پوستر فیلم ترسیده

خودویرانگری روایی

ترسیده
Afraid
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

کارنامه‌ی هنری «کریس وایتس» نشان از فیلمسازی دارد که هم‌زمان کارگردانی و نویسندگی را با یکدیگر دوست دارد و هر زمان که بخواهد فیلم نمی‌سازد و هر بار که اقدام به ساخت یک اثر کند، گویی بیشتر به دنبال مباحث روز است تا اثر خود را پیش از تعمق در باب فرم روایی و بصری‌اش مورد توجه قرار دهد. او را از نویسندگی انیمیشن «مورچه‌ها» می‌شناسیم و پس از آن پرکاری ناگهانی‌اش از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۱ نشان از فیلمسازی داشت که مسیر متوسط در سینمای تجربی را انتخاب کرده است. حال وایتس در جدیدترین اثر خود، همان‌طور که انتظار می‌رفت، وارد دنیای هوش مصنوعی شده است. به سبب اینکه طی این مدت با انبوهی از آثار در باب هوش مصنوعی مواجه بودیم و طی یک هفته چندین اثر در سینمای تجاری و میانه منتشر شدند، تصمیم گرفتیم مرور این اثر را با چند روز تأخیر نسبت به آثار دیگر ارائه دهیم.

در این اثر با همان جنس افتتاحیه‌های کلیشه در ژانر دلهره مواجه هستیم که ما را در برابر شرور داستان و در نهایت آن تکراری که قرار است از طریق جامپ‌اسکرهای مختلف در انتهای پرده‌ی اول و دوم شاهد باشیم قرار می‌دهد. در این افتتاحیه والدین یک کودک او را از بازی با هوش مصنوعی منع کرده‌اند، اما خودشان روی تخت در حال گشت زدن میان شبکه‌های اجتماعی هستند. این هوش مصنوعی به کودک پیام می‌دهد که مقابل در وروردی منتظر اوست. کارگردان از طریق بالا بردن ضربآهنگ سعی دارد مخاطب را درگیر چهره‌های مختلف این هوش مصنوعی ظاهراً تجسم‌یافته کند. پس از این افتتاحیه وارد زندگی خانواده‌ای چهار نفره می‌شویم؛ کرتیس و مردیث به‌عنوان پدر و مادر و آیریس و پرستون به‌عنوان فرزندان خانواده.

آقای وایتس از همان ابتدا نشان می‌دهد که نه در شخصیت‌پردازی و نه پیشبرد روایت قرار نیست ما را با نوعی قریحه مواجه کند. روایت او شاید فقط در درون‌مایه کمی دچار تغییر شده است، اما در ساختار کلی‌اش اثری ساده و فاقد جسارت در میان آثار سینمای علمی-تخیلی محسوب می‌شود. آن تغییر کوچک نیز شاید تغییر نام هوش مصنوعی به «آیا» و درگیر کردن مخاطب با رخدادهای زمان حال است و نه آینده. آقای وایتس در این اثر حتی قرار نیست حفره‌هایی ایجاد کند که مخاطب را اسیر هزارتویی روایت کند. او گویی حتی نمی‌داند روایت را از طریق مردیث و حسرت‌های گذشته‌اش پیش ببرد یا از طریق کرتیس و لغزش‌هایی که به‌عنوان یک مرد متأهل دارد. آقای وایتس به‌راحتی می‌توانست روایت خود را از طریق این دو کاراکتر و گذشته‌ای که داشته‌اند تبدیل به درامی از حسرت‌ها و حال مدینه‌ فاضله‌ی هوش مصنوعی کند. او تا بخشی از روایت و شاید بتوان گفت ابتدای پرده‌ی دوم روی این مسیر گام برمی‌دارد. در طول این ۴۰ دقیقه عملاً با داستانی مواجه هستیم که لذت مخاطب را برای تماشای خود بیشتر و بیشتر می‌کند و گویی سعی دارد از طریق حسرتی که در هوش مصنوعی «آیا» ایجاد کرده، مخاطب را در برابر قاتل سریالی دیجیتال قرار دهد که بازوهای‌اش انسان‌های دیگری هستند که به آرزوهای خود رسیده‌اند. اما در ادامه‌ی روایت این خوش‌بینی به پایان می‌رسد و آقای وایتس اسیر بازی کودکانه‌‌‌ای می‌شود که تا انتهای روایت ادامه دارد. داستان او به‌آنی از دنیایی که خلق کرده بود پر می‌کشد. روایت در نیمه‌ی دوم خود آن‌قدر مملو از حفره و برش‌های ناموزون است که گویی کارگردان به عمد سعی در خودتخریبی روایت داشته است. مگر می‌شود به بهانه‌ی مورد توجه قرار گرفتن یک اثر را اینگونه شرحه‌شرحه کرد. شاید باید از آقای وایتس درخواست کنیم که ورکشاپی برای تدریس این خودویرانگری روایی برگزار کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟