اکشنی که آب بسته شده بود
گویا «جی. جی. پری» علیرغم سابقهای بهاندازهی چند دهه در سینمای اکشن، حال که به عنوان فیلمساز پشت دوربین رفته است قصد ندارد اکشنی قابل تأمل در سینمای سرگرمی روی پرده ببرد. اثر قبلی این کارگردان با نام «شیفت روز» که عملاً تحت تأثیر حضور اسنوپداگ بود و کل روایت و قصه به آنی بر باد رفت. حال او بدون حضور یک سلبریتی غیر بازیگر و با جمع کردن بسیاری از بازیگران سینمای اکشن سعی کرده روایت دوم خود را قصهمحورتر روی پرده ببرد.
این فیلم از رمانی با همین نام اقتباس شده است و پس از دستبهدستشدنهای بسیار زیاد میان استودیوها و فیلمسازان سینمای اکشن در نهایت به دست آقای پری رسیده است. از آنسو «دیو باتیستا» نیز در این روایت گزینهی اول نبوده و بعد از عدم حضور بازیگرانی چون مایکل کیتون و جیسن استیتم نوبت به او رسیده است. شاید یکی از علتهای اصلی همین باشد که این داستان دستبهدستشده در نهایت تبدیل به اصطلاح معروف «هر چه بادآباد» شده و آنچه میبینیم آب بستن قصه و اکشن است و نه یک داستان ساختارمند اکشن.
پیرنگ روایت آنقدر جذاب است که مخاطب سینمای اکشن را وادار به تماشا کند، اما مشکل در پرداخت این پیرنگ است. یک آدمکش حرفهای پس از آزمایش پزشکی متوجه میشود که چند صباحی بیشتر زنده نیست. او که قصد ندارد وبال گردن کسی شود، در دنیای زیرزمینی قاتلان حرفهای قرارداد حذف خود را امضاء میکند. اما در آخرین لحظات پزشک با او تماس میگیرد و از اشتباهی در نتیجهی آزمایش میگوید. حال او مانده و انبوهی از قاتلان حرفهای در سرتاسر اروپا که قصد جان او را دارند. اینکه دیو باتیستا برای این نقش پر زد و خورد مناسب بوده یا نه را باید در تصاویر دید. طبق آن چیزی که شاهد هستیم این بازیگر و این حجم از درگیری گویی باعث شده تا کارگردان نماها و برشهای خود را دچار تغییر کند و عملاً همهی آن اکشنی که در این فیلم شاهد هستیم بسیار کاغذیتر از هر اکشن دیگری است. کارگردان آنقدر اضطراب آمیختن سکانسهای اکشن را با قصه دارد که روایت از دستان او خارج شده است. در این فیلم عملاً پس از ۱۰ دقیقهی ابتدایی قصهای وجود ندارد و با اثری مواجه هستیم که گاه از آثار سینمای گروه ب نیز بیمنطقتر است.
آقای پری تجربهی کمی در سینمای اکشن ندارد. اما اینکه او در قامت یک کارگردان چرا قادر نیست بخش حتی کوچکی از آن تجربه را به داستانهای خود تزریق کند، خود اوست که باید پاسخ دهد. این داستان مانند لحاف چهلتکهای میماند که بد دوخته شده است و فرم خود را از دست داده است. شاید اگر معدود موقعیتهای کمدیای که در دیالوگهای بازیگرانی چون «تری کروز» و «بن کینگزلی» وجود داشت نبود، فیلم دوم آقای پری چیزی برای ارائه نداشت. این اثر حتی در دکوپاژ پلانها، صحنهها و سکانسهای اکشن هم دچار ایرادات ساختاری است که باعث میشود مخاطب گاه فاصلهی معناداری با این حجم از تصنع بگیرد. وجود جلوههای ویژهی کامپیوتری برای روان کردن امور هزینهبر مکانیکی است، اما در این اثر جلوههای ویژهی کامپیوتری همچون بازی چند کودک با نرمافزاری خاص میماند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.