پوستر فیلم پرده‌ی دوم (در این اثر نام رستوران محل قرار کاراکترهاست)

دنیای تناقض‌ها و طعنه‌های روز

پرده‌ی دوم (در این اثر نام رستوران محل قرار کاراکترهاست)
The Second Act
محصول ۲۰۲۴ – فرانسه
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۳.۵
نویسنده مصطفی ملکی

تازه در اول مسیر قرار داریم. از زمانی که اضافاتی مانند هوش مصنوعی جایگاه پررنگ‌تری در مناسبات امروزی پیدا کرده‌اند و این جایگاه را می‌توان کم‌و‌بیش در سینما نیز مشاهده کرد، سینماگران نیز کم‌کم در حال نشان دادن واکنش‌ به این تکنولوژی جدید هستند. «کانتن دوپیو» پرکار و خلاق است. چند ماهی از انتشار اثر متأخر او با نام «داااااالی» نمی‌گذرد که شاید تنها ادای دین زیبای سینما به زندگی این هنرمند قرن بیستمی بود. حال با اثر جدیدی از این سینماگر مواجه هستیم که باز هم مخاطب را به یک لامکان و لازمان می‌برد تا با طعنه‌ای دیگر در سینما مواجه شود.

آقای دوپیو نظم ساختار یک روایت سینمایی را از همان دقایق اول روایت خود بر هم می‌زند. دو کاراکتر با نام‌های «ویلی» و «دیوید» در حال مکالمه هستند. صحبت آن‌ها حول دختر جوانی با نام «فلورنس» است. به‌ناگاه و در میان مکالمه‌ی این دو، دیوار چهار توسط دو کاراکتر شکسته می‌شود و گویی همه‌ی آن چیزی که در برابر ما قرار دارد دچار واپاشی می‌شود. بازی بی‌نظیر «لویی گرل» و «رافائل کونار» آن‌قدر مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد که شاید در حین این مکالمه پلک هم نزند. در این مکالمه با طعنه‌ای هوشمندانه به ساختار روشنفکری قرن بیست‌و‌یکم فرانسوی روبه‌رو هستیم. تصحیح جملات و نگاه‌های زیرچشمی به دوربین توسط دو کاراکتر و از آن‌سو دوربینی که با لوانگل مدیوم‌شات تمام حرکات این دو بازیگر را به درون چشم‌های مخاطب می‌آورد نشان از هوشمندی و ذکاوت کارگردان فرانسوی دارد. آقای دوپیو در همه‌ی آثار خود مناسبات حاکم بر جهان را به سخره می‌گیرد و این به‌نوعی امضای درون‌مایه‌ای آثار او است. سینمای مینیمال و ایجازگونه‌‌‌ی این فیلمساز گویی دفتر ثبت و تفسیر رخدادهای روز جهان است. آقای دوپیو پس از این مکالمه‌ی دونفره مخاطب را در برابر زوج بازیگری «لیا سیدو» و «ونسان لندان» در نقش فلورنس و گیوم قرار می‌دهد و دوباره همان شکست نظم روایی توسط این دو کاراکتر رخ می‌دهد.

ابتدا بگذارید پلاتی را که قرار است در برابرمان تصویر شود را مرور کنیم؛ دیوید جوانی ثروتمند و زن‌باره است که قرار است با فلورنس و پدرش در یک کافه-رستوران در ناکجاآباد دیدار کند. او از دوست صمیمی خود، ویلی، خواسته که به این ملاقات بیاید تا در میانه‌ی مسیر قاپ دختر را بدزدد و دیوید را از این تعهد ناگهانی و ناخواسته نجات دهد. اما در میانه‌ی این مکالمه و با شکستن خط روایی با چهار بازیگر مواجه هستیم که با کارگردانی هوش مصنوعی در حال بازی در یک فیلم هنری هستند. و در بخش سوم با هویت این بازیگران در بیرون از این تونل روایی مواجه می‌شویم که هر کدام در سویی دیگر از گفته‌های خود در طول روایت قرار دارند. آقای دوپیو این هزارتوی شخصیتی و روایی را تبدیل به مدینه‌ی فاضله‌ی یک کمدی سیاه قرن بیست‌و‌یکمی کرده تا از درون آن حملات شدید و هنرمندانه‌اش به ساختار موجود در جهان به درکی از آن دست پیدا کنیم. او هم به ووکسیم و دغدغه‌های‌اش حمله می‌کند و هم پنهان شدن روی اصلی بسیاری از انسان‌ها پشت ماسک‌های مختلف را درون کاراکترهای خود عرضه می‌کند. در این روایت با چهار بازیگر، چهار کاراکتر و در نهایت چهار انسانی مواجه هستیم که هیچ‌کدام قرار نیست در یک جمله خود را تفسیر کنند. دنیای تودرتوی آقای دوپیو در این اثر، برعکس آثار قبلی‌اش هیچ نشان مستقیمی از آن سوررئالیسم هویدا در آثار قبلی ندارد. او در عوض همچون فیلم «یانیک» مخاطب را از طریق دیالوگ‌های قدرتمند و پینگ‌پنگی آثارش با اتکا به بازیگردانی زیبا و انتخاب خوب بازیگران در برابر این سوررئالیسم قرار می‌دهد. در این اثر هشتاد دقیقه‌ای با فیلمسازی مواجه هستیم که گویی مانند هونگ سانگسو به فرم ایده‌آل خود در سینما رسیده است و هر بار روایتی جدید را در این ظرف صیقل‌خورده قرار می‌دهد تا مخاطب سینما را دچار حظ وافر کند.

آقای دویپو در این اثر حتی به مقوله‌ی متافیکشن هم رحم نکرده است و به‌نوعی  روایتی از درون روایتی دیگر و اثر خود را درون روایتی ورای آن دو روایت ابتدایی قرار داده است تا مخاطب را کاملاً درگیرانه دچار شکست دیوار چهارم هر روایتی کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟