پوستر فیلم نگهبانان: بخش اول

ساعتی که ساعت‌ساز ندارد

نگهبانان: بخش اول
Watchmen Chapter I
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

در لابه‌لای آثار اقتباسی از کمیک‌بوک‌ها یافت می‌شوند آثاری که بتوان آن‌ها را در مدیوم سینما هم جای داد. طی دو دهه‌ی اخیر ابرقهرمان‌های دی‌سی و مارول آن‌قدر زرد و بی‌مایه بوده‌اند که بسیاری از مخاطبان جدی خود را نیز وادار به تمسخرشان کرده‌اند. در این میان اما پیدا می‌شوند آثاری که از پایه مستحکم هستند و درون‌مایه‌ای را به مخاطب ارائه می‌دهند که گویی در قالب اثر سینمایی هم به‌راحتی به بار می‌نشینند. کمیک‌بوک «نگهبانان» در دنیای دی‌سی نیز از همین دست آثار است. این کمیک‌بوک شاید در ظاهر یکی از همان داستان‌های ساده و هیجان‌انگیزی است که تماشای اثر سینمایی آن نیز به هیجان و اشتیاق مخاطب می‌افزاید، اما شخصیت‌پردازی و خط روایی غیرمستقیم آن همچون گردابی می‌ماند که کاراکترها و مخاطب را به‌راحتی به درون خود می‌کشد. این کمیک‌بوک در سال ۲۰۰۹ تبدیل به یکی از معدود آثار موفقی شد که «زک اسنایدر» کارگردانی آن را بر عهده داشت. هر چند اثر آقای اسنایدر در نهایت یک فیلم متوسط در دنیای اکشن‌های سیاه بود، اما در کارنامه‌ی فیلمسازی او تبدیل به یکی از معدود نقاط روشن شد. در طی دهه‌ی ۲۰۱۰ نیز کانال اچ‌بی‌او سعی کرد اقتباسی دیگر را در مدیوم تلویزیون و سریال از این اثر انجام دهد. حال نوبت به دنیای انیمیشن رسیده است و آقای «برندن ویتی» سعی دارد در دو بخش این داستان پرهیاهو را تصویرسازی کند.

همه‌چیز در این روایت همانی است که کمیک‌بوک و زک اسنایدر ارائه دادند. اما اثر آقای ویتی تفاوت کوچکی با اثر اسنایدر دارد و آن هم توجه ویژه به دیالوگ‌ها، واگویه‌ها و در نهایت تفاسیر کاراکترها از موقعیت‌های پیش‌آمده است. همان‌طور که می‌دانید کاراکترهای این داستان چیزی جدا از دیگر ابرقهرمان‌های دی‌سی هستند و به‌نوعی منحصربه‌فرد محسوب می‌شوند. هر کدام از این کاراکترها، از رورشاک گرفته تا دکتر منهتن و دیگران، تلفیقی از دیگر کاراکترهای دنیای دی‌سی هستند، اما ویژگی‌های شخصیتی‌اشان مختص به خود همین کاراکترهاست. آقای ویتی در انیمیشن نرم خود مخاطب را ابتدا با پاره‌هایی که خط اصلی روایت را می‌شکنند رو‌به‌رو می‌کند و سپس از طریق «جان اوسترمن» یا همان دکتر منهتن(که این نام اشاره به پروژه‌ی مهندسی هسته‌ای منهتن دارد) و واگویه‌های دفتر یادداشت رورشاک مخاطب را وارد سفری از دهه‌ی ۱۹۴۰ تا ۱۹۸۰ می‌کند. آن چیزی که این روایت را تلفیقی از نوآرها و اکشن‌های سیاه می‌کند تغییر تاریخ حقیقی توسط این ابرقهرمان‌هاست. آن‌ها که از دهه‌ی ۱۹۴۰ در خدمت دولت ایالات متحده در آمده بودند توانستند پس از جنگ جهانی دوم مناسبات تاریخی را بر هم بزنند و حال در دوران بازنشستگی‌اشان در دهه‌ی ۱۹۸۰، نیکسون دیگر درگیر رسوایی واترگیت نیست، آمریکا در ویتنام پیروز شده است و جامعه در یک صلح نسبی به سر می‌برد. اما مشکل آنجاست که یک نفر در حال شکار این ابرقهرمان‌های بازنشسته است و همین سبب شکل‌گیری خط اصلی روایت می‌شود.

آقای ویتی در اولین گام خود به‌خوبی توانسته فضایی را که به‌نوعی می‌تواند ترجمه‌ی «خدا مرد» نیچه باشد ترسیم کند. در این روایت او نهایت بهره را از واگویه‌های دکتر منهتن کرده است تا فضای کلی جهان این داستان را برای مخاطب تفسیر کند؛ «ساعتی که ساعت‌ساز ندارد.»

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟