پوستر فیلم معلم خوب | موجی در کار نیست

نسل هشتگی

معلم خوب | موجی در کار نیست
The Good Teacher
Pas de Vagues
محصول ۲۰۲۴ – بلژیک، فرانسه
ژانر درام
رده‌ی سنی ۱۴+
امتیاز ۲
نویسنده مصطفی ملکی

فیلم «شکار» را بعید است علاقمندی به سینما مشاهده نکرده باشد. در آن اثر آقای «وینتربرگ» یک مربی مهد کودک را در برابر هجمه‌ای قرار داد که مردمان شهر و دوستان صمیمی‌اش علیه او به راه انداختند. به چه علت؟ دختربچه‌ای به‌سبب مشاهدات و تخیلات ذهنی خود به‌یک‌باره او را آزارگر جنسی خود خواند. آقای وینتربرگ فرسایشی را که از پخش شدن این دروغ تا اثبات بی‌گناهی معلم شکل می‌گرفت تصویر کرد. این فرسایش همان چیزی است که باعث جنون می‌شود و در نهایت منجر به انفجاری ذهنی خواهد شد. حال آقای «تدی لوسی-مودست» در اثر جدید خود سعی دارد چنین روایتی را با توجه به تغییرات اجتماعی طی یک دهه‌ی اخیر و جان گرفتن شبکه‌های اجتماعی مقابل چشم مخاطب قرار دهد.

روایت حول «ژولیان» که معلم است می‌چرخد. کارگردان از همان ابتدا روی دانش‌‌آموزان و ارتباطی که معلم حین تدریس با آن‌ها برقرار می‌کند و حتی رابطه‌های چشمی دانش‌اموزان با یکدیگر تمرکز دارد تا درون‌مایه را به مخاطب القاء کند. ژولیان در حال معنای شعری است که درون‌مایه آن در باب اغواگری‌ست و مثالی که در انتهای کلاس می‌زند گویی «لزلی»‌ را دچار نوعی آشوب ذهنی می‌کند. آقای مودست در دو سکانس بعدی، بی‌آنکه زندگی شخصی این معلم را به مخاطب ارائه دهد، به سراغ نامه‌ای می‌رود که به دفتر مدیریت مدرسه ارسال شده و لزلی طی آن ژولیان را محکوم به آزارگری جنسی کرده است.

آقای مودست با هوشمندی فیلم خود را با نام «موجی در کار نیست» به مخاطب ارائه می‌دهد و در اینجا دیگر خبری از شکار نیست. در عوض روایت وابسته به زمان خود و شبکه‌های اجتماعی و یک‌کلاغ و چهل‌کلاغ‌های دنیای نوجوان‌هایی است که تقریباً از هر رخدادی به‌دنبال یک آشوب هستند. آقای مودست یکی از همین آشوب‌های هشتگی و بی‌دلیل را به مخاطب ارائه می‌دهد و سعی دارد آن فرسایش را از این طریق متوجه ذهن او کند. او از سویی دیگر قصد ندارد هیچ نوع تعلیقی را در کاراکتر ژولیان خلق کند تا مخاطب را وارد این کوره‌راه کند که مبادا واقعاً بین ژولیان و لزلی اتفاقی رخ داده است. او این تعلیق را از طریق زندگی شخصی ژولیان به تصویر می‌کشد. در اینجا مقوله‌ی اخلاقیات پیش می‌آید و اینکه چگونه یک دانش‌آموز نوجوان به‌دلیل در مرکز توجه معلم نبودن سعی در انتقام می‌گیرد. آقای موسدت در کشاندن خرده‌روایت‌های خود در این مسیر کمی عجولانه عمل می‌کند و تناسب روایت خود را به هم می‌زند. روایت او دست روی نقطه‌ی مهمی گذاشته که جهان نوجوان‌های امروز را همچون سرابی در شبکه‌های اجتماعی تصویر می‌کند. اما این جهان ناقص به مخاطب ارائه می‌شود و تمرکز کارگردان بیشتر روی واکنش‌ها و فرسایش ژولیان در این مسیر است. شاید آقای مودست به‌راحتی می‌توانست ابعاد روایت خود را گسترده‌تر کند. این روایت گسترده کمک شایانی بود به درک نوجوان‌هایی که در دنیای تیک‌تاک، اینستاگرام و توییتر دائم در حال خلق دروغ‌هایی هستند که آن‌ها را هر چه بیشتر در مرکز توجه قرار دهد؛‌حتی اگر این دروغ‌ها منجر به نابودی انسانی دیگر شود. از سویی دیگر زندگی سخت و محدود لزلی در این روایت مظلوم می‌ماند و گویی کارگردان حتی توجه اندکی را به آن ندارد. در هر حال این فیلم یکی از آن آثاری است که به‌راحتی می‌تواند مخاطب را وادار به پرسشگری و درک دنیای پیرامون کند؛‌ دنیایی که در آن واقعیت زیر انبوهی از فرافکنی‌ها پنهان شده و شاید هیچ‌گاه در برخی موارد خود را نشان ندهد!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟