نوجوانان بیش از همه به محیط اطرافشان اهمیت میدهند
«میگل» پسر نوجوان و پرشوری است که تلاش میکند محلهای که در آن زندگی میکند را زنده نگه دارد. محله در حال فروپاشی است. بسیاری از افراد خانهها و مغازههای خود را بهدلیل مشکلات مالی به مشاور املاک جدیدی که به آن محله آمده است فروختهاند و محله دیگر مانند گذشته نیست. از سوی دیگر بسیاری از اشخاصی که املاک خود را فروختهاند ناگهانی ناپدید شده و خبری از آنها در محله نیست، گفته میشود که آنها به صورت شبانه این محله را ترک کردهاند. این اتفاقها آنقدر در نظر میگل عجیب است که او مطمئن است خبرهایی در محله است و انگار تنها کسی که به این اتفاقات اهمیت میدهد هم او است. در راه این تلاش، یک شب میگل مردی عجیب را میبیند و شاهد کشته شدن یک نفر توسط خونآشامها میشود. او داستان را برای دیگران تعریف میکند، اما کسی جز دو دوست صمیمیاش «بابی» و «لویز» این حرف را باور نمیکنند. پس آنها در ادامهی راه خود تلاش میکنند حرف خود را به اثبات برسانند.
بعد از اینکه در فیلم «گرگ اسنوهالو» گرگینهها بهصورتی نامحسوس به تمسخر گرفته شدند، این فیلم اما ادای احترامی کرد به خونآشامها. اگرچه فیلم کمدیست، اما نوع برخوردش با خونآشامها و داستانِ شکل گرفته در آن توانست هم خونآشامها را به خوبی نشان دهد و هم شکارچیان آنها را که نوجوانانی بیش نبودند. اگر طرفدار خونآشامها نیستید و چیزی هم در رابطه با آنها نمیدانید، پیشنهاد میکنم این فیلم را ببینید. چرا که در مدت زمانی کم اطلاعاتی دربارهی این موجودات عجیب به شما میدهد. موجوداتی که در حال درنوردیدن سینما و تلویزیون هستند. اگر فیلم «پسران گمشده» را که در سال ۱۹۸۷ دربارهی این موجودات ساخته شد را نادیده بگیریم، «گرگ و میش» را میتوان اولین فیلم پرطرفدار در این ژانر طی دو دههی اخیر دانست. بعد از آن سریال پرطرفدار «دفترچهی خاطرات خوشآشامها» در سال ۲۰۰۹ و دو قسمت بعدی فیلم گرگ و میش بود که نگاه جدیدی برای ورود این موجودات به سینمای جدید باز شد. خلاقیت، تخیل، هیجان و داستانسرایی المانهایی هستند که این ژانر را زنده نگه داشتهاند. فیلم خون آشامها در برابر برانکس اما از چاشنی طنز استفاده کرده است و همین چاشنی میتواند کسانی که چندان علاقهای به این ژانر ندارند را نیز راضی نگه دارد.
مزیت اصلی این فیلم روایت داستانی و داستان پخته و بدون ایراد آن است. فکت و اتفاق جدیدی در فیلم رخ نمیدهد. یعنی خونآشامها همان کارهایی را میکنند که در مابقی فیلمها دیدیم؛ در روز و نور خوشید نمیتوانند زنده بمانند و با همان وسایل خاص نیز میمیرند. این مواجههی نوجوانان با آنها و چالش پیشِ روی این نوجوانان است که فیلم را جذاب کرده است. تعادل موجود بین دنیای فانتزی این موجودات و دنیای واقعی پیرامون محلهی برانکس نیز قابل ستودن است. فیلم به معضلات موجود در این محله نیز میپردازد؛ نبود شغل، وجود باندهای خطرناک و … . حتی کمکی که تکنولوژی و اینستاگرام به این نوجوانها برای حل مشکل پیش آمده میکند نیز بهجا و قابل قبول است.
در چندین سکانس و هنگام مرگ این خونآشامها استفاده از جلوههای ویژه بصری نیز بهدرستی صورت گرفته است و حس واقعی بودن تصاویر را به بیننده القا میکند. حتی در سکانسهایی وحشت نیز به بیننده وارد میشود. از این روست که به راحتی میتوان این فیلم را از آن دست فیلمهای کمدی-ترسناکی دانست که توانسته تعادل را بین این دو ژانر بهخوبی ایجاد کند. فیلم نوجوانپسند است اما بزرگسالان را نیز راضی میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.