اکشن تراز و استاندارد هنگکنگی
طی این چهار سال ۲ فیلم را به کارگردانی آقای «چانگ پو سوی» مرور کردهایم؛ «برزخ» و «سرنوشت دیوانه». او از ابتدای دههی ۲۰۰۰ در سینمای هنگکنگ مشغول فعالیت و در سینمای دلهره، کمدی و اکشن در گردش است. آقای چانگ در جدیدترین اثر خود بار دیگر وارد سینمای اکشن هنگکنگی شده و قصد دارد مخاطب را به دههی ۱۹۸۰ ببرد. او ابتدا از طریق توضیحاتی که روی تصویر میآیند و تصاویری ضد نور از کاراکترهای مختلف در شهر محصور به گسترش خشونت و جنایت در هنگکنگ پس از جنگ جهانی دوم میپردازد و در این میان شکل گرفتن شهری فشرده میان هنگکنگ را تصویرسازی میکند؛ شهری که در آن دیگر قانونی وجود ندارد و برای بقا باید جنگید. سپس به معرفی پدران این شهر و اینکه چگونه شخصیتی با نام «گردباد» تبدیل به مرد اول این شهر میشود، میپردازد. پس از مرور این رخدادها به ابتدای دههی ۱۹۸۰ میرویم و داستان را از جایی دیگر و از طریق کاراکتری متفاوت و بینام میبینیم. ضربآهنگ روایت آقای چانگ از همین نقطه متناسب با شخصیتی که مخاطب نه او را میشناسد و نه ربطی به توضیحات ابتدایی کارگردان دارد، بالا میرود. این کاراکتر آنقدر در این هیاهو غرق است که این ندانمها را نیز به درون ذهن مخاطب تزریق میکند. او تا دقیقهی ۳۲ هیچ آرامشی ندارد و در این تعقیبوگریزها به مخاطب اطلاعاتی ناقص از خود میدهد؛ او یک مهاجر غیرقانونی به هنگکنگ است و به هر دری میزند تا کارت ملی هنگکنگ را دریافت کند. در طی همین تعقیبوگریز است که کمکم دیگر کاراکترها نیز به مخاطب معرفی میشوند؛ از مستر بیگ و نوچههایاش تا گردباد و دیگر افرادی که در شهر محصور مشغول زندگی و فعالیت هستند.
آقای چانگ هم اکشن هنگکنگی را میشناسد و هم میداند روایت خود را چگونه دچار پیچش کند تا مخاطب در این پیچ و خمها و شلوغیها گم نشود. او از نیمهی روایت کمکم راههای ارتباط بین زمان حال و گذشتهای را که در ابتدای فیلم شرح داده بود ایجاد میکند و روایت بهنوعی دچار وسعت میشود. این اثر یک اکشن ساده و متوسط هنگکنگی است که هیچ نشانی از گزافهگویی در آن دیده نمیشود. کارگردان روی صحنههای اکشن و استوریبوردی که در ذهن دارد مسلط است و به همین سبب است که برشهایاش در حین سکانسهای اکشن و تعقیبوگریز همان هیجانی را که انتظار میرود به مخاطب منتقل میکند. مخاطب ژانر اکشن یکی از کمتوقعترین مخاطبان سینماست و شاید بههمین دلیل است که بیشترین تعداد آثار در سینمای گروه ب به این ژانر اختصاص دارد. در سینمای چین و هنگکنگ هم کم نیستند آثاری که حتی برای یک بار تماشا نیز مناسب نیستند. به همین سبب است که چنین اثری در سینمای پر کار چینیزبان بسیار غنیمت است و بهراحتی میتواند مخاطب سینمای اکشن را طی دو ساعت سرگرم کند. آنچه در این اثر مهم است شخصیتپردازیهای بهجای کارگردان از کاراکترهای گردباد و لوک است، اما به همین میزان از شخصیتپردازی دیگر کاراکترها عاجز مانده است و آنها آنطور که باید لوک و گردباد را همراهی نمیکنند. اما در مقابل او تولد شرور داستان را کموبیش بهعنوان جبرانی برای آن ضعف در نظر گرفته است. در هر حال این عدم تناسب به کل ساختار فیلم آسیب میزند و اجازهی لذت فراوان مخاطب از این اکشن خوب هنگکنگی را نمیدهد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.