هیجان، هیجان و هیجان، اما…
آن قدر که سینمای کرهی جنوبی طی این چند سال آثاری را در باب خطرات رشد قارچی اینفلوئنسرها روی پرده برده، کل سینمای جهان حتی بهاندازهی سر سوزنی جز چند اثر در ژانرهای دلهره و هیجانانگیز به این موضوع نپرداختهاست. رشد قارچی اینفلوئنسرها، ولاگرها، بلاگرها و کاراکترهای مجازی نشان از بیماری روانی جوامع مختلف دارد. هیچکدام از این افراد موفق نیستند و موفقیت را از دل شکستهای اجتماعی در دنیای واقعی به دست آوردهاند. بسیاری از آنها از طریق یک تصادف یا مورد توجه قرار گرفتن یک ویدیوی بیارزش به رشدی چندهزار درصدی در مخاطب رسیدهاند و با همان فرمان نهایت بهره را از سیل شکستخوردگان دیگری که دوست دارند همین تصادف برای آنها نیز رخ دهد میبرند. حال «پارک دونگ هی» در اولین اثر بلند داستانی خود سعی دارد مخاطب را درگیر داستان زندگی دختری جوان با نام «یونا ئه» کند که بهیکباره و طی یک تصادف تبدیل به یک سلبریتی در یوتوب میشود.
کارگردان از همان ابتدا سعی دارد یونا را همچون دختری معمولی تصویر کند که گویی از زندگی خود و تماشای زندگی دیگران حس ناکافی بودن را درک میکند. روایت در سکانسهای ابتدایی و قبل از اولین سکون خود با ضربآهنگی بالا یونا را از دختری آرام و خجالتی تبدیل به سلبریتی مملو از وقاحت و در پی درآمد بیشتر تصویر میکند. باید گفت که این تصویرسازی به خوبی انجام شده و مخاطب از همان ابتدا درگیر کاراکتر اصلی میشود و در این میان نباید از بازی خوب بازیگری چون «پارک جو-هیون» گذشت که بهخوبی یونا را به مخاطب معرفی میکند و خصوصیات و موتیفهای این کاراکتر را در ذهن مخاطب تثبیت میکند. پس از اولین سکون دیگر منتظر آن رخدادی هستیم که کارگردان در سیاهی شب سئول دنبال میکند. در میان مراسمی که در حال برگزاری است برخی از چهرهها و جامپکاتهای کارگردان روی چهرهی آنها باعث میشود مخاطب تعدادی سرنخ را در ذهن داشته و از آن طریق منتظر آن رخداد اصلی باشد.
همهی هیجان و ضعفهای روایت در این رخداد اصلی که دزدیده شدن یونا توسط ماشین شخصی خودش است خلاصه میشود. کارگردان در کل پردهی دوم و سوم و قبل از گرهگشایی سعی دارد ذهن مخاطب را به همه سو ببرد و به نوعی او را درگیر مظنونین این حادثه کند تا در نهایت یکی از آنها را بهعنوان انتقامگیرنده مقابل چشم ما قرار دهد. اما این پرشها روی کاراکترهای مختلف و بهخصوص خود کاراکتر یونا آنقدر با تلاش کارگردان برای تغییر زاویهها و استفاده از جلوههای ویژه دچار اختلاط میشوند که کنه روایت دچار آسیب جدی میشود؛ روایتی که از همان ابتدا مخاطب را درگیر زندگی انگلی یک استریمر یوتوب کرده بود بهیکباره او را دچار همذاتپنداری با این کاراکتر میکند. این شعف به آن دلیل است که کارگردان این اثر هیچ قصدی مبنی بر نقد اجتماعی ندارد و صرفاً در حال بهره بردن از آن برای ورود به اثر تجاری خود است. این ناترازی بین مقدمهی روایت و هیجان محض پردهی دوم و سوم باعث ناامیدی از چنین کارگردانی میشود. اما کارگردان در تصویر این هیجان نیز بسیاری از منطق روایی خود را فدا کرده است تا حتی مخاطب سینمای سرگرمی نیز در برخی از نقاط دچار نوعی فاصله از داستان شود و در اوج هیجان به سکون برسد. در هر حال این اثر یک فیلم متوسط در ساختار سینمای تجاری و سرگرمی کرهی جنوبی محسوب میشود که مخاطب علاقهمند به دنیای هیجانانگیز را سرگرم میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.