پوستر فیلم هارولد و مدادرنگی بنفش

آن همه خلاقیت کتاب که حیف شد

هارولد و مدادرنگی بنفش
Harold and the Purple Crayon
محصول ۲۰۲۴ - ایالات متحده
رده‌ی سنی ۸+
امتیاز ۱
نویسنده سارا

«هارولد» با مداد بنفشی در دست به دنبال صدای مردی که تصویری از او دیده نمی‌شود، اتفاقات پرهیجان و مکان‌هایی خارق‌العاده را نقاشی می‌کند و همراه با یک گوزن زیبا و جوجه‌تیغی‌ای کوچک به ماجراجویی می‌پردازند. اما زمانی که صدای مرد خاموش می‌شود هارولد و دوستان‌‌‌اش برای یافتن خالق خود از دنیای نقاشی‌ها به دنیای واقعی سفر می‌کنند.

جان بخشیدن به کتاب‌های پرهیجان و جذابی که سال‌ها کودکان داستان‌های آنها را خوانده و شنیده‌اند و تصاویر زیبای آنها را دیده‌اند کار آسانی نیست. کارگردانانی که وارد وادی زنده کردن تصاویر کتاب‌ها می‌شوند در ابتدا باید خود در این دنیاها سیر کرده باشند، آنها را کشف کرده‌ و حقایق و قوانین آنها را آموخته باشند تا بتوانند با دقت و کارایی آنها را به حرکت درآورند. آقای «کارلوز سالدانیا» در اولین تجربه‌ی فیلمسازی لایواکشن خود سعی کرده کتابی با عنوان «هارولد و مدادرنگی بنفش» را زنده کند. کتابی که از سال ۱۹۵۵ تا کنون کودکان بسیاری را وارد تخیلات زبای کودکانه کرده است. آقای سالدانیا تا کنون انیمیشن‌های زیادی را ساخته و دستیاری کارگردانان زیادی را هم در خلق دنیاهایی جدید داشته است. اما خود هرگز وارد وادی خلق دنیاهای واقعی نشده است. این بار او سعی کرده با همکاری «زکی لی‌وای»، «لیل رل هاردی» و تعداد دیگری از بازیگران نام‌آشنا به خلق دنیایی زنده و واقعی بپردازد. کاری که در آن متأسفانه موفق نبوده است.

بزرگ‌ترین مشکل روایت آقای سالدانیا آن است که گستردگی تخیل و خلاقیت را در این کتاب درک نکرده است یا آن‌قدر شجاعت نداشته است که این گستردگی را جان بخشد. او نمی‌تواند از مداد جادویی هارولد استفاده‌های بهتری کند و دوستان و اطرافیان او را وارد دنیایی بزرگ‌تر و هدفمندتر کند. روایت او در ابتدا با همان داستان‌های زیبای کتاب آغاز می‌شود. مخاطب جذب جادوی مداد بنفش دل‌اش می‌خواهد در این دنیا غرق شود، حتی زمانی که قرار است این سه شخصیت وارد دنیای واقعی شوند هم مخاطب کاملاً امیدوار است که بتواند از این مداد ماجراجویی‌های خلاقانه‌ای را ببیند. اما درنهایت تنها چیزهایی که نصیب‌اش می‌شود یک لاستیک ماشین، یک پرنده‌ی عجیب، یک موجود خیالی بی‌معنی و مردی که می‌خواهد در دنیایی عجیب‌تر به عشق خود برسد. مخاطب هرگز نمی‌تواند این مداد بنفش را برای زیباتر شدن دنیا ببیند و از آن برای نزدیک‌کردن انسان‌ها بهره ببرد و در دنیایی شگفت‌انگیز ماجراجویی‌های جدیدی را تجربه کند.

آقای سالدانیا بازیگران خوبی را برای روایت خود انتخاب کرده است و حتی طراحی لباس و گریم کاراکترهای‌اش هم به‌ خوبی با این بازیگران هم‌خوانی دارند. اما هرگز آنها را پرداخت درستی نکرده و نتوانسته مخاطب را همراه خود کند. روایت‌اش معنایی ندارد و دنیای شترگاوپلنگی که ساخته هدف مشخصی را دنبال نمی‌کند. بدترین انتخاب‌اش هم خرده‌روایت آن نویسنده‌ای است که معلوم نیست در کتاب‌هایی که نوشته به دنبال چه چیزی بوده است. در پایان هم جز حسرت برای مخاطب خود چیزی به ارمغان نمی‌آورد و نمی‌تواند کودک عاشق این کتاب قدیمی را در دنیایی که ساخته غرق کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟