کارگردانی قدیمی و روایتی خام
«رن» به خانه بازمیگردد تا در مراسم تدفین مادر شرکت کند. او که فرزند محبوب مادرش بوده حالا با مرگ مادر دچار غمی بزرگ شده و به نظر میرسد هویت خود را هم گم کرده است. رن به دنبال یافتن دوبارهی خود بعد از این رویداد است.
در سال ۲۰۲۰ فیلم «مشاجره» را از آقای «رابرت کاپولا شواتزمن» مرور کردیم. در آن فیلم به این موضوع اشاره کردیم که آقای شواتزمن فیلمهای درام بسیار خوبی دارد و شاید اگر این فیلماش را هم که به صورت کمدی ساخته بود به صورت درام میساخت میتوانست مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند. او از دههی ۱۹۹۰ در حال ساخت فیلم است و روایتهایاش تا آن سال توانسته بودند در سینما جایی برای خود بیابند. در فیلم مشاجره اما او سعی کرده بود وارد ژانر کمدی شود و با طنزی ساده روابط میان چند زوج را به تصویر درآورد. در این فیلم اما او نتواسته بود نه از کمدی خوبی بهره ببرد و نه کاراکترهایاش به خوبی پرداخت شوند. این کارگردان قدیمی و کمکار در سال ۲۰۲۳ باز هم به سراغ ساخت روایتی درام رفت، اما با کمال تعجب این بار هم مخاطب خود را در برابر روایتی که بتواند جاندار و پخته باشد قرار نداده بود.
رن به عنوان یک جوان بیستواندی ساله به خانه بازمیگردد تا با مادرش وداع کند. او در مسیر رسیدن به خانه و در هواپیما با دختری جوان با نام «زویی» آشنا میشود. به نظر میرسد آقای شواتزمن این دختر جوان را فقط برای باز کردن چند گره داستانی نه چندان مهم و تنها برای اینکه رن بتواند کمی دربارهی مادرش سخن بگوید و موجب شود مخاطب دلاش برای او بسوزد به روایت تزریق کرده است. مخاطب تا انتها هیچ چیز از زویی نخواهد فهمید و حتی در میانهی داستان بارها به او و رفتارهایاش نیز شک خواهد کرد.
در سوی دیگر رن وارد خانواده میشود. خانوادهای که هرگز مشخص نمیشود کی و چطور از هم پاشیده است. پدر رن چرا و چگونه از مادرش جدا شده و مادر چرا دوباره ازدواج کرده و از همه مهمتر چرا در کنار مردی که دوستاش ندارد برای بار دوم زندگی میکند؟! نه همسر اول مادر و نه همسر دوم او پرداخت نشدهاند. از همان چند سکانس نشان داده شده در روایت از این دو مرد میانسال کاملاً مشخص است که پدر رن مردی بسیار آرام و خانوادهدوست است، درصورتی که همسر دوم مردی خرافاتی و به شدت ترسو و حتی بیمنطق است و اما دلیل اینکه مادر رن با همسر دوم مانده و همسر اولاش را رها کرده مشخص نمیشود. این اتفاقات باعث میشود شخصیت مادر هم مبهم دیده شود. از یک سو آقای شوارتزمن در سکانسهای مختلفی نشان میدهد که مادر در تلاش است خود را از جامعهای که در آن گرفتار است رها کند و در سوی دیگر با ماندن در کنار مردی که عجیب و حتی پر از حماقت است این آزادی و رهاشدگی را نقض میکند. مادر در سکانسهای زیادی در حال دزدیدن وسایل کوچک از رستوران دیده میشود و اما تنها دلیلاش برای طلاق دوباره آن است که نمیخواهد زنی باشد که دو مرد را طلاق داده است! خواهر رن هم کاراکتری است که کاملاً نادیده گرفته شده است. آقای شوراتزمن خواهان نشان دادن بحران درونی رن بعد از مرگ مادر است، اما از پس نشان دادن این کاراکتر هم برنیامده و نتوانسته او را در کنار کاراکترهای کناریاش به خوبی تصویر کند. با گفتن چند خاطرهی نصفهونیمه از مادر نمیتوان دلیل رابطهی نزدیک مادر و فرزند را نشان داد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.