پوستر فیلم خانواده‌ی ووردالاک

قصه‌ی خاک‌خورده‌ای که جان گرفت

خانواده‌ی ووردالاک
The Vourdalak
محصول ۲۰۲۳ – فرانسه
ژانر دلهره
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

ژانر دلهره از همان ابتدایی که در سینما خودی نشان داد وابسته به ادبیات کلاسیک و در نهایت ادبیات قرن نوزدهمی بوده است. در میان تمام کاراکترهای کلیشه‌ی این ژانر شاهد هستیم که ادبیات نقش پررنگی در شکل‌گیری آن‌ها داشته است؛ از کنت دراکولا تا گرگینه‌ها. حال آقای «آدرین بو» در اولین اثر بلند سینمایی خود به‌سراغ داستانی تقریباً فراموش‌شده از «الکسی تولستوی» رفته است. تولستوی این داستان را طی سفری به فرانسه و در قرن نوزدهم نگاشته است. او در این اثر از برابرنهادی که ریشه‌ی اسلواک داشت بهره برد تا روی دیگری از روایت‌های حول خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها را در تلفیقی زیبا ارائه دهد. از این داستان در طول دورانی که ژانر دلهره همچنان در حال آزمون و خطا بود اقتباس سینمایی شد؛ از فیلم «سه چهره‌‌ی ترس» اثر ماریو براوو تا «شب شیاطین». روایت آقای بو سومین اثری است که پس از نزدیک به پنج دهه وارد این داستان و کاراکترهای‌اش می‌شود.

تولستوی این اثر را در باب یک دیپلمات فرانسوی نوشته است که به‌سبب از دست رفتن اسب و همراهان‌اش به خانه‌ای روستایی که متعلق به پیرمردی با نام «گورشا» است می‌رسد و از او طلب اسب می‌کند. اما گورشا در خانه نیست و خانواده‌اش به سردی از این مرد پذیرایی می‌کنند. پیرمرد قبل از رفتن به خانواده گفته که اگر پس از ۱۰ روز به خانه بازنگشت، یعنی مرگ او را فراخوانده. اما اگر حتی لحظه‌ای دیرتر از موعد مقرر رسید، او دیگر پدر آن‌ها نیست و صرفاً یک ووردالاک نفرین‌شده است که باید با یک چوب تیز قلب او را نشانه بگیرند. آقای بو در ساختار اصلی روایت سعی دارد از متن داستان بهره ببرد و در این میان در شخصیت‌پردازی‌های روایت خود تغییراتی را اعمال کند. او فیلم را با دوربین سوپر ۱۶میلیمتری فیلمبرداری کرده است و همین باعث شده تا روایت همچون داستان زنده در عمارتی مشرف به جنگل مخاطب را درگیر دلهره‌ای کاملاً کلاسیک کند.

در این فیلم با داستانی کاملاً کلاسیک مواجه هستیم که کارگردان سعی دارد از طریق برخی شخصیت‌ها مخاطب را درگیر مایل به‌‌زعم خود مهم امروزی کند. اینکه آقای بو چه در ذهن داشته که به‌طور مثال کاراکتر «پیوتر» را تبدیل به یک مرد تراجنسیتی کند به دیدگاه و جهان‌بینی او باز می‌گردد. شاید این مسئله در فیلم نقطه‌ضعفی به‌حساب نیاید، اما با رویکرد یک دهه‌‌‌ی اخیر در سینمای فرانسه و افراطی‌گری در این باب ممکن است چنین انتخابی برای مورد توجه قرار گرفتن توسط منتقدان باشد. در هر حال این فیلم آن‌قدر داستان ساختارمندی دارد که چنین شیطنت‌های نابجایی از سیال بودن آن چیزی کم نکند.

ذکاوت آقای بو در این اثر به پایان‌بندی کاملاً سینمایی‌اش باز می‌گردد. آنچه در داستان تولستوی می‌خوانیم یک پایان‌بندی کاملاً کلاسیک و در نهایت رهایی است. آقای بو با کمی پیچش روایی سعی کرده این پایان‌بندی کلاسیک را تبدیل به تعلیقی متناسب با روایت‌های دلهره کند. این فیلم اثری تجربی نیست، اما با همان تکنیک‌ها به مخاطب خود روایتی کاملاً روان و بدون پیچیدگی ارائه می‌دهد. آقای بو در فیلم اول خود سعی دارد مخاطب را بار دیگر درگیر یکی از داستان‌های جذاب و برگرفته کاراکترهای فولکلور حاشیه‌ی بالکان کند؛ داستانی که بار دیگر می‌تواند در سینمای جریان اصلی نیز خودی نشان دهد و برخی کلیشه‌ها را در ژانر دلهره دچار وسعت کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟