مارکوس پسر نوجوانیست که باید سال جدید را در مدرسهای جدید شروع کند اما او همانقدر که باهوش است همانقدر هم ناتوان است از اینکه در برابر هم مدرسهایهای بزرگتر از خودش دفاع کند. او توسط یکی از این پسرهای نوجوانِ بزرگتر از خودش -کِلِی- مورد آزار قرار میگیرد. دوست دختر سابق آن پسر -کَسی- که اتفاقاً دختر خوبیست -همان کلیشهی دختر خوب با پسرهای نادرست- متوجه این آزار شده و سعی میکند به مارکوس کمک کند. او با کلی صحبت کرده و کلی نه خود دیگر مارکوس را آزار میدهد و نه اجازه میدهد کسی او را اذیت کند. فردای این اتفاق کِسی گم میشود و مارکوس و دوستاناش سعی میکنند او را بیابند.
داستان فیلم «آنچه ما یافتیم» به همین اتفاقات بسنده نمیکند و پر است از اتفاقات پیرامونی که دلیلی برای وجودشان نیز در فیلم نیست؛ نبود پدر کسی و رابطهی کسی با مادرش. رفتارهای پدر هالی با مادرش چنان که به ضربوشتم نیز کشیده می شود. داستان دوست پسر جدید کسی و دوست پسر قدیمی او. همکاری کلی با یک باند بزرگ که دقیقا هم مشخص نمیشود کار آنها پخش چه موادی ست. همکاری یک پلیس با این باند مواد فروش. و نیز ارتباطی که حس میشود بین رئیس پلیس خانم آن منطقه با همین پلیس فاسد وجود دارد که البته که در فیلم هیچ اشارهای به این رابطه بهطور واضح هم نمیشود. فیلم با تمام این اتفاقات پر شده است و مهمترین سوال را برای مخاطب خود ایجاد میکند که آیا نیاز به وجود همهی این اتفاقات در فیلم بود؟ از این روست که این فیلم به آشفتهبازاری تبدیل شده است که نمیتواند به همهی این شخصیتها بپردازد و از اصل موضوع هم فاصله گرفته است. تنها شخصیتی که کموبیش به آن توجه میشود مارکوس است که قرار است به جای تمام بزرگسالان، این معمای مفقود شدن و یا حتی قتل را حل کند.
چندین سال است فیلمهایی که قرار است در حیطهی نوجوانی رخ دهد تبدیل به صنعت درآمدزایی شده و همه میخواهند به آن وارد شوند و دستی در آن داشته باشند. در این میان کارهای خوبی نیز بیرون آمده است. قهرمانهای نوجوانی که در کنار بزرگسالان میتوانند باعث تغییر دنیا شوند. ابتدای فیلم «آنچه ما یافتیم» ما را بهیاد سریال «چیزهای عجیب» میاندازد؛ سریالی که در آن نیز گم شدن یکی از همکلاسیها باعث اتفاقاتی میشود. اما شباهت این دو فیلم به همین جا ختم میشود. سریال چیزهای عجیب در ژانر ترسناک و علمی تخیلی است. به همین علت، افتادن هر اتفاقی میتواند آنجا معقول به نظر برسد؛ اگرچه برای آن اتفاقات نیز باید دلیل خوبی وجود داشته باشد. اما این فیلم را شاید بتوان در ژانر رازآلودگی قرارش داد؛ اگرچه آنچنان رازی هم پشت اتفاقات نیست و فیلم بیهوده با اتفاقات زیاد رودهدرازی کرده و بیننده را خسته و حتی ناامید هم میکند. اینکه بینندهی نوجوان هم پای این فیلم بنشیند خود جای تعجب دارد. شاید تنها مزیت فیلم بازی بازیگران نوجوان آن باشد که توانستهاند با شور و هیجان خود کمی فیلم را قابل تحمل کنند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.