پوستر فیلم من نفرت‌انگیز ۴

خنده‌هایی که جسته و گریخته بودند

من نفرت‌انگیز ۴
Despicable Me 4
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۶+
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

فرنچایز «من نفرت‌انگیز» به ایستگاه ششم خود رسیده است و آقای «کریس ریناد» همچنان در حال ارتزاق از کاراکترهایی است که نزدیک به یک دهه مخاطب دنیای انیمیشن را با خود همراه کرده‌اند. از زمانی که گرو و مینیون‌ها و آن سه کودکی که او همچون پدر در آغوش‌اشان گرفت، به‌وجود آمده‌اند تا کنون ۴ اثر اصلی تحت نام «من نفرت‌انگیز» با محوریت گرو و ۲ اثر اسپین‌آف در باب مینیون‌ها و کودکی گرو ساخته شده است. آنچه این انیمیشن و کاراکترهای‌اش را بیش از پیش در نظر مخاطب سینما ماندگار کرده حضور موجوداتی ریز با نام مینیون‌هاست که از همان ابتدا به جای‌جای زندگی کودکان و نوجوانان راه پیدا کردند؛ کاراکترهایی کاملاً انعطاف‌پذیر که گویی روی آمریکایی و تجاری‌تری از بره‌های ناقلای بریتانیایی بودند. مینیون‌ها همچون آن بره‌های بریتانیایی گستره‌ی شخصیتی داشتند، اما تفاوت‌اشان با آن‌ها در تنوعی بود که باعث می‌شد قصه‌های بسیاری را در لوکیشن‌های مختلف برای مخاطب نقل کنند.

در فیلم چهارم از سری «من نفرت‌انگیز» مخاطب با همان چیزی که انتظارش را می‌کشد روبه‌رو خواهد شد و به‌طور حتم تقابل کاراکترها – از اکنس کوچولو تا مینیون‌ها – باعث گذراندن لحظاتی مفرح برای مخاطب بزرگسال و کودک خواهد شد. اما آیا صرفاً این تقابل‌ها در یک انیمیشن‌ ۹۰ دقیقه‌ای و بلند می‌تواند بدون قصه‌ای منسجم مخاطب را کاملاً درگیر روایت کند؟ ‌باید گفت خیر. روایت آقای ریناد پس از شش اثر بلند و انواع و اقسام پاره‌های تبلیغاتی مختلف در گوشه‌و‌کنار دنیا باز هم داستانی منسجم را مقابل چشم ما قرار نمی‌دهد. داستان او این‌بار به دوران افول گرو می‌پردازد که برای حفظ جان خود و خانواده به شهری با نام «می‌فلاور» نقل مکان می‌کند تا از تیررس دوست قدیمی و دشمن کنونی و شرور خود در امان بماند. آقای ریناد در پرده‌ی اول سعی دارد گرو را تبدیل به پدری کند که واقعاً نقطه‌ضعف‌اش آسیب دیدن فرزندان است. اما او قادر نیست این رابطه را حتی در همان دنیای ساده و کمیک‌اش تصویرسازی کند. در نتیجه از همان ابتدای فیلم تا انتها فقط با پاره‌هایی مواجه هستیم که تمرکز اصلی مخاطب را معطوف به مینیون‌ها و حماقت‌های همیشگی‌اشان می‌کند.

آقای ریناد در فیلم ششم به‌راحتی نوشیدن یک آب گوارا می‌توانست مخاطب را با گستره‌ای روایی مواجه کند که از طریق آن هم قصه‌ای زیبا نقل شود و هم در دل این قصه موقعیت‌های بی‌شمار کمدی باعث فرح‌بخشی اوقات مخاطب شود. این فیلم مشکل قصه دارد و نه چیز دیگری. کارگردان همه‌ی تمرکز خود را روی تولید اثری گذاشته که گویی در دنیای انبوه انیمیشن‌های کامپیوتری ترس از فراموشی دارد. شاید تنها نقطه‌عطف روایت همان پارودی‌های هالیوودی است که در این اثر به خوبی مخاطب را درگیر می‌کند و باعث خنده‌ی او می‌شود؛‌ از پارودی چهار شگفت‌انگیز گرفته تا انتقام‌جویان و مأموریت غیرممکن و در نهایت مرد عنکبوتی. اما همه‌ی این‌ها می‌توانست تبدیل به کلیپ‌های کوتاهی شود که طی یک سال مخاطب را برای لحظاتی بخندانند و نه کنار هم قرار گرفتن آن‌ها تحت یک اثر بلند سینمایی. در یک روایت بلند انیمیشنی قصه مهم است و بس. کارگردانی که نتواند با این همه کاراکتر پرداخت‌شده از گذشته و تجربه‌ی ۱۰ساله‌ی کار با آن‌ها مخاطب را درگیر یک قصه‌ی منسجم کند، بهتر است برای مدتی دست از کار بکشد یا حداقل این کاراکترها را در اختیار ذهنی منسجم‌تر و خلاق‌تر قرار دهد تا از دل آن‌ها قصه‌ای سرگرم‌کننده را به مخاطب هدیه دهد. در هر حال مینیون‌ها و گرو و خانواده‌اش در ذهن مخاطب سینما جایگاه ثابتی پیدا کرده‌اند و باید دید آقای ریناد حاضر می‌شود این کاراکترها را به ذهنی دیگر بسپارد یا همچنان خودش و آقای پیر کافین اصرار به ساخت ادامه‌‌ی این فرنچایز دارند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟