پوستر فیلم نامتعارف

کارگردانی که خیلی تمیز و اتوکشیده دلهره را درک کرده

نامتعارف
Oddity
محصول ۲۰۲۴ – ایرلند
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

«دامین مک‌کارتی» با اولین فیلم بلند خود، «اخطار»، نشان داد که از آن دست فیلمسازان بریتانیایی در ژانر دلهره است که نگاهی پست‌مدرن با ارجحیت خطوط کلاسیک در روایت را داراست. حال او وارد دومین فیلم خود شده است و باز هم این نگاه تمیز و اتوخورده‌ی یک دلهره‌ی بریتانیایی را می‌توان در این اثر شاهد بود. روایت جدید این کارگردان از پرسه‌زدن‌های زنی با نام «دنی» در عمارتی بسیار بزرگ آغاز می‌شود. کارگردان در چند نمای مختلف این عمارت را از فضای بیرونی در برابر مخاطب قرار می‌دهد تا دهشت این بزرگی و عریانی را در برابر او تصویر کند. پس از اینکه دنی اولین تماس خود را با همسرش می‌گیرد، کاراکترهای تأثیرگذار در روایت یعنی دارسی و تدی نیز تا حدودی برای ما تعریف می‌شوند؛ تدی که همسر دنی است و از همان ابتدا تصویر  او را در پشت تلفن شاهد هستیم و از آن سو دارسی خواهری‌ست که به سبب بیماری‌اش بینایی خود را از دست داده و نوعی انزوا را پذیرفته است.

آقای مک‌کارتی در روایت خود به‌عمد تکه‌های خاصی از پازل روایی‌اش را از مقابل چشم مخاطب برمی‌دارد تا اثرش روی خط مشترک بین روایت‌های هیجان‌انگیز و دلهره گام بردارد. به همین سبب است که افتتاحیه‌ی طولانی روایت که پایان آن مرگ دنی و گذر یک سال از آن تاریخ است تبدیل به معمایی می‌شود که گویی مخاطب باید تا انتهای روایت سرنخ‌ها را از طریق دارسی و مکالمه‌های بین او و دیگر کاراکترها جمع‌آوری تا در نهایت همراه کارگردان از انتهای روایت گره‌گشایی کند.

ضربآهنگ روایت آقای مک‌کارتی همچون اثر اول بسیار ملایم است و این همان چیزی است که کارگردان نیاز دارد. او اگر هم قصد داشته باشد از جامپ‌اسکر استفاده کند سعی می‌کند در پس تاریکی این خانه از آن بهره ببرد. او در این روایت نمایی دیگر از دلهره‌های ماورایی را تصویر می‌کند. همانند اثر اول در این فیلم ما صرفاً با موجوداتی خیالی که به‌یک‌باره در برابر دیدگان کاراکترها ظاهر می‌شوند سر و کار نداریم، بلکه کارگردان تصویری دیگر از طلسم را به مخاطب خود ارائه می‌دهد. دارسی در این فیلم همچون پیوند دهنده‌ی این طلسم‌ها با جنایتی است که خواهرش را به کام مرگ فرو برده. در نتیجه کارگردان هم سعی می‌کند فقط از طریق دارسی این پیوند را برقرار کند.

آنچه در این اثر بیش از هر چیزی خود را نمایان می‌کند موسیقی متنی است که زیر تصاویر قرار دارد و کارگردان با این کار نشان می‌دهد که برای القای دلهره نیازی با استفاده‌ی هالیوودی و تجاری از موسیقی متن ندارد. اما دوربین ثابت و حرکات بعضاً نرم آن نیز در این روایت آن قدر مخاطب را در خود غرق می‌کنند که تک‌لرزش‌های دوربین پشت سر تدی گویای این است که فردی پشت سر او قرار دارد. این تناقض‌های عمدی در حرکت دوربین و استفاده‌ی جزء‌به‌جزء از میزانسن به سبک هیچکاکی نشان از تولد فیلمسازی در ژانر دلهره دارد که این ژانر را خوانده، دیده، تجربه‌ی کوتاه کرده و حال در روایت‌های بلند داستانی مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟