از تیلور سوییفت تا ریلیتی وینر
اینکه چرا بین این همه افشاگر و افرادی که طی چند سال گذشته دست به آشوبگریهای تحت لوای ووکیسم زدهاند نام «ریلیتی وینر» برای هالیوود اهمیت پیدا کرده است، شاید به انتخابات پیش روی ایالات متحده و رقابت تنگاتنگ دموکراتها و جمهوریخواهان بازمیگردد. اگر ظاهر ماجرا را بنگریم به لشکر عظیم سایبری دموکراتها پی میبریم؛ از آمازون و مگا تا سیانان و نیویورکتایمز، نیویورکر و دیگران و در نهایت بخش اعظمی از هالیوود. بازی روی دموکراتها پس از انتخابات سال ۲۰۲۰ بسیاری از مردم این کشور و دیگر نقاط جهان را دچار نوعی بدبینی به شبکههای اجتماعی و بنگاههای خبرپراکنی کرده است. اینکه در دو سال مانده به انتخابات ایالات متحده بار دیگر بیهنری چون «تیلور سوییفت» در بطن این شبکهها قرار میگیرد و علیرغم اعتراض بسیاری از هنرمندان به بیهنری این فرد و ضعف آشکار او در داشتن حداقلهای یک هنرمند پاپ، باز هم اوست که روی جلد مجلهی تایم میرود و اوست که دربارهاش مستند ساخته میشود. حال و روز ریلیتی وینر هم جدای از تیلور سوییفت بهعنوان دستآویزی برای حملهی دموکراتها به رخدادهای قبل از انتخابات ۲۰۱۶ و دست داشتن روسیه در انتخابات آمریکا نیست. همین چند ماه پیش بود که فیلمی با نام «ریلیتی» را از سر گذراندیم که به لحظات دستگیری و بازداشت ریلیتی وینر پس از افشای برخی اسناد محرمانه میپرداخت. آن فیلم از طریق فایل صوتی و مکالمهی رد و بدلشده بین مأمورین افبیآی و ریلیتی وینر قابهای خود را بسته بود. در آن اثر حداقل مخاطب در برابر اثری قرار میگرفت که سعی کرده بود در پرده ماجرای پنهان در پشت روایتاش را پی بگیرد.
حال خانم «سوزانا فوگل» که پیش از این فیلم «گربهدوست» را از او مرور کردهایم، بار دیگر وارد زندگی این فرد شده است. او قرار است مخاطب را از سن ۱۰ سالگی تا لحظهی آزادی ریلیتی از زندان همراه این کاراکتر کند. اما باید گفت که روایت خانم فوگل بیش از اثر قبلی تبدیل به یک فیلم سفارشی شده است. در جایجای این فیلم شاهد پرورش یک آنارشیست بیفکر هستیم که از طریق پدر شکستخوردهی خود که اعتیاد به مبارزه با سرمایهداری دارد به جنگ علیه دونالد ترامپ میپردازد. اینکه چرا جنگ بین دموکراتها و جمهوریخواهان و افشاگریهای آنها علیه یکدیگر برای مردم سایر نقاط جهان اهمیت دارد، به رسوخ شبکههای اجتماعی آمریکایی، رسانههای تصویری و در نهایت ابرشرکتهای بزرگ فنآوری و در نهایت هالیوود باز میگردد که هر کدام به نوعی در زندگی روزانهی مردم جهان جایی باز کردهاند؛ از اینستاگرام و فیسبوک تا آمازون و توییتر و سیانان و پاپاستارها. فیلم خانم فوگل هیچ فرمی ندارد و در اصل باید گفت تهی از هر قابیست که سینمایی باشد. روایت او در معنای کلیاش سفیدشویی اشتباه یک کارمند سازمان امنیت داخلی آمریکاست و نحوهی مجازات او که سعی دارد در آستانهی انتخابات ایالات متحده زخم دیگری را بر پیکر رقبای جمهوریخواه بزند. اما زمانی که این زندگی را مشاهده میکنیم به پوچی و تهی بودن تفکرات شخصیتهایی چون ریلیتی وینر پی میبریم که برای برنده شدن دست به هر آشوبی میزنند، اما هیچگاه قرار نیست از دل این آشوب سکون یا مدینهی فاضلهای را ترسیم کنند. آنها صرفاً پیادهنظام جنبشی هستند که نیاز به آشوب دارد تا بتواند به زیست خود ادامه دهد و شاید حتی مهم نباشد که از دل این آشوب کل دنیا درگیر جنگی خانمانسوز شود! خانم فوگل در این روایت داستانپرداز خوبی هم نیست و همچون اثر قبلی خود درگیر مناسبات جنسیتی و نگاه افراطی خود در این قضیه شده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.