زوج بازیگری مت دیمن و کیسی افلک پس از ۲۳ سال
چند ماه پیش بود که فیلم «میخانهی بینراهی» از آقای «داگ لیمان» را مرور کردیم. حال اثر جدید دیگری از این کارگردان با نام «آشوبگران» را مرور میکنیم که رنگ و بویی دیگر دارد. این اثر نیز مانند اثر قبلی یک کمدی-هیجانانگیز است. اشکالی که به اثر قبلی آقای لیمان وارد بود عدم تطابق بازی بازیگری چون «جیک جیلنهال» با نابازیگری چون «کانر مکگرگور» بود که بویی از تبلیغاتی خاص و اسپانسرینگ میداد. همین نکته باعث افت شدید روایت شده بود. اما آقای لیمان که خود زمانی یک از فیلمسازان پیشرو در سینمای پستمدرن آمریکایی در دههی ۱۹۹۰ بهحساب میآمد، در اثر جدیدش از زوج بازیگری «مت دیمن» و «کیسی افلک» بهره برده است. آخرین باری که این دو بازیگر در کنار یکدیگر بهعنوان بازیگران نقش اول نقشآفرینی کردند به سال ۲۰۰۲ و فیلم «گری» اثر آقای «گاس ون سانت» باز میگردد. این انتخاب اهمیت دیگری دارد و آن هم ورود دوبارهی کیسی افلک پس از سالها به خط اصلی سینمای هالیوود است.
آقای لیمان روایت را با پردههایی از زندگی کابی و روری آغاز میکند. روری یک کهنهسرباز تفنگداران دریایی آمریکا است که هر هفته میل به خودکشی در او تشدید میشود و بههمین سبب با تراپیست خود جلساتی را برای پیدا کردن روزنهای برای امید در زندگی دارد. او تنها خواستهای که دارد دیدار دوبارهی پسر نوجواناش است و مشکلات مالی باعث شده تا خود را از دید فرزند پنهان کند. از آنسو با کابی مواجه هستیم که او هم اتفاقاً پسری تازهنوجوان دارد و گویا بهسبب سابقهدار بودن نمیتواند فرزندش را در کنار خود داشته باشد. در این دو پرده از زندگی شخصی این دو کاراکتر با مردانی مواجه هستیم که بهسبب نوع نگاهاشان برای ادامهی زندگی در دو مسیر متفاوت گام برمیدارند؛ کابی زندگی کنونی خود را پذیرفته و زیست خود را با هر رخداد غیرمترقبهای که در زندگی پیش میآید ادامه میدهد. اما روری صرفاً با مشاورههای تراپیست خود است که به زندگی ادامه میدهد. آقای لیمان این دو را در بطن یک سرقت از گاوصندوق مربوط به کمپین شهردار شهر بوستون قرار میدهد. پس از این سرقت ناموفق است که روایت وارد مسیری میشود که این دو نگاه به زندگی در کنار یکدیگر قرار میگیرند و موقعیتهای کمدی باعث مفرح شدن فضای روایت میشوند.
آنچه این اثر را نسبت به اثر قبلی آقای لیمان ساختارمند میکند همخوانی بازی دیمن و افلک است. این دو کاراکترهایی را به تصویر میکشند که دیالوگهایاشان با یکدیگر و واکنشهایاشان به موقعیتهای مختلف در روایت فضایی کمدی-ابزورد را به روایت میدهد. کارگردان آنقدر از کاراکترهای خود مطمئن است که اکشن را از روایت میگیرد تا مخاطب بیشتر و بهتر در میان جهانبینی دو کاراکتر زیست کند. آقای لیمان مدتهاست که در سینمای تجاری و سرگرمی زیست میکند و ساختار این نوع سینما را میشناسد. اما در برخی از آثار خود گویی چینش ناموزونی از بازیگران را در کالبد کاراکترهایی قرار میدهد که فرسنگها از خود بازیگران و تواناییهایاش دور هستند. اما در این اثر او صرفاً با دیالوگنویسی و خلق موقعیت بر اساس آن دیالوگها روایت را پیش میبرد. کابی و روری تبدیل به زوجی میشوند که هم موتیف کلامی دارند، هم موتیف چهرهای و در نهایت از بین دیالوگهای خود مخاطب را درگیر مدینهی فاضلهای با نام مونترئال میکنند که گویی خط وصل همهی کاراکترهای درگیر در روایت است.
اما مشکل این فیلم خردهروایتهایاش در باب کاراکترهای فرعی است. آقای لیمان خیلی دوست دارد که همگام با کاراکترهای اصلی خود، کاراکترهای فرعی را نیز در روایت جای دهد تا مخاطب با روایت وسیعتری مواجه شود. اما متأسفانه بسیاری از این کاراکترها عقیم باقی میمانند و اتصال خود را به جریان اصلی روایت از دست میدهند. در نتیجه هر نقطهای که روری و کابی حضور داشته باشند گویی روایت در اوج خود به سر میبرد و هر نقطه که کاراکترهای فرعی حضور دارند با انبوهی از کلیشههایی مواجه هستیم که گویی کارگردان نه روی دیالوگنویسی آن چندان تمرکز دارد و نه روی شخصیتها.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.