پوستر فیلم گردبادها

آقای چانگ سینمای خودت چه مشکلی داشت؟

گردبادها
Twisters
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۲+
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

ای کاش می‌شد پاسخی غیر از پول و شهرت را برای حماقت برخی از سینماگران مستقل که بدون آگاهی از توانایی خود در پیشبرد روایت درون ابراستودیوها دست به ساخت اثر تحت لوای آن‌ها می‌زنند پیدا کرد. «لی آیزک چانگ» جدیدترین مثال این دست فیلمسازان مستقل است. بسیاری از مخاطبان سینما او را با فیلم «میناری»، محصول ۲۰۲۰، می‌شناسند که درامی نرم و در عین حال تأثیرگذار در باب مواجهه‌ی یک خانواده با مقوله‌ی مهاجرت بود. حال او دست به ساخت اثری زده که نه‌تنها با دنیای آثار قبلی او بسیار متفاوت است، بلکه حتی نزدیک به یک روایت متوسط و سرگرم‌کننده نیز نیست.

فیلم «گردبادها» هر آنچه را که باید داشته باشد ندارد. این اثر در ساده‌ترین توصیفی که می‌توان در باب آن گفت فیلمی شلخته، بی در و پیکر، باری به هر جهت و در نهایت بدون قصه است. آقای چانگ روایت را با مقدمه‌ای آغاز می‌کند که یک تیم تحقیقاتی جوان و محلی برای خنثی کردن یکی از گردبادهای بزرگ موسمی در ایالات متحده به جنگ با آن می‌روند. سرگروه آن‌ها دختری با نام کیت است که در نهایت فقط او و جوانی با نام خاوی زنده می‌مانند. آقای چانگ از همان ابتدا به مخاطب اعلام می‌کند که با اثری مواجه است که ضربآهنگی به‌شدت بالا دارد. کار بدی نیست. اما ایشان فقط ضربآهنگ فیلم خود را بالا برده و بس. روایت و قصه‌ای در کار نیست که همگام با این سرعت اتفاقات فیلم برای مخاطب تصویر کند. در این فیلم حتی کاراکترهای اصلی، یعنی کیت و تایلر، هم شخصیت‌پردازی نشده‌اند. در طول فیلم با گزین‌سکانس‌هایی مواجه هستیم که گردبادها در میان آن‌ها باعث همهمه‌ای بی‌مفهوم می‌شوند. آقای چانگ حتی خودش نیز نمی‌داند روایت را به چه سویی ببرد؛ آیا صرفاً با یک عاشقانه-هیجان‌انگیز تصادفی و کلیشه مواجه هستیم؟ آیا قرار است وارد درون‌مایه‌ای علمی-تخیلی شویم که کارگردان از طریق جلوه‌های ویژه مخاطب را مجاب به تماشای اثر کند؟ آیا با کاراکتری قرار است مواجه شویم که رنج فقدان دوستان صمیمی‌اش او را در بر گرفته و حال قصد دارد بر ترس و رنج خود غلبه کند؟ ای کاش حداقل یکی از این درون‌مایه‌ها تبدیل به هسته‌ی مرکزی روایت می‌شد تا اکنون به‌سادگی در باب اثری که می‌توانست یک فیلم متوسط و کلیشه مانند بسیاری دیگر از آثار استودیی باشد بنویسم. اما این اتفاق رخ نمی‌دهد. آقای چانگ در اثر جدید خود وارد بازی دو سر باختی شده که بسیاری دیگر از مستقل‌سازان نیز همان مسیر را پیموده بودند.

در مرورهای بسیاری طی این چند سال عنوان کرده‌ایم که اگر فیلمسازی آن‌قدر توانایی دارد که خودش و تفکرش را بر استودیو غالب کند و در نهایت اثری با امضای خود را از درون این غول‌های هالیوودی بیرون بکشد باید به سمت این زرق و برق برود. اما زمانی که فیلمساز صرفاً پول و شهرت و مصاحبه‌های بیشتر و قراردادهای نان و آب‌دار آینده را در نظر بگیرد، نتیجه‌اش فیلم گردبادهای آقای چانگ است. این فیلم در خوشبینانه‌ترین حالت حتی از استاندارد یک اثر صرفاً سرگرم‌کننده‌ی هالیوودی هم ضعیف‌تر است. فیلمسازی که خود در بسیاری از آثارش فیلمبردار بوده و قاب‌بندی را می‌شناسد به‌راحتی می‌تواند با یک اثر مضحک همه‌ی توانایی‌های‌اش را زیر سوال ببرد!

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟