پوستر فیلم اثر پرتابه‌ای

کارگردانی که جاه‌طلبی ندارد

اثر پرتابه‌ای
Slingshot
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«یان مایکل هوفستروم» از همان زمانی که در سوئد مشغول ساخت آثار سینمایی بود هم جاه‌طلبی نداشت. پس از ورود به هالیوود و همکاری با استودیوهای مختلف صرفاً ستاره‌های بازیگر در آثارش تغییر می‌کردند. به‌طور مثال شاید تنها فیلمی که او از قریحه‌ی خوبی استفاده کرد و اثر خلق‌‌شده توسط او توانست جایگاهی در تاریخ سینما پیدا کند، ساخت فیلم «۱۴۰۸» بود که در ژانر دلهره و عبور از اکستریم‌های هالیوودی در زمان درست اکران شد. پس از آن آقای هوفستروم نتوانست به روایتی دلخواه در ژانر اکشن و هیجان‌انگیز برسد و حتی در برخی موارد آثارش نزدیک به فیلم‌های سینمای گروه ب می‌شدند. طی یک سال اخیر دو اثر از این کارگردان سوئدی‌الاصل روی پرده رفته است که ابتدا به اثر او در سینمای هالیوود خواهیم پرداخت.

اگر فیلم‌های «زندگی والا» از کلر دنی و «اکسیژن» از الکساندر آجا را مشاهده کرده باشید، در همان سکانس‌های ابتدایی این اثر گویی وارد دنیاهای خلق‌شده توسط خانم دنی و آقای آجا خواهید شد. آقای هوفستروم از همان ابتدا اعتراف می‌کند که در حال ترسیم دنیایی انتزاعی در ذهن یک فضانورد است. او ما را در لحظه‌ای وارد زندگی و سفر فضایی کاراکتر «جان» می‌کند که ۹ ماه و یک روز از حضورش در سفینه‌ی اودیسه می‌گذرد. او به‌همراه دو همکار دیگرش با نام‌های «کاپیتان فرنکس» و «نش» به‌سوی قمر تایتان در حرکت هستند. آقای هوفستروم سعی دارد با صدای بلند آن خواب مصنوعی ۹۰روزه‌ای را که در طول این سفر دو ساله و از طریق تزریق به جان و دیگران تحمیل می‌شود تبدیل به موتیفی معنادار و حتی بخشی از درون‌مایه‌ی اصلی کند. اثرات این خواب مصنوعی گویی فراموشی لحظه‌ای، سرگیجه، تهوع و کمی اضطراب است. روایت از همان ابتدا مخاطب را درگیر این آثار جانبی می‌کند و به سبب آن است که دنیای جان تبدیل به ملغمه‌ای از واقعیت و انتزاع می‌شود. کارگردان زندگی او و زویی را همچون فلش‌بکی در میان این انتزاع برای مخاطب تصویر می‌کند تا از این طریق گذشته و حال این کاراکتر ترسیم شود.

اما روایت در نیمه‌ی دوم خود وارد همان مسیری می‌شود که آقای هوفستروم در نظر داشته است. مخاطب پس از آن و در پرده‌ی سوم دچار این دوگانگی می‌شود که آیا همه‌ی آن چیزهایی که جان می‌بیند واقعیت دارد یا صرفاً با انتزاعی تصنعی که ساخته‌ی ذهن اوست مواجه هستیم و مالیخولیای حاصل از خواب مصنوعی همه‌ی ذهن اورا درگیر کرده است. آیا نش همان روی ضعیف جان است و کاپیتان فرنکس آن روی فرمانبردار و خشک و پایبند به مأموریت است؟‌ پس از نقصی که در سفینه ایجاد می‌شود این ظن در ذهن مخاطب شدیدتر می‌شود و آقای هوفستروم سعی می‌کند بیشتر و بیشتر روی آن متمرکز شود.

آقای هوفستروم اما در این اثر خود را وابسته به همان دنیای بدون جاه‌طلبی‌اش می‌کند. او در این اثر گویی دلتنگ اثری چون ۱۴۰۸ شده است. او سعی دارد صرفاً از این انتزاع و مالیخولیای ذهنی برای تزریق هیجان بیشتر به مخاطب استفاده کند و در این میان گذشته‌ی پدر جان را نیز تبدیل به ظنی دیگر برای قوت گرفتن این مالیخولیا می‌کند. اما مشکل آنجاست که دنیای ترسیم‌شده توسط این کارگردان توان گم شدن در دالان‌های تاریک ذهن یک فرد دچار مالیخولیا را ندارد و صرفاً از این امر برای سرگرمی اثرش بهره می‌برد. فیلم «اثر پرتابه‌ای» به راحتی هر چه تمام می‌توانست همچون اثر خانم دنی و آقای آجا و با تکیه بر بازی سولوی «کیسی افلک» اثری چند لایه و گمشده میان دالان‌های ذهن جان شود. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد و در نهایت با اثری مواجه می‌شویم که روی مسیری مستقیم به انتهای خود می‌رسد و در این میان نه شب‌پره‌ها و نور و نه زویی و نه گذشته‌ی تلخ جان قرار است مخاطب را میان خلأ ذهنی او رها کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟