حال او باز هم در بخش گره‌گشایی داستان مخاطب را از طریق جلد یک رمان به فیلم کوتاه اول خود با نام «حلقه‌ی نهم جهنم» ارجاع می‌دهد. این ارجاع نشان از ادامه داشتن این سری فیلم‌ها در سال‌های بعد و به خصوص پرداخت به گذشته‌ی دلقکی دارد که هیچ چیز از گذشته‌ی او نمی‌دانیم. باید دید آقای لئون در کدام فیلم بالاخره به پختگی در روایت خود خواهد رسید و عملاً از اتکای صرف به کاراکتر دلقک به‌سوی روایتی همه‌گیر و وسیع روی خواهد آورد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟