حرف حساب آقای مورسکو چه بود؟
«روبرت مورسکو» سالهاست که دیگر اعتبار اندکی را که از طریق جایزهی اکادمی بابت نگارش مشترک فیلم «تصادف» بهدست آورده بود خرج کرده است. او طی این دو دهه مخاطب خود را در سینما با انبوهی از آثار در ژانرهای جنایی، هیجانانگیز، کمدی و درام مواجه کرده است و در هیچکدام از آنها بهعنوان کارگردان توفیقی به دست نیاورده است. گاهی این به دست آوردن توفیق را به نوع نگرش سینمای تجاری ایالات متحده نسبت نمیدهند که این قضیه بیشتر در باب سینماگران مستقلی صدق میکند که با اصرار فراوان مسیر خود را تعیین میکنند و اسیر زرق و برقهای هالیوود نمیشوند. اما آقای مورسکو واقعاً فیلم بد ساخته و همین باعث شده که جایگاه او حتی در سینمای ارزانقیمت و کمهزینه نیز آنقدری بالا نباشد. در نتیجه چنین کارگردانی با انبوهی از آثار ضعیف قادر نیست حتی برای لحظهای مخاطب را درگیر یک اثر بیوگرافی در باب یکی از سازندگان خودروهای لوکس در جهان کند.
سینماگران مختلفی طی این دو سال دست به ساخت آثاری در باب خودروسازیهای معروف ایتالیا زدهاند. شاید موفقترین نمونه را بتوان «فراری» «مایکل مان» در نظر گرفت که در دست فیلمساز کاربلدی قرار داشت و همین باعث شد تا مخاطب برای ساعاتی در دنیای «انزو فراری» بخشی از تاریخ قرن بیستم را در صنعت خودروسازی سیر کند. اما آقای مورسکو از همان ابتدا نشان میدهد که هیچ دورنمایی برای روایت خود ندارد.
داستان این فیلم مملو از دیالوگهای شعاری و پشت خاوری است که هر کدام در بدترین زمان ممکن و در بدترین حالت ممکن از زبان کاراکترها خارج میشوند. آقای مورسکو هیچ تسلطی روی این روایت تاریخی ندارد. او نه میداند «فروچو لامبورگینی» را چگونه تبدیل به یک کاراکتر کند و نه حتی قرار است این شخصیت تاریخی را در یک مسیر روایی منطقی به مخاطب معرفی کند. شاید او درکی از بزرگی پروژهای که انتخاب کرده ندارد. درست در همین نقطه است که تفاوت فیلمسازی چون مایکل مان که روایت میداند با کارگردانی چون مورسکو عیان میشود.
آقای مورسکو سعی دارد خط اصلی روایت را در سال ۱۹۹۲ نگاه دارد و از طریق اکتهای لامبورگینی به اوج رسیده مخاطب را به دوران جوانی و زمانی که او بهعنوان سرباز از جنگ جهانی دوم بازگشته است ببرد. اما این بازگشت به گذشته آنقدر مریض و بیجان است که رمقی برای فیلم باقی نمیماند. کاراکترهای شلخته، انتخابهای بد از لحظات حساس زندگی لامبورگینی، تصویری ضعیف از روابط خصوصی او و تعاملاتاش با دیگر خودروسازان معروف ایتالیا، همه و همه نشان از یک اثر بسیار بد و ضعیف دارند. شاید به همین سبب بود که بین تماشای این اثر و نگارش مرور آن نزدیک به یک سال وقفه انداختیم تا بهراحتی بتوان اثر آقای مایکل مان را همچون یک غول در برابر روایت نحیف و بیهدف آقای مورسکو قرار داد. فیلم لامبورگینی نه قادر است عنوان خود را تبدیل به تصویر کند و نه آنقدر هیجان تجاری و سرگرمکننده برای مخاطب جوان علاقهمند به برندهای لوکس خودروسازی دارد که او را مجاب تماشای خود کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.