از سر دیزنی هم زیاد بود
اگر از میراث دیزنی بپرسید باید گفت که این ابرکمپانی هالیوودی طی یک دههی اخیر تقریباً همهی میراث سرگرمی خود را فدای سیاستهای موجوار در جامعهی آمریکایی کرده است. دیزنی تقریباً دیگر کمپانی خوشنامی نیست و حتی اگر اثری در خور روی پرده ببرد باز هم مخاطب سینما با بدبینی پای آن اثر خواهد نشست و با همین عینک بدبینی مناسبات بین کاراکترها و شخصیتپردازیها را دنبال میکند. وضعیت دیزنی و نتفلیکس بیش از هر کمپانی دیگری در هالیوود تبدیل به میمها و شوخیهای شبکههای اجتماعی شده است. آقای «خواکیم رانینگ» نروژی نیز یکی از تازهفرزندان خلف دیزنی است که تا پیش از این فیلم «مالیفسنت» را با همکاری این کمپانی روی پرده برده است. البته که او پیش از این فیلم نیز یکی از قسمتهای «دزدان دریای کاراییب» را بهصورت کارگردانی مشترک روی پرده برده بود. حال در سال ۲۰۲۴ دوباره دیزنی و آقای رانینگ قرار است مخاطب را وارد یکی دیگر از دنیاهای داستانی با امضای دیزنی کنند. داستان این فیلم برگرفته از کتابی با همین نام دربارهی «ترودی ادرلی» است که توانست کانال مانش را بین فرانسه و انگلستان با شنا طی کند.
در مرور تاریخ سینمای زن از جنبش اول فمینیسم گفتیم و اینکه زنها طی این جنببش چگونه سعی کردند ابتدا حق رأی بگیرند و سپس برای آزادیهای اجتماعی قدمبهقدم پیش بروند. داستان ترودی نیز در ابتدای قرن بیستم میگذرد. آقای رانینگ در ابتدا مخاطب را با ترودی کودک روبهرو میکند که خانواده امیدی به بهبودی او از بیماری سرخک ندارند. اما ترودی موفق میشود و با کمی از دست دادن شنوایی به زندگی بازمیگردد. پس از این افتتاحیه وارد دههی ۱۹۲۰ و تلاش ترودی و خواهرش برای یاد گرفتن شنا میشویم. داستان آقای رانینگ از همین نقطه قرار است مخاطب را در برابر محدودیتهایی قرار دهد که قانون عرفی و اجتماعی بر زنان تحمیل کرده است. اما او در حال ساخت اثری برای دیزنی است و نباید چندان در این محدودیتها خرد شود. بله، بازنمایی عکسهای قدیمی کنار ساحل و متر کردن بیکینی زنان کنار ساحل، برخی نماهای کوتاه از نگاه تمسخرآمیز مردان به زنان و در نهایت سنگ انداختن پیش پای زنان در مجموع چند دقیقه را از کل این روایت ۱۲۹ دقیقهای به محدودیت زن در جامعهی آن زمان اختصاص میدهد.
این فیلم خوشساخت، شیک و اتفاقاً دارای استانداردهای یک اثر در سینمای سرگرمی است. آن چیزی که این اثر کم دارد آنِ سینمایی است. آقای رانینگ در حال شخصیتپردازی ترودی بهعنوان دختری است که کمی مشکل شنوایی دارد. اما چون این مشکل شنوایی باعث میشود برخی خردهروایتها به اثر ورود کنند در نتیجه به حاشیه رفته و هر کجا آقای کارگردان صلاح ببیند ترودی مشکل شنوایی دارد و هر جا بخواهد او گوشهایاش تیزتر از هر انسان دیگری است. اثر آقای رانینگ صرفاً همراه مقداری پاپکورن و دیگر مخلفات برای گذران ساعتی در یک روز تعطیل مناسب است؛ این همان هدف غایی دیزنی است و نه چیز دیگر. باید گفت او و کمپانی مورد علاقهاش در این زمینه موفق بودهاند. اما زمانی که از منظر کاراکتر اصلی و دنیای پیرامون آن این رخدادهای واقعی را تجسم میکنیم ضعف روایت در همهی سطوحاش بهوضوح نمایان میشود. آقای رانینگ در این اثر حتی نتوانسته بخشی از تعلیقهای فیلمی همچون «نایاد» را تصویر کند. ترودی ادرلی ساختهی دیزنی با همان شیکی و حماقتی که کمپانی میخواهد مسیر مانش را بدون مشکل از سر میگذراند. در مجموع باید گفت که چنین اثری در برهوت آثار پوچ دیزنی بهنوعی موفق محسوب میشود و از سر کمپانی دیزنی زیاد هم هست.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.