پوستر فیلم رودخانه

شوخی بامزه‌ی زمانی

رودخانه
River
محصول ۲۰۲۴ – ژاپن
ژانر درام، فانتزی
رده‌ی سنی ۱۳+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

آقای «یونتا یاماگوچی» در سال ۲۰۲۰ و با فیلم «دو دقیقه ورای ابدیت» نشان داد که با دوربین تلفن همراه می‌توان به‌راحتی اثری را ساخت که مخاطب را درگیر فانتزی، کمدی و تخیل کند. آن دو دقیقه در آینده‌ی فیلم قبلی گویی در ذهن کارگردان باقی مانده و حال در شکل و شمایلی دیگر به درون اثر جدید او رسوخ کرده است. روایت با دعای دختری جوان در یک معبد آغاز می‌شود و سپس به درون یک مسافرخانه‌ی روستایی در منطقه‌ی کیبونه‌ی کیوتو می‌رویم. در برش‌های مختلف مخاطب با کادر این مسافرخانه و مسافرانی که در آنجا سکونت دارند آشنا می‌شود و یک کاراکتر با نام «میکوتو» تبدیل به همان شخصیتی می‌شود که گویی در ادامه باید روایت حول او شکل بگیرد. همین اتفاق هم می‌افتد و دوربین روی دست کارگردان همراه این کاراکتر به کنار رودخانه می‌رود. میکوتو کمی کنار رودخانه مکث می‌کند، چشمان‌اش را می‌بندد و سپس به مسیر خود ادامه می‌دهد. او به‌همراه یکی دیگر از خدمه‌ی مسافرخانه برای مرتب کردن اتاق یکی از مسافران به طبقه‌ی بالا می‌رود و همین همکاری بحثی را میان آن‌ها در باب یک رخداد سیاسی و مسئله‌ی خانوادگی آن همکار باز می‌کند. با یک برش دوباره به همان نقطه‌ای می‌رسیم که میکوتو چشمان‌اش را کنار رودخانه بسته و در کمال تعجب این اتفاق بار دیگر می‌افتد. روایت آقای یاماگوچی از همین ابتدا راه خود را از فانتزی‌های زمانی دیگر جدا می‌کند. در اینجا دیگر با کاراکترهایی مواجه هستیم که در یک خط زمانی بی‌بازگشت دچار بازگشت می‌شوند.

آقای یاماگوچی در روایت خود دو دقیقه را به این لوپ اختصاص داده است. کاراکترها از همان ابتدا می‌دانند که اسیر این دایره‌ی بی‌انتهای زمانی شده‌اند و می‌دانند که زمان ادامه دارد و در حال سپری شدن است. برف منطقه‌ی کیبونه در این زمستان سرد تبدیل به موتیفی طبیعی می‌شود که کاراکترها و مخاطب را در این لوپ زمانی نگاه می‌دارد. او مانند اثر قبلی، در این اثر نیز از لانگ‌تیک برای تصویر کردن این لوپ‌های دو دقیقه‌ای بهره می‌برد و مخاطب بدون واسطه در معرض تلاش کاراکترها طی این دو دقیقه قرار می‌گیرد. آقای یاماگوچی همه‌ی لوپ‌های خود را از میکوتو آغاز می‌کند و از این طریق وارد فرسودگی ذهنی کاراکترها در این لوپ می‌شود، عاشقانه‌های میکوتو را رنگ عمل می‌بخشد، حسرت‌های دیگران را تصویر می‌کند و در نهایت در موقعیت‌های کمدی ساده و گیرا مخاطب را در برابر انسان‌هایی قرار می‌دهد که گویی همه‌اشان در آن لحظه آرزوی متوقف شدن زمان را برای نگه داشتن عشق، برای فرار از یک فشار کاری، برای فرار از مشکلات اقتصادی و در نهایت برای فرار از یک رخداد خانواداگی آرزو کرده‌اند.

روایت آقای یاماگوچی ساده و در عین حال پخته‌تر از اثر قبلی است. او در فیلم قبلی خود مخاطب را با یک سکانس-پلان مواجه کرد و حال با نگاهی هوشمندانه‌تر استفاده‌ی دقیقی از امضاهای لانگ‌تیک خود می‌کند و برش‌ها را هنگامی به روایت هدیه می‌دهد که این لوپ زمانی حضور ندارد. میزانسن او درون و بیرون این مسافرخانه‌ی روستایی است و مخاطب از همان ابتدا از طریق نگاه دقیق کارگردان و پلان‌بندی و دکوپاژ قابل اعتنای‌اش درگیر این فضا و کاراکترهای‌اش می‌شود. این کارگردان ژاپنی در آثار خود دنیایی ساده و در عین حال پیچیده را حول یک فانتزی کوچک تصویر می‌کند و در نهایت از طریق المان‌های کمدی-ابزورد دنیای واقعی را با فانتزی دچار اختلاط می‌کند. او در عین حال همه‌ی احساسات و حسرت‌های کاراکترها را در یک ظرف جمع می‌کند و با بیانی ساده همه‌اشان را در اختیار مخاطبی قرار می‌دهد که دائم در حال هم‌ذات‌پنداری و گاه جایگزینی خود با برخی از کاراکترهاست. از یک سینما جز این گستردگی تخیل و فانتزی‌های ذهنی انسان چه انتظاری داریم؟ آن هم زمانی که کارگردان این تخیلات را با چفت‌و‌بستی قابل درک به دنیای واقعی گره می‌زند و از دل آن‌ها خود انسان و متعلقات احساسی و ذهنی‌اش را بیرون می‌کشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟