پوستر فیلم مرا به ماه پرواز ده

آقای برلانتی و همان دنیای میانه

مرا به ماه پرواز ده
Fly Me to the Moon
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۶+
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«گرگ برلانتی» یا در میان ابرقهرمان‌های دی‌سی غور کرده یا کمدی‌-عاشقانه‌های میانه‌ی هالیوودی را کارگردانی کرده است. این کارگردان پرکار که در حوزه‌ی نگارش، تهیه‌کنندگی و کارگردانی آثار سینمایی و تلویزیون دهه‌ی بسیار شلوغی را از سر گذرانده به‌صورت خیلی ناخواسته وارد پروژه‌ای بزرگ در سینمای جریان اصلی شده است. در استودیوهای هالیوودی همه‌چیز از قبل مشخص است، مگر اینکه نام شما آن‌قدر بزرگ باشد که آن‌ها از نقطه‌ی صفر در برابر شما کرنش کنند. گرگ برلانتی نه نام بزرگی‌ست و نه تا کنون اثری تأثیرگذار را در هالیوود رهبری کرده است. به همین سبب است که او و دیگران را همچون «ناصر الجوهر» در فوتبال عربستان کارگردان‌های تلفنی می‌نامند که به‌یک‌باره در یک پروژه که برخی از توافق‌های قبلی به سرانجام نرسیده‌اند و حال پروژه سرگردان است حاضر می‌شوند. هدف از این مقدمه در باب دنیایی که آقای برلانتی در آن سیر می‌کند این بود که از فیلم جدید این کارگردان نباید انتظار زیادی داشت؛ حتی اگر پوستر آن منقش به ستاره‌های سینمای هالیوود چون «چانینگ تیتم» و «اسکارلت جوهنسن» باشد!

در این روایت به دهه‌ی پر از کشمکش ایالات متحده سفر می‌کنیم؛ دهه‌ای که از موفقیت پروژه‌ی اسپوتنیک ۱ شوروی آغاز شد و دولتمردان ایالات متحده را برای گام گذاشتن در ماه وادار به سرمایه‌گذاری‌های کلان در پروژه‌ی اپولو کرد و در نهایت اپولو ۱ با شکستی سنگین مواجه شد. اما طبق قولی که کندی داده بود، ایالات متحده باید تا سال ۱۹۶۹ قدم روی ماه می‌گذاشت. طی این دهه جنگ ویتنام سر و صدای زیادی به پا کرد، جنبش‌های مدنی جامعه‌ی سیاه‌پوستان و جنبش‌های فمینیستی و اعتراض‌های‌اشان در کنار هرج و مرج هیپی‌های مخالف جنگ شهرهای بزرگ ایالات متحده را صحنه‌ی اعتراضات مختلف کرده بود. اما این فیلم از آن شلوغی‌ها فاصله گرفته و سعی دارد فقط از طریق قاب تلویزیون‌های سیاه‌و‌سفید واقع در فروشگاه‌های لوازم خانگی و اتاق متل‌ها از آن‌ها یادی کند. اما باز هم این فیلم قرار نیست به پروژه‌ی آپولو ورود کند و وارد داستان آرمسترانگ و دوستان شود. احتمالاً مخاطب برای درک بهتر این موضوع به فیلم «اولین انسان» آقای «دمین شزل» رجوع کند و از روایت این فیلمساز صاحب امضاء در به تصویر کشیدن انزوای سرشار از سکوت نیل آرمسترانگ نهایت لذت را ببرد. این فیلم قرار است پروژه‌ی آپولو یازده را از طریق یک زن زیبای بازاریاب که از طریق دولت استخدام شده و مدیر پروژه‌ی آپولو پیش ببرد.

همان‌طور که از ابتدا مشخص است داستان فیلم چیزی برای عرضه ندارد و همه‌ی توان کارگردان روی خلق یک عاشقانه-کمدی با ضربآهنگ بالاست. آقای برلانتی هدفی جز این هم ندارد. در این اثر با داستانی به‌غایت دم دستی مواجه هستیم که کارگردان هیچ دخل و تصرفی در آن نداشته و صرفاً به‌عنوان یک اپراتور در آن حضور دارد. چانینگ تیتم یکی از آن بازیگران با استعداد هالیوودی است که با گذشت هر سال دائم در همان دنیای عاشقانه-موزیکال-کمدی‌ها غرق می‌شود و نه خودش و نه هیچ فیلمسازی سعی در بیرون آوردن او از این گرداب ندارد.

در این روایت کاراکترهای اصلی آن‌قدر حفره دارند که به‌نظر می‌رسد آقای برلانتی دست از سر کاراکترهای فرعی برداشته است و در مجموع قاب‌هایی را بسته که جز تصنعی هالیوودی با همان امضاهای پر زرق و برق و رنگارنگ طراحی لباس و چهره‌پردازی زنان چیزی ندارد. اگر فیلم مستندنمای «نیمه‌ی تاریک ماه» را که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد مشاهده بفرمایید، با اصل توهم توطئه‌ای که در آن عنوان می‌شود امکان فیلمبرداری روی ماه وجود نداشته روبه‌رو می‌شویم؛ جایی که بیوه‌ی آقای کوبریک عنوان می‌کند که استنلی کوبریک چگونه از طریق سی‌آی‌ای مجاب به ساخت فیلمی بدلی از فرود روی ماه شد(که البته در این مستندنما همه‌چیز یک شوخی ساده با آن توهم توطئه است). در این اثر نیز آقای برلانتی نه با نام آوردن از کوبریک، بلکه از طریق ایجاد فضایی کاملاً کمدی و به‌نوعی هجو گونه این تئوری توطئه را به باد تمسخر می‌گیرد و در پرده عنوان می‌کند که فیلم قدم گذاشتن آرمسترانگ روی ماه واقعیت محض بود. شاید اگر کمپانی کلمبیا با نگاهی به فیلم نیمه‌ی تاریک ماه نگارش فیلمنامه‌ی این فیلم را آغاز می‌کرد، اکنون با اثری به مراتب قابل تأمل‌تر در سینمای کمدی مواجه بودیم و نه یک عاشقانه-کمدی سوء‌استفاده‌گر از یک مقوله‌ی مناقشه‌برانگیز در نگاه طرفداران تئوری توطئه.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟