پوستر فیلم جهان دیگر

انتزاعی که فدای شعارها شد

جهان دیگر
Another World
محصول ۲۰۲۲ – فرانسه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

«استفان بریزه» نزدیک به سه دهه است که در سینمای فرانسه فیلم می‌سازد. او در طول این مسیر سعی کرده خطی متعادل را در برخورد به دنیای پیرامون پی بگیرد؛ از آثار اقتباسی گرفته تا روایت‌هایی که در باب فشار کمرشکن دنیای مدرن روی طبقه‌ی متوسط است. آقای بریزه در فیلم «جهان دیگر» مخاطب را درگیر سرک کشیدن به قاب عکس‌های خانوادگی یک خانوده‌ی چهار نفره می‌کند. تیلت و پن دوربین و مکث آن روی قاب‌ها گویی بدون راوی در حال روایت سال‌های خوش گذشته‌ی این خانوده است. پس از این گذر در سکوت وارد جلسه‌ی طلاق فیلیپ و آن می‌شویم. از میان گفته‌های وکلا و دفاعیات این دو در باب رخدادهای گذشته متوجه می‌شویم که فیلیپ پس از قبول شغل مدیریت در یکی از شعب هلدینگ آمریکایی به کلی زندگی خانواداگی را فدا کرده است و حال او مانده و دنیایی خالی از همه‌ی خنده‌های گذشته درون آن قاب‌ها. از آن‌سو آقای بریزه سعی دارد دغدغه‌ی اصلی آن را نیز مقابل چشم مخاطب قرار دهد تا با توجه به این شناخت کلی از دو کاراکتر وارد زندگی کنونی فیلیپ شویم.

آقای بریزه در اثر خود سعی ندارد برای لحظه‌ای هم به گذشته سفر کند و احیاناً مخاطب را با فلش‌بک‌های متعدد سرگرم کند. او در عوض از قاب‌های عکس برای سر زدن به این گذشته استفاده می‌کند. دختر این خانواده در جایی دور از فرانسه زندگی می‌کند و پسر نوجوان‌اشان دچار نوعی فروپاشی روانی شده و اکنون تحت مراقبت بستری است. حال فیلیپ مانده و دنیایی که گویی در در حال از هم پاشیدن است. آقای بریزه سعی دارد تمرکز اصلی خود را روی رخدادهای محیط کار فیلیپ و زندگی شخصی‌اش با حضور خود او بگذارد. اینکه چنین چینشی در روایت به کار آمده، باید گفت خیر. آقای بریزه در روایت خود عملاً همچون فیلیپ مشغول سرک کشیدن به مصاحبه‌ها، جدال‌های مدیریتی برای تعدیل نیروی کار ناکارآمد در شرکت‌های فرانسوی و در نهایت تلاش برای بقای خود و شرکت و در عین حال کارگران شرکت است. در این بخش نیز آقای کارگردان جز چند دیالوگ شعاری چیزی برای ارائه ندارد.

آقای بریزه در اثر خود سعی دارد بر خلاف چند اثر قبلی این‌بار از درون جلسات یقه‌سفیدها به بحران کار در فرانسه بپردازد. او به نوعی هم از شعارهای آثار کارگری در روایات مختلف خسته شده و هم سعی دارد هر دو گروه اتحادیه‌های کارگری و مدیران ارشد شرکت‌های هولدینگ را به باد انتقاد بگیرد. در نتیجه‌‌ی این انتخاب است که بخش اعظمی از پرده‌ی دوم به‌جای سرک کشیدن در انتزاع ذهن آشفته‌ی فیلیپ، درگیر رد و بدل شدن دیالوگ‌های شعاری می‌شود؛ دیالوگ‌هایی که گویی کارگردان از بیان آن‌ها ارضا می‌شود. اما درون‌مایه‌ی روایت در این میان آن‌قدر باریک است که انتزاعات ذهنی فیلیپ و درگیری او با مشکلات شخصی‌اش جز یک حاشیه تصویر نمی‌شود. مخاطب نیاز دارد که از طریق این مشکلات به بخش مهمی از زندگی این کاراکتر دست پیدا کند، اما همه‌چیز فدا می‌شود. در نتیجه‌ی این انتخاب خودخواهانه‌ی آقای کارگردان است که زیبایی محض سکوت‌ها، از سکون افتادن دوربین در چهره‌ی مغموم و سرگشته‌ی فیلیپ و در نهایت تقابل او با همسری که واقعاً قصد ندارد زندگی‌اش از هم پاشیده شود و پسری که دیگر از دست رفته است به جزیره‌ای کوچک در این روایت منتقل می‌شوند تا آقای کارگردان بتواند زهر خود را به هولدینگ‌های آمریکایی بریزد و بدبخت شدن کارگرهای فرانسوی را به تصویر بکشد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟