پوستر فیلم مبارز در قفس: تقابل‌های جهانی

تصاویری که از دست کارگردان فرار می‌کنند

مبارز در قفس: تقابل‌های جهانی
Cagefighter: World Collides
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

ای کاش می‌شد حتی برای استفاده‌ی نابه‌جا از واژه‌ها و پشت‌هم چیدن تصاویر … . سینما و ورزش از همان ابتدا رابطه‌ای تنگاتنگ با یکدیگر داشته‌اند. از زمان خلق دوربین، ثبت هر رویدادی در جهان لذت‌بخش بوده. از دوربین‌های خانگی و هشت‌میلیمتری گرفته تا دوربین‌های ۱۶ میلیمتری برای ثبت خاطرات و فیلم‌های کم‌هزینه. ثبت رویدادهای ورزشی با دوربین‌های ویدیویی باعث شد که تاریخ‌شناسی و ثبت رکوردهای ورزشی با دقت بیشتری صورت بگیرد. حضور راکی روی پرده‌ی سینما و ادامه‌دار شدن مجموعه‌ی راکی نشان داد که مخاطبان سینما علاقه‌ی بسیار زیادی به درام‌های ورزشی دارند. حال چند سال است که با افزوده شدن به محبوبیت ورزش‌هایی مانند «هنرهای رزمی ترکیبی»‌ یا همان ام‌ام‌ای، حضور ورزشکاران این رشته در اکشن‌های ارزان‌قیمت زیاد و زیادتر می‌شود. مثال شاخص این بازیگر-ورزشکارها نیز اسکات ادکینز است که بیش از یک دهه در حال بازی در فیلم‌هایی با محوریت این ورزش رزمی‌ست.
هر چه فیلم بد باشد و بهتر است بگوییم فیلم نباشد، برای به‌کار بردن واژه‌ها در باب آن دچار تردید خواهیم شد. از هر زمانی که تماشای سینما را آغاز کرده باشید، هر سال بخشی از آثار آنقدر بد بوده‌اند که حتی اکنون نام‌شان را فراموش کرده‌اید. این اثر نیز از آن دسته آثار است. از ابتدا تا انتها گویا با دوربین خانگی قاب‌ها را گرفته‌اند و آنقدر برش‌ها ناشیانه برای تغییر نماها به کار برده می‌شوند که لحظاتی احساس می‌کنی چیزی که در حال تماشای‌اش هستی فیلم نیست. در اصل بازیگری در فیلم وجود ندارد. تنها بازیگری که در فیلم می‌توان نام برد «جنا گرشن» است که با مرور آثار چند سال گذشته‌ی او متوجه می‌شویم حضورش در این فیلم چندان جای تعجب ندارد، و به نوعی آن جینای دهه‌‌ی ۱۹۹۰ نیست.
کارگردان این فیلم «جسی کوئینانس» است که این اثر اولین تجربه‌ی او جدی در فیلم‌سازی‌ است و با این تجربه نمی‌توان به آثار بعدی او نیز امید چندانی داشت. اما باید به او تبریک گفت بابت اینکه چگونه توانسته بدون فیلمنامه چنین فاجعه‌ای را تا یک ساعت‌و‌نیم ادامه دهد. و احتمالاً فیلم تدوین‌گر هم نداشته و خود کارگردان پشت میز تدوین نشسته است. چرا که هر چه بیشتر برش‌ها را در طول یک سکانس و از یک نما به نمای دیگر مشاهده می‌کنیم، نبود یک تدوین‌گر بیشتر خود را نشان می‌دهد. گویا کوئینانس حتی زوایای مناسب دوربین برای بهتر گرفتن یک نما را نمی‌شناسد. در هنگام مصاحبه‌های خبری از زوایایی استفاده می‌کند که به‌جای وارد کردن هیجان، بیشتر خنده و تمسخر را به مخاطب انتقال می‌دهد.
آنچه که مسلم است با تمام این طعنه زدن‌ها، این فیلم‌ها همچنان وجود دارند و خواهند داشت. چون هنر دنیای آزادی‌ست که همه می‌توانند در آن خود را بیازمایند. دیگر «زمان» و «مخاطب» هستند که هنرمند و آفریده‌اش را در طول تاریخ حفظ خواهند کرد. مسلماً هم‌دوره با میکل‌آنژ بسیار هنرمندان دیگری بوده‌اند. اما آنچه که در فلورانس باقی مانده، اثر اوست و نگاه او.